12 سپتامبر
2013 ساعت 5 بعد از ظهر
بسم الله الرحمن الرحیم
بخش دوم - علم اصول حق و حقوق حسابی = علم اسرار حروف مرقم و
رمز
رقمی 7 اشکار کننده معانی باطن ایات قران کریم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی
إِبْرَاهِیمَ وَآلِ إِبْرَاهِیمَ، فی العلمین
إِنَّک حَمِیدٌ مَجِیدٌ
وبَارِکْ
عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا بَارَکْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ وَ آلِ
إِبْرَاهِیمَ، فی العلمین إِنَّک حَمِیدٌ
مَجِیدٌ
مقدمه حدیثی - اصول و رسم الخط و ضوابط و رمز و سامانه های عددی محاسبه علم اسرار
حروف مرقم در
قران کریم
زبان
قران= بیان امر های واقع تکرار شونده و
مستمر است از اینرو پیامبر هم یاد اوری کرد که انچه در گذشته شده در اینده هم
خواهد شد و تاریخ در رنگ و شکل و افراد تغییر می کند اما محتوای ان تکرار و استمرار امر های واقع است یعنی انچه در
گذشته شده در اینده هم حد اقل یک بار دیگر تکرار خواهد شد اموری که حق محض هستند مظهر حق و
اموریکه محض باطل هستند مظهر باطل هستند و اموری که سر گردان بین حق و باطل هستنتد مظهر تذبذب
هستند و در طول تاریخ تکرار و استمرار دارند برای همین قران کتاب همه زمانی و همه مکانی
است این احادیث پیامبر = زبان قران را بیان می کند
1 ـ
تفسير ابن كثير ج 3 ص 620 في قول الله تعالي ـ لتركبن
طبقاً عن طبقاً
قال رسول الله (ص)-
لتركبن
سنن من كان قبلكم حذو القذه بالقذه حتي لو دخلو جحر ضب لدخلتموه قالوا
يارسول الله: اليهود و النصاري' ـ قال فمن
ترجمه:
البته سوار ميشويد سنتهاي كساني كه بودند قبلتان- برابر جز به جز حتي
اگر داخل شدند در لانه سوسماري البته داخل ميشويدش گفتند يارسول الله مثل
يهود و نصاري گفت پس چه كساني (غير از آنها)
2 ـ
بخاري ج 4 ص 187، مسلم ج 8 ص 57، احمد ابن حنبل ج 2 ص 84
قال رسول
الله(ص) تتبعين سنن من كان قبلكم شبراً بشبرا و ذراعاً
بذراع حتي لو دخلوا جحرضب تبعتموهم ـ قلنا يا رسول الله اليهود و نصاري؟ قال
فمن ؟
ترجمه:گفت
رسول خدا (ص) پيروي ميكنيد سنتهاي كساني كه بودند قبلتان وجب به وجب و
متر بهمتر حتي اگر داخل شدند در لانه سوسمار پيروي كرديد ايشان را گفتيم يا
رسول الله منظورتيهود يا نصاري است گفت پس چه كساني (غير از آنها)
شرح:بر
پايه اين احاديث ميفهميم كه چرا محمد و آل محمد كما ابراهيم و آل ابراهيم
بايد باشند چوندر امتهاي گذشته ابراهيم و آل ابراهيم به عنوان رهبران
ديني مأموريتي براي رسالت الهيداشتند از اين رو كما محمد و آل محمد نيز مظهر آنها خواهند بود. يعني آنچه در رابطه با
ابراهيم وآل ابراهيم اتفاق افتاده است در رابطه با محمد و آل محمد و
مأموريتي كه دارند اتفاق خواهد افتاد واین مردم هم همان امتحاني را خواهند
داد كه امتهاي قبل در رابطه با ابراهيم و آل ابراهيمدادهاند
1- سوره
انعام آيه 38:
نزلنا
عليك الكتاب تبياناً لِكل شىء
فرستاديم
بر تو كتاب را بيان كننده براى همه چيز است.
و يا
سوره انعام آيه 38:
ما فرّطنا
فى الكتاب من شىء
فروگذار نكرديم در كتاب از چيزى = همه چيز را
قرآن بيان كرده است
سوره 6
ايه 59
لا رطب و
لا يابس الا في كتاب مبين
نيست تري
و نيست خشكي مگر در کتاب مبین است
خداوند
اين قوانين را از ابتداى خلقت در هر مرحله اى از حيات انسان به انبياء ابلاغ نمود
و انبياء به اوصياى خود آنها را تعلیم مى دادند تا در مرحله نهائى اين محمد
(ص)پيامبر خاتم است كه اين قوانين را به آل خود
بجا تعلیم می دهد البته آن هم به امر
خداوند متعال چرا كه خداوند هر كس را كه بخواهد به رحمت خود براى ماموريتي اختصاص مى
دهد از اينرو درایه زیر که نام
محمد و ال محمد مندرج
و مبطن شده است مى فرمايد:
سوره 2آيه
105:
مَّا يَوَدُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ وَلَا
ٱلۡمُشۡرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيۡكُم مِّنۡ خَيۡرٖ مِّن رَّبِّكُمۡۚ وَٱللَّهُ يَخۡتَصُّ بِرَحۡمَتِهِۦ مَن
يَشَآءُۚ ..........
١٠٥
شرح:و
اين علم چون در قرآن است و پيامبر آل محمد را بعد از خود به امر خداوند در
غدیر خم انتصاب كرد و علم الكتاب كه همان سنه الله =
قوانين خلقت هستى مى باشد را به آنها داد ناگفته نماند قوانين هستى در قرآن به اسمهای بسيا ر آمده
است كه در هر جائى از قرآن يكى از اين اسمها نام برده شده است. پيامبر خاتم قوانين
هستى را در آل خود به ارث نهاد و به همين دليل آل محمد اوصياء هستند با اين تفاوت
كه كتاب جديدى برايشان وحى نمى شود يعنى رسالتى را كه از آدم شروع شده با وجود ختم
نبوت در محمد _ اين رسالت ختم نشده و در آل محمد ادامه يافته است به همين دليل است
كه خداوند ختم رسالت را اعلام نكرده بلكه فقط ختم نبوت را اعلام كرده است- ائمه
محمد و ال محمد نباید بیشتر از فهم مردم
در ان زمان سخن می گفتند اما اصول ان را بیان کردند .
2- در كتاب مناقب ـ علي ابن محمد
الخطيب ابن مغازلي الشافعي
و فضائل
اهل البيت موفق ابن احمد الخوارزمي
قال رسول الله (ص) لما صِرتُ بين يدي
ربّي كلمني و ناجاني فما عُلُمتُ شياً اِلاّعلّمته علياً فهو باب علمي
گفت رسول خدا (ص) وقتي حاضر شدم در پيشگاه
پروردگارم صحبت كرد با منپس علم داده نشدم در چيزي مگر آن علم را دادم
به علي پس او باب علم من است.
3- کتاب ينابيع الموده ج1 ص 75
عن اصبغ ابن نباته قال سمعت
اميرالمومنين (ع) يقول اِن رسول الله علّمني الف باب و كل باب منها يفتح
الف باب فذلك الف الف علمت ماكان و مايكون الي يومالقيامة و علمت علم
المنايا و البلايا و فصل الخطاب
از اصبغ پسر نباته گفت شنيدم اميرالمومنين ميگويد
همانا رسول الله(ص)آموخت مرا هزار باب و هر باب از او باز ميكند هزار باب
پس آن هزار هزار دانستمآنچه بود و آنچه ميشود تا روز قيامت و دانستم علم
منايا و بلايا و فصل خطاب
4-کتاب ينابيع الموده ج 2 ص 74
قال رسول الله(ص) اَعَلم اُمتی
من بعدي علي ابن ابي طالب
گفت رسول خدا (ص) عالمترين امت من از بعد من علي
بن ابي طالب است.
5- کتاب كنز العمال ج 1 ص 228
عن عامر ابن واثله ـ قال: شهدت علي ابن
ابي طالب (ع) يخطب فقال ـ سلوني فوالله لاتسألوني عن شيء يكون الي يوم
القيامه الا حدّثتكم
از عامر پسر واثله گفت شاهد بودم كه علي سخن ميگفت
پس گفت بپرسيد از منپس بخدا سوگند سئوال نميكنيد از چيزي كه باشد تا
روز قيامت مگر صحبت كنمبراي شما
كتاب مناقب سبعون في فضائل اهل البيت (علي ابن
شهاب همداني)
6- کتاب الفردوس ـ ديلمي
و ينابيع الموده ج 2 ص 59 شيخ سليمان
القندوزي
قال رسول الله(ص) لكل نبي صاحب سرّ و صاحب
سرّي علي ابن ابي طالب
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) براي هر پيامبري صاحب سر است.
صاحب سري علي ابن ابيطالب است.
7- كتاب الدر منظم للزرندي
ينابيع الموده ج 1 ص 68
قال امام علي (ع) سلوني عن اسرار الغيوب فاني وارث علوم
الانبياء و المرسلين
گفت امام علي (ع) بپرسيد از اسرار غيبها (غيب نسبي)
پس همانا من وارث علومانبياء و مرسلين هستم.
8- كتاب فرائد السمطين ـ محمد ابن
ابراهيم الجويني الحمويني الشافعي
قال رسول الله (ص) يا علي اكتب ما املي عليك قلت
يا رسول الله اتخاف عليَّنسيان ـ قال لا و
قد دعوت الله عزوجل ان يجعلك حافظً ولكن اكتب لشركائكالائمه من ولدك
بهم تسقي امتي الغيث و بهم يستجاب دعاءهم و بهم يصرف الله عن الناس
البلاء و بهم تنزل الرحمه من السماء و هذا اولهم و
اشار الي الحسن ثمقال هذا ثانيهم و اشار الي حسين ثم قال و الائمه من
ولده رضي الله عنهم
گفت رسول خدا (ص) يا علي
بنويس آنچه ميگويم بر تو گفتم يا رسول الله آياميترسي بر من
فراموش كنم گفت: نه و به درستي كه خواستم از خدا كه قرار دهد تورا حافظ
ولكن بنويس براي شريكهايت ائمه از فرزندانت به ايشان
سيراب ميشودامت من از كمكها و به ايشان قبول ميشود دعاهاشان و به ايشان
رد ميشود ازمردم بلاها و به ايشان نازل ميشود رحمت از آسمان (به ياد
بياوريم اين حديث راكه كل دعامحجوب
حتي يصلي علي محمد و آل محمد ـ هر دعايي در حجاب
استتا وقتي صلوات فرستاده شود بر محمد و آل محمد) و اين اولشان و اشاره
كرد بهحسن سپس اين دومشان و اشاره كرد به حسين و سپس گفت و بقيه ائمه
ازفرزندان اوست.
9-
كتاب مناقب اهل البيت ـ علي ابن محمد الخطيب ابن مغازلي الشافعي
قال رسول الله(ص) اني
تارك فيكم ثقلين كتاب الله و عترتي اهل بيتي انتمسكتم بهما لن تضلوا و انهمالن
يفترقا حتي يرد عليَّ الحوض فتعلموا منهم و لاتعلموهم فانّهم اعلم منكم و
لا تخلو الارض منهم و لو خلّت لانساخت باهلها ثمقال اللهم انك لاتخلي
الارض من الحجه علی خلقك لئلا تبطل حجتك و لاتضلاوليائك بعد اذ هديتهم
اولئك الاقلون عدداً و الاَعظمون قدراً عند الله عزوجلولقد دعوت الله تبارك
و تعالي ان يجعل العلم و حكمه في عقبي و عقب عقبي وفي زرعي و زرع زرعي الي يوم القيامه
فاستجيب لي
انتمسكتم بهما لن تضلوا
و انهمالن يفترقا حتي يرد عليَّ الحوض فتعلموا منهم و لاتع
گفت رسول الله (ص) همانا من ترك كنندهام در شما
دو گران قيمت كتاب خدا وعترت اهل بيتم چنان چه تمسك كنيد به ان دو هرگز
گمراه نميشويد و همانا آندو هرگز جدا نميشوند تا وارد شوند بر من در حوض
(كوثر) پس ياد بگيريد از ايشانپس همانا ايشان عالمترند از شما و خالي نميشود
زمين از ايشان و اگر خالي شودخراب ميشود به اهلش سپس گفت خدايا همانا تو
خالي نميگذاري زمين را ازراهنما بر خلقت تا باطل نشود راهنمايي تو و گمراه
نشود دوستانت بعد آنگاه كههدايت كرديشان آنها كه كمند در عدد و بزرگترند در
ارزش نزد خدا و البته بهدرستي كه خواستم خداي تبارك و تعالي را كه قرار
دهد علم و حكمة را در عقب منو عقب، عقب من و در زراعت من و زراعت، زراعت
من تا روز قيامت پس اجابت كردبراي من (خداوند متعال)
شرح:
بنابراين علم اصول سنه الله در عقب رسول الله يعني
آل محمد تا روز قيامت باقي است. ويكي از دلايل باقي بودن و زنده بودن و
غايب بودن حضرت مهدي (ع) همين استكه كتاب و اهل بيت هرگز جدا نميشوند
تا بيايند نزد رسول الله در كنار حوض كوثر.حالا كه اين مقدار را يادآور شديم
خوبست به قرآن مراجعه كنيم و ببينيم كه اصولعلم يعني علمالكتاب چيست
و چه كارهايي ميشود با آن كرد
سوره نمل آيه 38 ـ
قال يا ايها الملؤ ايكم يأتيني بعرشها قبل
ان ياتوني مسلمين قال عفريت من الجن انا اتيك به
قبل ان تقوم من مقامك و انّي عليه لقويٌ امين قال الذي عنده علم منالكتاب
انا اتيك به قبل اَن يرتد اليك طرفك فلما راهُ
مستقراًعندهُ قال هذا من فضل ربي
گفت (سليمان (ع)) اي جماعت كدامتان ميآورد صندليش
را قبل از اينكه بيايندتسليم شدگان گفت زرنگي از جن من ميآورم او را قبل
اينكه به پا خيزي ازجايگاهت و همانا من بر ان البته قوي و امينم گفت
(عصف ابن برخيا) آن كه نزدشبود علمي از كتاب من آورندهام او را (صندلي
را) قبل اينكه برگردد به سويت پلكتپس وقتي ديدش آماده نزدش گفت اين از
فضل پروردگارم است
ميبينيم كه در اين آيات اول جنیّ كه نامش عفريت=
زرنگ است ميخواهد عرش ملكهسبارا
بياورد و ميگويد قبل از اينكه از جايت بلند شوي ميآورم. اما كسي كهاسمش
عاصف ابن برخيا است و سليمان (ع) جزئي از علم كتاب را به او آموخته
بودميگويد من عرش را ميآورم در يك چشم به هم زدن و ميآورد در صورتي كه
نزداو جزئي از علم كتاب بود سئوال اين است اين شخص چگونه اين كار را كرد
همانطور كه قبلا توضيح داديم اين شخص ملائكه را به خدمت گرفت چون ملكه
سريعتراز جن است چون وجود ملك از روح خلق شده و وجود جن از آتش و روح
لطيفتراست بنابراين ملك زرنگتر و سريعتر از جن عمل ميكند و بعداً حديثي
را از پيامبرخواهيم آورد كه ملائكهها در خدمت محمد و آل محمد نيز بودند و
هستند. اما ايهديگري نيز در سوره رعد داريم كه صحبت از علم الكتاب ميكند
و در آنجا نه از جزءبلكه از همه علم كتاب صحبت ميشود و در شأن نزول اين
آيه پيامبر فرمود اينشخص علي ابن ابي طالب (ع) است و مقايسه كنيد كسي
جزئي از علم كتاب راداشت در يك چشم به هم زدن عرش ملكه سبا را آورد از
يمن به قدس پس كسيكه همه علم كتاب را داشته باشد چه ميتواند بكند و در
قرآن آمده است:
سوره رعد آيه 42
و يقول الذين كفروا لست مرسلاً قل كفي
بالله شهيداً بيني و بينكم و منْ عندهعلمالكتاب
و ميگويند آنان كه انكار كردند كه نيستي پيام رسان
بگو كافي است خدا در گواهيدادن بين من و بين شما و كسي كه نزدش علم
كتاب است.
10
- كتاب مناقب ابن مغازلي الشافعي
حلية الاولياء ابي نعيم اصفهاني
و ابو اسحاق ثعلبي در تفسيرش
ينابيع الموده القندوزي الحنفي
عن ابي سعيد خدري (رض) قال سألت رسول
الله (ص) عن هذه الآيه (الذي
عندهعلم من الكتاب) قال ذاك وزير اخي سليمان ابن داود(ع)
و سألت عن قول الله عزوجل (قل كفي
بالله شهيداً بيني و بينكم و من عنده علم الكتاب قال ذاك اخيعلي ابن
ابي طالب (ع)
از ابي سعيد خدري (رض) گفت پرسيدم از رسول الله (ص)
از اين آيه (آنكه نزدشعلمي از كتاب است) گفت آن وزير برادرم سليمان ابن
داود است و پرسيدم از قولخداوند (بگو كافي است خدا باشد گواهي دهنده بين
من و بين شما وكسي كه نزداوست علم الكتاب) و گفت آن برادرم علي ابن
ابي طالب است.
شرح- و ابن مغازلي الشافعي
از قول ابن عباس نيز اين حديث را آورده است به اين ترتيباست كه آل
محمد وارث علم پيامبر (ص) است. و آيه زير آن را تأييد ميكند.
11-
كتاب مناقب ابن مغازلي الشافعي ـ
سئل علي (ع) ان عيسي بن مريم كانيحيي
الموتي و سليمان بن داود كان يفهم منطق الطير هل لكم هذه المنزله قال
انسليمان بن داود (ع) ………. ان الله
يقول في كتابه (و لو ان قرآناً سيّرتالجبال او قُطعت
به الارض او كلم به الموتي) و يقول
تعالي (و ما غائبه في السماءو الارض الا في
كتاب مبين) يقول تعالي (ثم
اورثنا الكتاب الذين اصطفينا منعبادنا) فنحن
اورثنا هذا القرآن الذي فيه مايسير به الجبال و قطعت به البلدان ويحي به
الموتي و نعرف به الماء و اورثنا
هذاالكتاب فيه تبيان كل شيء
سئوال شد علي (ع) همانا عيسي بن مريم داشت زنده
ميكرد مرده را و سليمان ابنداود داشت ميفهميد سخن پرندگان را آيا براي
شما هست اين مقام گفت هماناسليمان ابن داود (ع) عقوبت كرد هدهد را براي
اين كه ميشناخت سيال را وراهنمايي ميكرد بر سيال و نميشناخت سليمان
سيال را كه زير هواست با اين كهباد و مورچه و انسان و جن و شيطان و
متمردان بودند بر او اطاعت كنندگان و هماناخدا ميگويد در كتابش (و اگر همانا
قرآن سير دهد به او سير ميدهد به او كوهها را يابپيمايد به او زمين را يا به
سخن آورد به او مردگان را) و ميگويد خدا (و نيستپنهان در آسمان و زمين مگر
در كتاب مبين) و ميگويد خدا (سپس به ارث داديمكتاب را به آنان كه
برگزيديم از بندگانمان) پس ما به ارث برديم اين قرآن را آن كه دراوست
آنچه سير ميكند به او كوهها و طي ميشود به او زمينها و زنده ميكند به
اومردگان را و ميشناسيم سيال را و به ارث برديم اين كتاب كه در اوست
همه چيز.
12- كتاب فرائد سمطين محمد ابن ابراهيم
الجويني الحمويني الشافعي
و كتاب فضائل اهل البيت موفق ابن
احمد خوارزمي الحنفي
قال علي (ع) سلوني قبل ان تفقدوني
فانما بين الجوانح مني علم
جماً هذا سفطالعلم هذا لعاب رسول الله (ص) هذا ما زقّني رسول الله (ص)
زقاً زقاً فوالله لو ثنيتلي و ساده جلست عليها لَافتَيتُ اهل التوراة
بتوراتهم واهل الانجيل به انجيلهمحتي ينطق التوراة و الانجيل فيقولان
صدّق علي
گفت علي (ع) بپرسيد قبل از اينكه از دست بدهيد مرا
پس همانا بين سينه منعلمي متراكم است. اين سبد علم است اين لعاب رسول
الله(ص) است اين چيزياست كه تف كرد رسول خدا تفي تفي پس سوگند به
خداوند اگر قرار داده شود برايمن تختي پس بنشينم بر او البته فتوا ميدهم
اهل تورات به توراتشان واهل انجيلبه انجيلشان و سخن ميگويد تورات و
انجيل و ميگويند راست ميگويند علي
شرح-
اين است علمالكتاب ـ اين است علم اصول كون و
حيات و اصول القرآن به هميندليل بود عترت اهل بيت را قرين قرآن قرار
داد و به مسلمانان سفارش كرد اگرپيروي كنيد از ايشان لن تضلوا بعدي ابداً
يعني هرگز گمراه نميشويد بعد از منابدا. چرا كه سنت الله و سنت رسول الله
يعني اصول قرآن در آل محمد به ارثگذاشته شد از اين رو رمز تفسير قرآن در
آل محمد است و شخص اول در آل محمد(ص) علي ابن ابي طالب است كه اين
علم را مستقيماً از پيامبر دريافت كرد و بهديگر ائمه انتقال داد. اين علم،
علم اسرار خلقت است
13- كتاب فرائد السمطين محمد ابن
ابراهيم الجويني الشافعي
حلية الاولياء ابي نعيم ج 1 ص 65
عن ابن مسعود قال نزل القران علي سبعه
احرف له ظهر و
بطن و ان عند علي (ع)علم القرآن ظاهره و باطنه
از ابن مسعود گفت نازل شد قرآن بر هفتحرف ( (التوحید
=7 حرف ) ) براي او ظاهر و باطني است و همانانزد علي
(ع) علم قرآن ظاهرش و باطنش
14- کتاب نصّ النصوص
الآملي: ص72؛ جامع الأسرار ومنبع الأنوار: ص104، 530، 610
از پیامبر
الأكرم صلّى الله عليه وآله: إنّ
للقرآن ظهراً وبطناً، ولبطنه
بطناً إلى سبعـة أبطن وفـي
رواية إلى سبعين بطناً وفي
رواية أُخرى سبعين ألف
بطن
16- کتاب
الفردوس- ديلمي
قال رسو ل الله
علم الباطن سر من
أسرار الله تعالى وحكمة من حكمته يقذفه في
قلوب من يشاء من عباده
15- كتاب
الدر المنظم ـ كمال الدين محمد ابن طلحه الشافعي
قال تعالي (و من
يوتي الحكمه فقد اوتي خيراً كثيراً)
و قد بيّن الله في كتابه ماجري للاولين
و ما يجري للآخرين اذ ما من سرٍ
من اسرار الاّ هو مخبوء فيه قالتعالي
(لا رطب و
لا يابس الا في كتاب مبين)
و قال عزوجل (ما فرطنا
في الكتابمن شيء)
قال الامام علي (رض) ما من شيء
الا و علمه في القرآن و لكن عقولالناس تعجز عنه
قال الامام علي (رض) لو
حدثكم ما سعمت من فم ابيالقاسم(ص) لخرجتم من عندي و انتم تقولون ان
علي اكذب الكذابين و افسق الفاسقين
قال تعالي بل كذبوا بما لم يحيطو
بعلمه.
گفت خداوندمتعال (و هر كس داده شود حكمت را پس
بدرستي كه داده شد خيربسيار) و بدرستي كه شرح داد خدا در كتابش آن چه شده
براي گذشتگان و آن چهميشود براي آيندگان و نيست از سري از اسرار (هستي)
مگر او پنهان در قرآن استگفت خداوند (نيست تري و نيسنت خشكي مگر در كتاب
مبين است) و گفتخداوند عزوجل (فروگذار نكردم در كتاب از چيزي) گفت امام
علي نيست از چيزيمگر و علمش در قرآن است ولكن عقلهاي مردم عاجز است از
(فهم) او گفت امامعلي اگر سخن بگويم از آن چه شنيدم از زبان ابي القاسم
(ص) البته بيرون ميرويداز نزد من و شما ميگوييد همانا علي دروغگوترين
دروغگويان است و متمرترينمتمردان است گفت خداوند بلكه تكذيب كردند بدان
چه احاطه ندارند به علمش.
شرح- با اين حديث است كه
ما مقام آل محمد را بهتر ميتوانيم درك كنيم و علم اصولقرآن را از آنها
بگيريم و عمل كنيم اما چرا به محمد و آل محمد آن علم داده شد وچگونه اين
علوم را خداوند به آنها اختصاص داد همان طور كه در ایه زیر محمد و ال محمد
مندرج و مبطن شده است
سوره ه 6 ایه 124
وَإِذَا
جَآءَتۡهُمۡ ءَايَةٞ قَالُواْ لَن نُّؤۡمِنَ حَتَّىٰ نُؤۡتَىٰ مِثۡلَ مَآ
أُوتِيَ رُسُلُ
ٱللَّهِۘ ٱللَّهُ أَعۡلَمُ
حَيۡثُ
يَجۡعَلُ رِسَالَتَهُۥۗ
١٢٤
شرح- قرار داده
شدن رسالت در محمد و آل محمد همان طور
كه در ابراهيم و آل ابراهيم قرارداده
شده بود و اين از اراده خداوندي است و مانميتوانيم بگوييم چرا رسالت در ابراهيم و آل
ابراهيم دادهشد است .و چرا محمد و ال محمد کما ابراهیم و ال ابراهیم هستند و رسالت را خداوند در محمد و ال محمد قرار داد
ه است اينكار خداوند از منشاء ولايت
مطلقه او سرچشمه گرفته است و ما را بدانچون و چرايي نيست انسان حقجو با
علم به ایمان می اورد
16- كتاب درة المعارف ـ شيخ عبدالرحمن
البسطامي
قال الامام حسين (رض) العلم الذي دعي
اليه المصطفي (ص) و هو علم الحروف/// في لام
الف و علم لام الف الف و علم الالف في النقطه و علم
النقطه في المعرفهالاصليه و علم المعرفه الاصليه في علم الازل و علم
الازل في المشيه اي معلوم وعلم المشيه في غيب
الهويه و هو الذي
دعا الله لنبيه (ص) بقوله فاعلم انه لا اله
الا الله و الهاء في انه راجع اليغيب
الهويه
ثم
ان
الامام علياً كرم الله وجهه ورث علم
اسرار الحروف من سيدنا ومولانا محمد رسول الله (ص) و اليه
اشاره بقوله (ص) انا مدينه العلم و علي بابها وهو اول من وضع مايه في
مايه في الاسلام ثم امامان الحسن و الحسين ورثا علماسرار
الحروف
ثم ابنه الامام محمد الباقر ثم ابنه
جعفر صادق (رض) و هو الذيحل معاقد رموزه و فك طلاسم كنوزه و قال الامام
جعفر صادق (رض) علمنا غابرو مزبور و كتاب
مستور في رق
منشور و نكت في
القلوب و مفاتيح
الغيوب ويُقرّو في الاسماع و لاتنفر منه الطباع و عندنا الجفر
الابيض و الجفر
الاحمر والجفر الاكبر و الجفر
الاصغر
ترجمه:
گفت امام حسين - علمي كه داده شدش
مصطفي (ص) و او علم حروف است
در لامالف و علم لام الف در الف است و علم الف
در نقطه و علم نقطه در شناخت اصيل وعلم شناخت اصيل در علم ازل و علم
ازل در مشيت يعني معلوم و علم مشيت درغيب هويت است
و او آن كه داد خدا به پيامبرش به بقولش بدان
همانا او لا اله الا الله است و ها در اوهمانا او برگردنده است به غيب هويت
سپس
همانا
امام علي ارث برد علم اسرارحروف را از سيد ما و مولاي ما محمد (ص) و به او
اشاره ميكند بقولش من شهرعلمم و علي درب آن و او اول كسي است كه قرار
داد تطابق صدرصد در اسلام سپسامامان حسن و حسين ارث بردند علم اسرار حروف را و سپس فرزندش امام
محمدالباقر سپس فرزندش جعفر صادق و اوست آن كه حل كرد معاقد رموز را و باز
كردطلسمها و گنجش را و گفت امام جعفر صادق علم ما غابر و
مزبور كتاب مستور در- ورق گسترده است و نكتهها
در قلبها و كليدهاي غيب (نسبي) است و قرار ميگيرد - در گوشها و كراهت ندارد سرشت (انسان) و نزد ما است
1 - جفر سفيد (ظرف علوم
وكتابهايپيامبران و ..... سابق است ).
2 - جفر قرمز (ظرف لباس
و سلاح و پرچم رسول الله و انبیاء سابق
است).
3 - جفربزرگ (ظرف كتاب
جامعه است و در اوست شرح اصول الدين =
سنه الله قانون هستی ).
4 - جفر كوچك (ظرف كتاب صحيفه
است و در اوست ملاحم و فتن تا زمان غيبت مهدي (ع). )
شرح-مفاتيح الغيوب يعني كليدهاي غيب همان اصول
پنجگانه سنه الله است كه در غيبهر
موجودي قرار دارد و انسان نميتواند آن را به چشم ببيند فقط با چشم عقل ميتواند آن را درك
می كند بنابراين براي شناخت هر پديده به وسيله مفاتيح (اصولالدين= سنه
الله )غيب (باطن) آن را ميتوان شناخت مثلا اگر به جسم خودمان نظر كنيم.
قلب – معد- ریه - شش و..... همه در باطن
بدن هست اما دیده نمی شوند امروز با
دستگاه هایی می تواند دید و نیر
طبیعت را ما با چسم سر نگاه می کنیم همه اختراعات و اکشافات در درون این طبیعه بوده
است و دیده نمی شد و اکنون هم
بسیاری هست که هنوز کشف و اختراع نشده اند
ولی با چشم عقل - چشمی که خود هم دیده نمی شود خیلی از انها را
بشر توانسته است ببیند مثلا همین
کامپیوتر -موبایل - هواپیما
- ماشین همه در طبیعت بوده است و قبلا دیده نمی شد یعنی علم الغیب بوده است اما امروز
انسان به این علوم غیبی و شهود یافته است -
علوم در اصل هم غیب بوده اند و مشهود شده
اند همه انها علم الغیب هستند
باید پرسید طبیعت
با این همه علوم از چه بوجود امده است جواب ان ساده است همه طبیعت از
تعداد محدودی از اتمها بوجود
امده است قران از این جهت مانند طبیعت
است که از تعداد 28 حرف بوجود
امده است و از حروف کلمات و ایات بوجود
امده است و معانی و بسیاری
امور در باطن ایات مکنون
است به همین دلیل یکی از
نامهای قران کتاب
مکنون است این امور و معانی در باطن
ایات - ترقیم و ترمیز شده است که با
علم اسرار حروف تبیین می شوند یعنی هر حرفی
یک عدد است و از عده ای عدد -
رقم کلمه بوجود می اید
-و ارقام کلمات - ارقام ایات را بوجود می اورند در نتیجه
از حروف وکلمات و ایات با رمز
کتابی = التوحید معانی ظاهر قران تبیین می شود که مشهود هستند و از اعداد و ارقام
با رمز
حسابی = 7 معانی باطن ایات تبیین می شود که علم الغیب نسبی هستند یعنی با چشم
سر در ظاهر ایات دیده نمی شوند و باید با
چشم عقل نظر بر انها کرد این است
علم اسرار حروف یعنی
- حروف قابل تبدیل به اعداد و ارقام هستند و با رمز
حسابی = 7 معانی
باطن ایات را تبیین می
کنند و سر و اسرار همه علوم قران همانطور
که خودشان گفته اند در محمد و ال محمد
بوده است
17- حالا سئوال این است
علم اسرار حروف مرقم درچه کتابی
است .جواب ان بسیار روشن است علم اسرار حروف مرقم در کتاب الجفر
است و در نزد امام مهدی ع می باشد
اما چگونه
؟
1- علم اسرار حوف مرقم در انبیاء
عن
هارون بن الجهم عن رجل من أصحاب أبي عبد الله (عليه
السلام ) : قال : سمعت أبا عبد الله (عليه
السلام) يقول أن
وأعطي آدم (عليه
السلام )
خمسة وعشرين حرفا"
وأعطي نوح (عليه
السلام
)خمسة عشر حرفا"
وأعطي إبراهيم (عليه
السلام) ثمانية أحرف
وأعطي موسى (عليه
السلام) أربعة أحرف
عيسى ابن مريم(عليه
السلام ) أعطي حرفين كان يعمل بهما
وان الله تعالى جمع ذلك كله لمحمد(صلى
الله عليه وعلى اله)
وان اسم
الله الأعظم ثلاثة وسبعون حرفا"و أعطي محمد(صلى
الله عليه وعلى اله) أثنين وسبعين
حرفا" وحجب عنه حرف واحد ،
2- علم اسرار الحروف مرقم در ایمه
الكافي ج1 ص230 باب ،
( أعطي الأئمة (عليهم
السلام) من اسم الله
الأعظم)
علم
الحروف عند أمير المؤمنين الأمام علي(عليه
السلام ) :
الخصال للصدوق \ ص444
روى عن الأمام الباقر (عليه السلام ) : انه قال : أن
رسول الله (صلى الله عليه وعلى اله
) : علم
عليا" ألف حرف كل حرف منها يفتح ألف حرف والإلف حرف كل حرف منها ألف حرف
الخصال
للصدوق \ص443
عن الحارث بن
المغيرة عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال
: جاء أبو بكر وعمر إلى أمير المؤمنين(عليه السلام) حين
دفن فاطمة (عليه السلام) في
حديث طويل قال: لهما فيه : أما ما ذكرتما أني لم أشهدكما أمر رسول الله(صلى الله عليه وعلى اله) فانه قال لا يرى عورتي احد غيرك ألا ذهب بصرة
فلم أكن لأذنكما لذلك ،
وأما - فانه علمني ألف حرف والألف
حرف كل حرف منها يفتح ألف حرف
في بحار الأنوار ج52 \ ص106
أبو لبيد
المخزومي قال : قال أبو جعفر (عليه السلام ) يا
لبيد أن
لي في حروف القرآن المقطعة لعلما" جما" أن الله تعالى انزل (الم - ذلك الكتاب)
عن محمد بن سالم
رفعة إلى الأمام علي (عليه السلام) قال : قال : عثمان بن عفان يا رسول الله ما تفسير أبجد ؟ فقال
رسول الله (صلى الله عليه وعلى آله ) : تعلموا تفسير أبجد فان فيه الأعاجيب كلها ويل لعالم جهل تفسير
قال الامام علي (عليه السلام) : علم الحروف من العلم المخزون لا يعرفه الا العلماء الربانيون
3- جفر چیست ؟
روى الكليني في كتابه "الكافي" (1/239-240) عن أبي
بصير قال :
دخلت على أبي عبد الله-
يعني جعفر الصادق رحمه الله- فسألته عما يقول الشيعة : إن رسول الله علَّم عليًّا عليه السلام بابًا ، يفتح له من
ألف باب ؟ فقال: يا أبا محمد ، علم رسول الله صلى الله عليه وسلم- عليًّا ألف باب
، يفتح من كل باب ألف باب ... إلى أن قال :
وإن
عندنا
الجفر ،
وما يدريهم ما الجفر ؟
قال
: قلت : وما
الجفر؟
قال:
وعاء من أدم فيه علم النبيين والوحيين، وعلم العلماء الذين مضوا من بني
إسرائيل .
در
نتیجه جفر ظرفی است که در اوست علم
النبیین و علما گذشتگان که هر بابی هزار باید دیگر باز می کند
و این علم در محمد و ال محمد است
4- كتاب
جفر چیست ؟
رَوى الصَّفار عن أحمد بن محمد عن القاسم بن يحيى
عن الحسن بن راشد قال : سمعت أبا إبراهيم 1 يقول
إن الله أوحى إلى محمد ( صلى
الله عليه وآله ) أنه قد فنيت أيامك و ذهبت دنياك و احتجت إلى
لقاء ربك فرفع النبي ( صلى الله عليه وآله ) يده إلى
السماء و قال : اللهم عدتك التي وعدتني إنك لا
تخلف الميعا.
همانا
خداوند وحی کرد بسوی محمد
همان بدرستی که فانی شد دورانت و رفت دنیای تو و احتیاج شد به لقاء پروردگارت . پس بلند کر پیامبر دستش را
بسوی اسمان و گفت
- خدایا بر گشتم به تو -
انکه وعده داد همانا
تو تخلف نمی کنی تو وعده را
فأوحى
الله إليه أن ائت اُحداً أنت و من تثق به فأعاد الدعاء فأوحى الله إليه امض
أنت و ابن عمك حتى تأتي اُحدا ثم لتصعد على ظهره فاجعل القبلة
في ظهرك ثم ادع و أحس الجبل بمجيئك فإذا حسك
فاعمد إلى جفرة منهن أنثى و هي تدعى الجفرة
پس وحی کرد
خداوند بسویش که بیا احد . تو و کسی که اطمینان داری به او - پس دو باره دعا کرد (پیامبر ) – پس وحی
فرستاد خداوند – برو تو و پسر عمویت
تا بیائی به احد .
سپس تا بالا روی بر پشتش -
پس قرار بده قبله را در پشت
سرت -
سپس دعوت کن و درک کند کوه به
امدنت . پس انگاه که درک کرد تو را . پس
قصد کن به سوی جفره
ای از
ایشان(از بزهای ) ماده و تو
خوتنده می شود الجفره
تجد قرينها الطلوع
و تشخب أوداجها دما و هي التي لك ، فمُر ابن عمك ليقم إليها فيذبحها
و يسلخها من
قبل الرقبة و يقلب داخلها فتجده مدبوغا ،
سپس می
یابی شاخهایش بر امده و برجسته است رگهایش از خوان و او است که بر ای توست – پس امر کن پسر عمویت را تا بر قیام کند بسویش
. پس ذبح کند اورا و سلاخی کند او
را از جلوی گردن و برگردان دالخلش
را . پس می یابی
او را دباغی شده
و سأنزل عليك الروح
و جبرئيل معه
دواة و قلم و مداد ليس هو من مداد الأرض يبقى المداد و يبقى الجلد لا يأكله الأرض
و لا يبليه التراب
و نازل می
کنم بر تو روح را
و جبرائیل را با اوست دوات (ظرف ) - و قلم (ریشه ) - و مداد
(مرکب ) که از مداد زمین نیست و باقی می ماند مداد و باقی می ماند پوست -
نمی خورد او را زمین و
پوسیده نمی کند او را خاک
لا يزداد كل ما ينشر إلا جدة غير أنه يكون
محفوظا مستورا فيأتي وحي يعلم ما كان و ما يكون إليك و تمليه
على ابن عمك و ليكتب و يمد من تلك الدواة .
و زیاد نمی کند
هر گاه باز شد مگر نوشدن را – غیر از اینکه او می باشد
محفوظ و پنهان – پس می اید وحی
و تعلیم می دهد انچه
را که بود و انچه را که می شودبسوی تو
- و دیکته می کنی بر علی پسر عمویت و البته می نویسد و
ادامه می دهد از ان دوات
فمضى
( صلَّى الله عليه و آله ) حتى انتهى إلى
الجبل ففعل ما أمره فصادف ما وصف له ربه ، فلما ابتدأ في سلخ الجفرة نزل جبرئيل
و الروح الأمين و عدة من الملائكة لا يحصي عددهم إلا الله و من
حضر ذلك المجلس ثم وضع علي ( عليه السَّلام ) الجلد بين يديه و جاء به و الدواة و
المداد أخضر كهيئة البقل و أشد خضرا و أنور .
ثم
نزل الوحي على محمد ( صلَّى الله عليه و آله ) و جعل يملي
على علي ( عليه السَّلام )
پس رفت
(پیامبر )تا نهایت کرد به کوه - پس کرد
انچه را که امر کردش (خدا ) و
مواجه شد بانچه که وصف کردبرای او پروردگارش .
پس وقتی که شروع کرد به سلاخی الجفره
ازل شد جبرائیل و روح الامین و عده ای از فرشتگان که شمارش نمی کند تعداد شان را مگر خداوند و کسانی که حاضر شدن دران مجلس . سپس
قرار داد علی پوست را جلویش
و اورد دوات و مداد
سبز را که شکل سبزی
است و شدیدتر از سبزی ئ نورانی . سپس نازل شد وحی
بر محمد ( ص)و قرار داد
به دیکته کردن بر علی (ع)
و
يكتب علي أنه يصف كل زمان و ما فيه و غمزه بالنظر و النظر و خبره بكل ما
كان و ما هو كائن إلى يوم القيامة
و می نویسد علی همانااو وصف می کند هز زمان و انچه در ان
زمان است و بر هم زدن چشم ونظر کردن را
و خبر دادش به همه انچه که بود و
انچه که او می شود تا روز قیامت
و فسَّر له أشياء لا يعلم تأويلها
إلا الله و الراسخون في العلم فأخبره بالكائنين من أولياء الله من ذريته أبدا إلى
يوم القيامة
و تفسیر کرد برای او چیز ها را که علم ندارد به تاویلش مگر خدا و
راسخان در علم . پس خبر داد ش به موجوداتی
از اولیاء الله از ذریه او همگی تا روز قیامت
و أخبره بكل عدو يكون لهم في كل
زمان من الأزمنة حتى فهم ذلك و كتب ثم أخبره بأمر يحدث عليه و عليهم من بعده فسأله
عنها ،
وخبر داد به همه
دشمن که می شوند برای ایشان در هر زمان از زمانها تا اینکه فهمید ان را و نوشت
. سپس خبر دادش به امری
که واقع می شود بر او
و بر ایشان از بعد
او پس سوال کرد از او .
فقال : الصبر الصبر و أوصى الأولياء بالصبر و
أوصى إلى أشياعهم بالصبر و التسليم حتى يخرج الفرج ، و أخبره بأشراط أوانه و أشراط
تولده و علامات تكون في ملك بني هاشم فمن هذا
الكتاب استخرجت
أحاديث الملاحم كلها أو صار الوصي إذا أفضى إليه الأمر تكلم بالعجب
پس گفت .
صبر . صبر و وصیت کرد به اولیائش به صبر
و وصیت کرد به شیعیانش
به صبر و به مسالمت تا خروج کند فرج- و خبر دادش
با اشراط وقتش و اشراط تولدش و علامت هایی که در فرمانروائی بنی هاشم - پس
از این کتاب – بیرون اورده شد احادیث
ملاحم همه اش یا شد وصی انگاه که
ممکن شد بسویش امر سخن بگوید
به عجیب
در نتیجه علمی وجود دارد که در کتاب جفر نوشته شده است
و این علم بعد ها به علم الجفر
مصطلح شده است و این علم از اینده بشریت خبر می دهد –اما منبع
این علم
خود قران است چون که قران کتاب تبیانا
لکل شی و لا رطب و لا یابس الا فی
کتاب مبین است - کلمه
الجفر به معنی رمز است و امروز هم این کلمه را عرب زبانهابا لهجه های چون الچفره و الشفره و الجفره بکار می برند درب های هتل ها و خانه ها و
ماهواره های تلویزیونی و کامپیوتر ه و....
که با رمز گشوده می شوند هم اکنون عرب
زبانها به انها المچفره یا المشفره یا المجفره
یعنی رمز دار می گویند بنا براین کلمه الجفر به معنی
پوست نیست بلکه به معنی رمز
است و ان حیوانی که باید ذبح می شد و بر روی پوست ان کتاب الجفر نوشته می شد خود ان حیوان ماده الجفره
= رمزدار بود و رمزش این بود که ان حیوان را خداوند از عالم غیب
فرستاده بود و نیز پوست ان بعد از سلاخی و وارون کردن دباغی شده بود و نیز هر گز ان پوسیده نمی شود و کتاب الجفر
= یعنی کتابی که مطالب ان
رمزی نوشته شده است و همه
رمز های قران را دارد و می تواند
70000 بطون قران را اشکار کند با
رموز خود انها را اشکار کند و از اینده
خبر دهد از اینرو علما در تعرف علم الجفر گفته اند
عِلْمُ
الجَفْرِ : عِلْمٌ يَبْحَثُ عَنِ الحُرُوفِ مِنْ حَيْثُ دَلاَلَتُهَا عَلَى
مَعْرِفَةِ الحَوَادِثِ عَلَى انْتِهَاءِ العَالَمِ .
علم
جفر = علمی است که گفتگو می کند از حروف
بطوری که بر معرفت حوادثی است که دلالتش بر نهایت جهان است
بنا براین اصول
علم اسرار حروف مرقم که گشاینده معانی باطن ایات قران کریم است
در کتاب
جفر می باشد و این علم سر الاسرار است که به مرور
زمان ان را امام مهدی ع تعلیم خواهد داد تا در هر زمان احکام دین
را بروز
کند و لا رطب
و لا یابس الا فی کتاب مبین تحقق یابد
18 - در بحار
الا نوار ج2 ص 71 و
در کتاب بصائر الدرجات شیخ الصفار .
امام صادق –ع- می فرماید
إن أمرنا هو الحق، وحق الحق، وهو الظاهر، وباطن الظاهر، وباطن الباطن ( التوحید ) وهو السر( البعثه ) وسر السر( الامامه ) وسر المستتر (العداله ) وسر مقنع بالسر( المعاد ).
ترجمه - همانا امر ما
اوست که حق است و حق -
حق است و او ظاهر است .
و باطن ظاهر است .
و باطن باطن (التوحید ) است
. و او سر (البعثه ) است و سر – سر (الامامه ) است
و سر - مستتر (العداله ) است
. و سر - پوشیده در سر(المعاد ) است
شرح= وما امروز
در ابتدای اصول علم سنه الله در شناخت حق - و حق حق .
و ظاهر.
و باطن ظاهر.
و باطن باطن= التوحید = 7 هستیم -
قران در مجموع 14 اصول شناخت حسابی
دارد که ما امروز در شماره 1 از اصول شناخت حق هستیم
که تماما همه انها در درون اصول پنجگانه سنه الله است و ان اصول = محکمات قران است که
متشابهات با تاویل به ان تبیین می شوند کاری که امروزما در درجه ابتدائی ان انجام می دهیم و این اصول علم الکتاب است که فرشتگان را به خدمت می گیرد
ومهدی منتظر=محمد ابن الحسن مردگان را کما عیسی
ابن مریم باذن الله زنده می کنند
و محمد و آ ل محمد کما ابراهیم وآ ل ابراهیم به دنیا عودت می کنند . ومهدی موعود = محمد ابن عبد الله - جامعه میعاد را بنیان گذاری می کند ونیز
در قران کریم سر = نظام هستی است سر السر = نامهای رهبری محمد و ال
محمد است که کما ابراهیم و ال ابراهیم هستند که الگوی رهبری هستند و سر مستتر - مسیر مسقیم کمال جوئی است و
سر پوشیده در
سر-هدف نهائی و
کمال هستی است - در اینجا ما
فقط اعداد انها را می اوریم و کار بر د انها
را در طول تاریخ ایند ه بشریت امام
مهدی مشخص خواهد کرد و این تحقیق در خود قران برای اثبات حقانیت و صدق ان
ادامه خواهد یافت کتابی که به صورت شگفت انگیزی
با اعداد احصی شده است و نمی توان حرفی را ازان حذف کرد و یا بر ان
اضافه کرد و با کمک اصول ان می توان از تحریف شدنش در معانی ودر قوانین حقوقی
هم جلو گیری کرد
ازنوح ع تا محمد (ص)
و در صدر اسلام- محمد و آل محمد به کرار بیان کردند که اصول دین اسلام پنج تاست
اصول الدین بنیان علم اسرار حروف مرقم ورمز های رقمی 14
گانه قران
که امور را از باطن قران اشکار می
کنند
1=
اصول محاسبه
اصول پنجگانه دین=
اصول سنه الله - اصول محاسبه عبارتند
از
1-التوحید
2-البعثه
3-الامامه
4-العداله
5 –المعاد
و این اصول در خود قران به غیر از اصول دین= اصول سنه
الله داری چندین نا م دیگر
است که در نوشته دیگری انها را
بیان خواهیم کرد کار بردهای مهم اصول دین
بدینقرار است
1-اصول دین= سنت الله یعنی قانون هستی و حیات و حرکت تکاملی است و در درون هر چیزی حضور دارد بدون ان هستی –حیات و حرکت تکاملی نمی تواند وجود داشته باشد
2-اصول عقل
در اندیشه و بیان و عمل است عقل
بدون میزان الهی
مطلق العنان = مشرک است و دچار تضاد های بی شماری می شودکه عامل
فرعونیت انسان می شود و یا دچار توصیف و تضارب حق و باطل شده ودر شناخت سرگردان می شود
3-اصول علم حکمت و محکمات قران برای تاویل متشابهات
(تشابه حق و باطل ) و شناخت انها ست
4-اصول
شناخت امر های واقع
زندگی روز مره بشر
برای شناخت حق از باطل و مذبذب است
تا انسان در فتنه ها (با متشابه شدن حق و
باطل برای فریب انسانها ) گمراه نشود
5-اصول
اجتهاد و اختراع است
موارد کار برد علم
اسرار حروف مرقم با رمز رقمی 7 = علم باطن
قران
گذشت زمان لازم بود تا انسانها به قدری
به علوم تجربی دست یابند تا بتوانند موارد ذکر شده
را تفهیم شوند امروز
با استفاده از همین اصو ل توانسته ایم مخصوصا اصل اول ان
یعنی التوحید =7 باتبیین حقایق حروف مقطعه = ایه صرط علی
احقن مسکه ارائه می کند و
درک جدیدی از ان پیدا می کنیم وسر
حروف مقطعه قران برای ما تبیین می شود ودر ایه ای که از حروف مقطعه بدست می اید چرائی تشهد نماز را برای ما تبیین می کند
چرا محمد
و ال محمد کما ابراهیم و ال ابراهیم هستند
و تعداد انها چند نفر است و ایه
سبعا من المثانی 14 نفر بودن محمد
و ال محمد کما ابراهیم و ال ابراهیم را
اثبات می کند و نیز تا کنون در تعداد اصول دین در
بین مسلمین اختلاف بود و این اختلاف را رفع می کند
و نیز
1-اولین اصل یعنی التوحید =7
که کمائی محمد و ال محمد را با
ابراهیم و ال ابراهیم فردا بفرد
بطور متقابل اثبات می کند
2-و نیر اثبات می کند که قران همانی
است که خداوند بر پیامبر نازل کرده است و حتی یک حرف
در ان اضافه و یا کم نشده است
3-رقم 7 =التوحید حاکم
بر کل قران و تک تک ایات قران است و راه اثبات الهی بودن قران و
صحت ایات
ان است
4- و تبین برابری حقوقی
بین همه انسانها را و مخصوصا زن و
مرد را اشکار می کند
5-اختلاف های مزمن در رابطه با بوجود امدن
اولی الامر را بطور نهائی داوری می کند
و شورا- و بیعت (نامزدی عام - انتخاب کردن و شدن
عام ) را مصدر ان قرار می دهد
6-جایگاه اصحاب پیامبر را در رابطه با محمد و آل محمد تعیین
می کند
7- مسئولین انحراف دهنده اسلام
محمد و آل محمد را به اجرام بر پایه کمائی
انها با دشمنا ن ابراهیم و ال ابراهیم و چرائی و چگونگی انها را تبیین می کند
8-و نیز تبیینی از حزب الله و حزب
شیطان و حزب الامیون رهبران انها را به عنوان الگو های حق - و
باطل و تذبذب - حقوق بشر یا بطلان بشر- ازادی یا اسارت استقلال یا استحمال و......تبیین می کند
9-و بالاخره جایگاه عهد
میثاق الهی را درمقام رسالت محمد و ال محمد را کما ابراهیم و ال
ابراهیم مشخص می کند
10-اصول پنجگانه دین = سنه الله
- تبیین کننده حقایق کتابی و حسابی قران = اصول شناخت مذهب
شیعه سنه الله و جماعت محمد و ال محمد کما
ابراهیم و ال ابراهیم ومذهب حق و برابری
حقوق انسان است
11- علم اسرار حروف مرقم بطور خلاصه
علم باطن قران تمام احکام حقوقی قران را
بروز و مدرن می کند
12- و بالاخره اثبات کرد که قران 14 کد
دارد و در دست امام مهدی ع است که 11 کد
را به یازده نفر المهدیون سفرا ء
امام مهدی ع تعلیم خواهد داد و به نفر اول از سفراء
امام مهدی یعنی المهدیون اصول دین
را تعلیم داد ه است و امروز در دست ماست
2= رسم الخط محاسبه
در محاسبات تنها قرانی که با رسم الخط الهی که مطابق با
رمز التوحید = 7 قران وتحت اشراف امام علی در صدر اسلام در زمان
خلافت عثمان نوشته شده است و
معروف به مصحف امام است معتبر است قرانهای
دیگر که با رسم الخط های بسیار زیبا نوشته
شده اند از جهت رسم الخط تحریف شده
اند و مطابق اصول شناخت حسابی 7 =
التوحید قران نیستند خوشبختانه این رسم
الخط قران- رسم الخط رسمی در تمام کشور ها و در تمام مذاهب است و مسلمانان در ان وحدت
دارند
از قدیم از قول محمد
و ال محمد می گفتند که اگر یک حرف از قران بر داشته شود معلوم
می شود و به همین دلیل نمی توان قران را تحریف کرد با اصول دین بعنوان رمز باطن قران
فهم قران امروز به حقیقت نزدیکتر شده است چون در این سامانه هاکه بر گرفته شده
از خود قران است کلمات تبدیل به عدد می شوند و اگر یک حرف = یک عدد کم
و یا زیاد شود سامانه ایه بهم می خورد و در این سامانه باید رسم الخط
اولیه قران که در زمان پیامبر نوشته می شده است پایه قرار گیرد که
صحابه هم با همان رسم الخط قران را با نظارت امام علی نوشتند که به رسم الخط و مصحف امام معرف شدهمین رسم
الخط بعد ها با تعلیم امام علی به ابو الاسود دوئلی اعراب و نقطه گذاری شد تا قران برای همه قابل قرائت
شود که معروف به قرائت حفص از عاصم از ابی
از علی از محمد از الله
است به این ترتیب خداوند قران را
از تحریف حفظ کرد و در باطن ایه لحفظون ترقیم شده اند
سوره 15 ایه 9 قران
را الله بوسیله محمد و علی حفظ کرده است
إِنَّا
نَحۡنُ نَزَّلۡنَا ٱلذِّكۡرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ ٩
الله
- محمد - علی
رسم الخط قران را الله محمد
علی حفظ کرده اند
الله
محمد
علی رسم الخط
علم باطن
در حفظ قران بعد از الله محمد و علی این حفص عاصم و ابی بودند که
حفظ کردند
الله
- محمد - علی - ابی
عاصم حفص
حفص عاصم و ابی با روایتشان رسم الخط علم باطن را حفظ کرده اند
روایه حفص
عاصم ابی رسم الخط علم باطن
و کسی که اعراب و حرکات
قران را از الله
و محمد و علی تعلیم گرفت و حفظ کرد
ابولاسود
- الدولی
وووووو
که به صورت سری
این ایه ترقیم شده است و علم باطن اشکار کرده است
در اینجا ما همان رسم الخط را
بکار می گیریم بر اساس این رسم الخط که در زیر عکس ان را می بینید
1– تشدید حرف حساب نمی شود
2–مد حرف حساب نمی شود
3- الف مقصوره حرف حساب نمی شود
پایه ان هر چه باشد ان حرف حساب می شود مثلا در کلمه ءَاتَىٰهُمُ - الف مقصوره پایه اش ( ی - بدون نقطه )است
در شمارش حروف (یاء )بشمار می رود
4-همزه حرف
حساب نمی شود و همه این شکلها ( ا أ إ
آ )الف محاسبه می شود
5-و همه این
رسم الخط ها ( ي ى ئ
ـ ئـ ) ( یاء ) می باشد
مثلا در کلمله (أولئِكَ) در وسط ان
(یاء ) است و به این شکل (أوليك) می باشد
و نیز در سوره ذاریات (باييد) دو (
یاء )دارد که هر دو محاسبه می شود
6-
وحرف ( ؤ )
بدون در نظر گرفتن همزه بر روی ان مثلا در کلمه (َالمُؤْمِنُونَ) ( و ) محاسبه می شود
7- و نیز اگر ( و ) متصل به
ماقبل و ما بعد خود نباشد خودش کلمه مستقل
محاسبه می شود مثلا ( و اللهُ )
( و
) اول خود کلمه است
8- وکلمه (الشَّهَادَةَ) به این شکل (الشهده
)در رسم الخط
محمدی ترسیم شده
است واخر ان (هاء )
محاسبه می شود
9- و
همچنین كلمة (الْعُلَمَاءُ) در رسم الخط
محمدی نوشته شده (العلموا)و به همین ترتیب
محاسبه می شود
10- در رسم الخط محمدی الهی این کلمات
(مَا لِهَذَا الْكِتَابِ) به این
شکل ترسیم شده است (مال هذا
الكتب) که هر
سه کلمه جدا گانه محاسبه می شوند و نیر در قول خداوند (مال
هذا الرسول)
مال =کلمه
- هذا =کلمه
و الرسول =
کلمه است در نتیجه سه کلمه می باشند
11- در
رسم الخط محمدی هر جا (إنما) متصل بهم نوشته شده باشد یک کلمه محاسبه می شود اما اگر (إن ما) به این ترتیب جدا از هم
نوشته شده باشد دو کلمه محاسبه می شوند
12- کلمه در زبان عربی اسم و
فعل و لاصق
است مثلا
این ایه ( وَ إِنْ تُبْدُوا مَا فِي
أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ) به این ترتیب کلمات باید محاسبه شوند
( وَ - إِنْ - تُبْدُوا - مَا - فِي
- أَنْفُسِكُمْ - أَوْ - تُخْفُوهُ - يُحَاسِبْكُمْ - بِهِ – اللَّهُ )
با توجه به این امر
تبدیل کلمات به عدد و سپس با ایجاد سامانه حسابی و تقسیم نتایج ان بر
اصول شناخت حقایق -7 =التوحید -
قران اصول فهم خود را هم بدست می
دهد که میزان فهم حقیقی -
قران است در نتیجه با استفاده اصول
شناخت حقایق از تحریف معانی قران هم جلوگیری می شود در همین
ابتداء عرض می شود که اصول شناخت حقایق همان اصول پنجگانه توحید
– بعثت - امامت – عدالت و معاد است حتی امتحان کردیم شاید دو اصل امامت و
عدالت از اصول نباشد ولی سامانه های
حسابی اصول شناخت 7 = التوحید ان دو را نیز تایید و تصدیق کرد
تمام ایات قران را با تبدیل حروف به عدد و تقسیم
ان براصول شناخت حقایق 7 = التوحید
می توان ثابت کرد که الهی است و هیچگونه تحریفی در ان نشده است اگر یک حرف
بر داشته شده باشد رمز حسابی 7 - ان
را نشان می دهد و اعداد ایه بر اصول
شناخت حسابی 7
قابل تقسیم نمی شود
3= ضوابط محاسبه قسمت یک
1- محاسبه ها در ایات با ید به ترتیب از اولین ایه تا اخرین ایه با استفاده از وقف ها انجام گیرد از اینرو در محاسبات موضوع یا شخص و یا ..... هر گز نباید از غیر مکان وقف محاسبه شروع شود و در غیرمکان وقف پایان یابد هر محاسبه ای از اول ایه یا از نقطه وقف شروع می شود و در نقطه وقف پایان می یابدو می توان دو وقف از یک ایه را در کنار همدیگر افقی یا عمودی محاسبه کرد
2- در محاسبه یک موضوع یا شخص باید ان موضوع و یا ان شخص در تمام ایاتی که مربوط به
ان است بطور اجماع و در تمام مشتقات کلمه ای که مورد محاسبه است ترقیم شده باشد مثلا در کلمه الغیب نام المهدی ترقیم شده است باید در تمام ایاتی که کلمه الغیب و مشتقات ان
وجود دارد المهدی ترقیم شده باشد حتی اگر یک مورد نقض شود
یعنی المهدی ترقیم شدنش در ایاتی که کلمه الغیب و مشتقات ان وجود دارد
باطل می شود
3 -در محاسبه یک موضوع یا شخص - هر ایه ای فقط یکباربرای ان موضوع ویا شخص محاسبه می شود
و نیز موضوع و شخص محاسبه شوند باید در مجموعه ای از امور
که در رابطه با موضوع و یا شخص
هستند به توحید برسند برای اینکه
به این مجموعه دست یابیم باید حد اقل در
سه امر مربوط به موضوع
یا شخص محاسبه انجام بگیرد
4- در
محاسبه ها می توان در یک سوره ازابتدای ایات مربوط به موضوع یا شخص شروع کرد و تا وقتی که ایات مربوط به موضوع یا شخص در سوره ادامه
دارد محاسبه را در ایات بعدی ودر وقف های بعدی - بطور مدغم ومتداخل در همدیگر انجام داد
مثلا در سوره یوسف –ع- از ایه ای که
مربوط به شخص یوسف پیامبر
است می توان کمای او را که محمد باقر است در همه سوره محاسبه کرد و یا حتی
در قران می توان در موضوع محمد و ال محمد کل قران را مورد
محاسبه قرار داد اما در مورد تک کلماتی که فقط
یکبار در قران امده اند مجموعه ایاتی که قبل و بعد از تک کلمه
وجود دارند ومربوط به تک کلمه هستند
محاسبه می شوند و اگر تک کلمه
نشانه ای از حق و مومن یا باطل و کافر و یا مذبذب و منافق باشد
موضوع ویا شخص محاسبه شونده باید
در تمام ایاتی که کلمات مذکور و مشتقات انها
وجود دارد محاسبه شود و نیز چون در قران کلمات مهمل یعنی بدون معنی و
مصداق وجود ندارد کلمات مهمل هر گزمحاسبه نمی شوند
5-موضوع ویا شخص
محاسبه شونده ممکن است در یک سوره ای - چند ایه و یا در چند سوره چند ایات مکمل
داشته باشد محاسبه این ایات و یا این
سوره ها و ایات را در مورد موضوع و یا شخص مورد نظر می
توان
بطورمجزای متعاون با یکدیگر انجام داد
به شرطی که با تشکیل سامانه ای از شماره سوره ها به تنهائی و یا از شماره ایات به تنهائی
و یا از شماره سوره ها و ایات باهم و یا از جمع شماره سوره ها باهم و
جمع شماره ایات باهم و تشکیل سامانه ای از
انها بر پایه رمز رقمی 7 قران
مکمل هم بودن انها ثابت شود
6 - موضوع و یا شخص
محاسبه شونده وقتی به تنهائی محاسبه می شود اگر از چند کلمه تشکیل شده باشد مثل محمد - ابن –عبد - الله که چهار کلمه است در محاسبه هم چهار کلمه
محاسبه می شود مگر اینکه کمای ان در
قران اسم مشهور باشد و یا در جمعی محاسبه می شود
ما هم اسم
اول یا اسم مشهور موضوع و یا ان شخص را محاسبه می کنیم اما
اگر اسمی مرکب باشد ودیکته ان در نوشته
شدن چسبیده بهم باشد مانند بعلبک و پیشگام می توان
یک کلمه و یا دو کلمه محاسبه کرد منوط به این است که در قران چگونه ترقیم
شده است از طرف دیگر موضوع و یا شخص
محاسبه شونده اگر در اسمی محاسبه می شود باید
در تمام ایاتی که این اسم در انها تکرار شده است محاسبه شود و یا اگر در صیغه مشخصی از فعل (نه در همه صیغه های ان فعل ) و یا در متن
مرکبی محاسبه می شود باید در
تمام ایاتی که صیغه مشخص فعل
و یا متن مرکب تکرار
شده است محاسبه شود
7- موضوع و یا شخص
محاسبه شونده اگر نامش
- هم در آیات مربوط به انبیاء
مندرج و مبطن شده باشد و هم در میان ایات مربوط به اعداء انها مندرج و مبطن
شده باشد برای اینکه تشخیص بدهیم
کدام یک صحیح است باید نام ان را همراه نام پدرش یعنی فلان ابن فلان محاسبه
شود
8- و نیز بعضی
صحابه همنام هستند مثل عبد الله که چندین نفر هستند برای تشخیص فرد مورد نظر باید این افراد
را هم همراه نام پدرشان یعنی فلان ابن
فلان محاسبه شوند
9-در محاسبه شخص یا موضوع
اگرنفس
ان شخص یا موضوع را بخواهیم محاسبه کنیم که مثلا ابراهیم همان نفس شخص زردشت است دیگر
کمای ابراهیم را و نیز دیگر افرادی
که در ایه هستند مثلا نام عیسی هم در ایه
باشد که
کمایی دارد انها را در محاسبه دخالت نمی دهیم
3= ضوابط محاسبه قسمت دو
10- اگر موضوع و شخص محاسبه شونده کلمه عجمی(ایرانی )
باشد در كلمات عجمي
حروف گچپژ وجود دارد - باید دانست که این چهار حروف هم از حروف
قرانی هستند که خداوند به پیامبر اسلام
تعلیم داده است و پیامبر به
سلمان فارسی تعلیم داد و سلمان در نامه نگاری
های که به موبدان زردشتی داشت به انها
تعلیم داد و سپس به عموم مردم تعلیم داده
شد تا عجمها بتوانند
با بقيه حروف قراني انها را در
نوشتن زبان فارسي بکار برند از اینرو در نوشتن کلمات فارسی که این حروف وجود دارند در محاسبات به این
حروف هیچ تغییری داده نمی شود و همانطور
که در کلمه امده است باقی می ماند اما در محاسبه ها به
این حروف صفر داده می شود چون کلمات
قران به زبان عربی است و در زبان عربی این چهار حرف در نوشتن
کار بردی ندارند در نتیجه در کلمات
قران هم چون عربی هستند بکار برده نشده
است مانند حرف
( پ )
در کلمه سپاه اما -همانطور که گفته شد حروف گچپژ خود قرانی هستند و پیامبر به سلمان فارسی
تعلیم داد و از بعد اسلام زبان فارسی با
ان نوشته می شود در حالی که این حروف قبل از اسلام نه در عربستان و نه در ایران هرگز درنوشتن وجود نداشته است هر گاه کلمه عجمی همراه با كلمه عربی محاسبه شود ویا اگر کلمه عجمی حتی به تنهائی به معنی نسبت
باشد جایز است کلمه عجمی را - با الف و لام تعریف عربي محاسبه کنیم -
ولی در زبانهای اجنبی
= بیگانه از حروف قرانی هر چند که
در تلفظ صدای این حروف وجود دارند
اما چون درنوشتن حروف
آنها از حروف قرانی نیست
این الفاظ مناسب لفظ عربی که فقط با 28 حرف
قرانی نوشته می شوند و تغییر
می یابند مثلا کلمه Washington که درزبان
عربی با 28 حروف قرانی واشنطن نوشته و تلفظ می شود بايد به همين ترتیب نوشته و محاسبه شود یعنی حروف اجنبی را باید
تبدیل به حروف قرانی با لفظ عربی کرد و
محاسبه نمود
11-
12- در ایاتی
که موضوع
السنه و الجماعه در انها ترقیم شده است
چون در قران دو نوع - السنه و الجماعه
داریم یکی اصلی = السنه = سنت الله - و الجماعه = جماعت محمد و ال محمد است و دیگری
جعلی = السنه
= سنه الشیطان - و الجماعه
یعنی جماعت بنی فلان =ال فلان ....... است که
در مخالفت با پیامبر احادیث را نوشتند تا
با مذهب جعلی مشابه السنه و الجماعه برای فرعونیت خود مشروعیت مذهبی ایجاد کنند در همان ایات باید محمد و ال محمد و یا فلان یا ال فلان یا بنی
فلان هر دو
را محاسبه کنیم تا معلوم شود منظور
کدام سنت و جماعت است
13 -باطن قران حق محض است و
در باطن کل ایات قران اصول الدین و محمد و ال محمد حضور دارند چه به
بطور رفض و چه بطور تایید هر چند که نتوانیم با رمز رقمی 7 انها
را اشکار کنیم در اینده رمز های
دیگر قران انها را اشکار خواهند کرد چون
اصول دین و محمد ال محمد - با نامشان
در کل قران ترقیم شده اند و رمز
رقمی 7 انها را اشکار کرده است
14- ایاتی که
در ظاهر - ان باطل شرح داده می شود فاعلان باطل رافض اصول الدین-
یا رافض محمدو ال محمد هستند از
اینرو رفض اصول الدین یا رفض محمدو ال محمد در ان ایات ترقیم شده است
و یا یکی از زیر مجموعه هایی رفض در ان
ایات ترقیم شده است که عبارتند از
کذب یا
ظلم یا کفر یا کبر
علی اصول الدین یا علی
محمدو ال محمد
15- در ایاتی که در ظاهر انها باطل یا نشانه ای از ان شرح داده میشود در باطن انها مصداق
های حق ترقیم و تایید نشده است
و نیز در ایاتی که در ظاهر انها حق یا نشانه ای از ان شرح داده می شود مصداق های باطل ترقیم
و تایید نشده است
اما در ایاتی حق و باطل یا نشانه
ای از انها باهم شرح داده می شوند هر کدام بترتیبی که در
ایه امده است ترقیم شده اند
16- اینده هر موضوعی و یا هر
شخصی مجموعه ای از امور است که هنوز واقع نشده است از اینرو
نمی توان به مجموعه امور مربوط به ان موضوع و یا شخص دست یافت و محاسبه کرد از طرف دیگر برای اینده بداء الهی نیز وجود دارد در نتیجه پیش بینی اینده با رمز رقمی 7 فعلا
برای ما ممکن نیست بنا بر این کار
برد این علم برای فهم گذشته و حال با
همراهی امر هایی که در حال واقع شدن هستند
و یک لحظه بعد تبدیل به
گذشته می شوند ممکن است
چون به محض واقع شدن مجموعه امور
محاسبه شونده اماده شده است و می توانیم محاسبه کنیم
5= رمزمشترک محاسبه
قران کلام خدای - واحد الاحد است وعالم
مخلوقات ایه خداوند یعنی واحد التوحیدی او است و قران کلام التوحید ی
اوست بنا بر این- اصول شناخت هستی و
قران کلمه التوحید یا عدد 7است - التوحید قانون کل هستی و عدد 7
رمزحسابی کل هستی است اگر پیرامون جهان
هستی را نسبت به مرکز ان 360 درجه بدانیم که هست واگربر عدد 7 =التوحید ضرب کنیم عدد جهان هستی یعنی 2520
می شود که جمع منفرد انها 9 است ازاینرو بر
تمام اعداد از 1 تا 9 قابل تقسیم است و باقی مانده ندارد و این سخن را اولین بار امام علی – ع - تعلیم گیرنده اصول
شناخت حقایق باطن هستی و قران از پیامبر
فرموده است ودر حج هم
هر حاجی ان را عمل می کند یعنی 360 درجه را 7 بار=التوحید را دور
می زند در نتیجه التوحید
قانون کتابی هستی وعدد 7 قانون حسابی هستی است و
عدد 7 رمز حسابی مشترک همه پدیده های جهان هستی و از جمله رمزمشترک
همه ایات قران هم هست – کتابی که همه ایاتش بر پایه التوحید =7 نازل
شده است و ان
اصول شناخت حقایق کتابی و حسابی
- باطن قران است در نتیجه اصل
الاصول قانون هستی و قران التوحید = 7 است همانطور که گفته شد رمز مشترک
کل هستی و قران کریم است و به عنوان اصول شناخت حسابی قران کریم در سامانه های عددی
برای تبیین باطن هستی و قران بکار
می رود ناگفته نماند همه اعداد 1 تا 9 همه می توانند در قران بطور فرعی عمل کنند
اما رمز
پایه و اصلی 7 = التوحید است که
می تواند همه احکام برابری حقوقی را از
باطن ایات جدید و اشکار کند - سامانه های
تبدیل کردن حروف - به عدد در
زیر خواهد امد
6= علم اسرار حروف مرقم با رمز رقمی 7 = التوحید اشکارو بروز
کننده معانی و
احکام باطن قران کریم با سامانه های عددی هفتگانه است
1-اسرار در قران
سوره 71ايه 9
ثُمَّ إِنِّي
أَعْلَنتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ
لَهُمْ إِسْرَارًا ﴿9﴾
سپس همانا من
علنی کردم ( دعوت را ) و سری کردم (دعوت را )
برای ایشان سرّی کردنی
و ينابيع الموده ج 2 ص 59 شيخ سليمان القندوزي
قال رسول الله(ص) لكل نبي صاحب
سرّ و صاحب سرّي علي ابن
ابي طالب
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) براي هر پيامبري صاحب سر است.
صاحب سري علي ابن ابيطالب است.
كتاب الدر منظم للزرندي
ينابيع الموده ج 1 ص 68
قال امام علي (ع) سلوني عن اسرار الغيوب
فاني وارث علوم الانبياء و
المرسلين
همانطور که خداوند می فرمایدهمه
چیز در هستی امار عددی دارد
بنا براین قران و ایات و حروفش هم دارای آمار عددی است
)
کتاب الفردوس- ديلمي
قال
رسو ل الله -علم الباطن سر من أسرار الله
تعالى وحكمة من حكمته يقذفه في قلوب من يشاء من عباده
رمز های 14 گانه قران کریم
که بوسیله المهدیون کار بردشان بترتیب
تعلیم داده خواهد شد وبطون قران را اشکار خواهد کرد و تعلیمات جدید ی که مناسب هر زمان باشد به
شیعه خواهد داد
2- قران کتابی است که حروفش مرقم شده است
سوره 83 ايه 9
كِتَابٌ
مَّرْقُومٌ ﴿9﴾
کتابی است نمره گذاری شده (حروفش
)
كتاب درة المعارف ـ شيخ عبدالرحمن البسطامي
قال الامام حسين (رض) العلم الذي دعي اليه المصطفي
(ص) و هو علم الحروف///.....
ان الامام علياً كرم الله وجهه ورث علم
اسرار الحروف من سيدنا ومولانا محمد رسول الله (ص)
ترجمه:
گفت امام حسين - علمي كه داده شدش مصطفي (ص) و او
علم حروف است .......همانا امام علي
ارث برد علم اسرارحروف را از سيد ما و مولاي ما محمد (ص)
عن ابن مسعود قال نزل القران علي سبعه
احرف له ظهر و
بطن و ان عند علي (ع)علم القرآن ظاهره و باطنه
از ابن مسعود گفت نازل شد قرآن بر هفتحرف ( (التوحید
=7 حرف ) ) براي او ظاهر و
باطني است و همانانزد علي (ع) علم قرآن ظاهرش و باطنش
كتاب فرائد السمطين ـ محمد ابن ابراهيم الجويني
الحمويني الشافعي
قال رسول الله (ص) يا علي اكتب ما
املي عليك قلت يا رسول الله اتخاف عليَّنسيان ـ قال
لا و قد دعوت الله عزوجل ان يجعلك حافظً ولكن اكتب
لشركائكالائمه من ولدك بهم تسقي امتي الغيث و
بهم يستجاب دعاءهم و بهم يصرف الله عن الناس البلاء و بهم تنزل
الرحمه من السماء و هذا اولهم و اشار الي الحسن ثمقال
هذا ثانيهم و اشار الي حسين ثم قال و الائمه من ولده رضي الله عنهم
گفت رسول خدا (ص) يا علي
بنويس آنچه ميگويم بر تو گفتم يا رسول الله
آياميترسي بر من فراموش كنم گفت: نه و به درستي كه خواستم از خدا كه
قرار دهد تورا حافظ ولكن بنويس براي شريكهايت ائمه از
فرزندانت به ايشان سيراب ميشودامت من از كمكها و به ايشان قبول ميشود
دعاهاشان و به ايشان رد ميشود ازمردم بلاها و به ايشان نازل ميشود رحمت
از آسمان (به ياد بياوريم اين حديث راكه كل
دعامحجوب حتي يصلي علي محمد و آل محمد ـ هر
دعايي در حجاب استتا وقتي صلوات فرستاده شود بر محمد و آل محمد) و اين
اولشان و اشاره كرد بهحسن سپس اين دومشان و اشاره كرد به حسين و سپس
گفت و بقيه ائمه ازفرزندان اوست.
3= قران کتابی
است که رمز دارد و
ان رمز رقمی 7 = التوحید است
قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ
آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا ......... ﴿41﴾
41) گفت ( زکریا) پروردگار من قرار بده برای من نشانه ای –
گفت نشانه ات این که سخن نگو مردم را سه دوران مگر رمزی-
كتاب درة المعارف ـ شيخ عبدالرحمن البسطامي
ان الامام علياً
كرم الله وجهه ورث علم اسرار الحروف من سيدنا
ومولانا محمد رسول الله (ص) و
اليه اشاره بقوله (ص) انا مدينه العلم و علي بابها وهو اول من وضع مايه
في مايه في الاسلام ثم امامان الحسن و الحسين ورثا علماسرار
الحروف ثم ابنه
الامام محمد الباقر ثم ابنه جعفر صادق (رض) و هو الذيحل معاقد رموزه
4- قران کتابی
است ک حروفش تعداد دارد
که با سامانه های عدد ی
هفتگاه محاسبه می شود
سوره 72ایه 28
و احصی کل شیء عددا (و بشمارش اورد هر چیزی را با عدد )
علم الحروف عند أمير المؤمنين
الأمام علي(عليه السلام )
علم حروف نزد امام علی است
الخصال للصدوق \ ص444
روى عن الأمام الباقر (عليه السلام ): أن رسول الله (صلى الله عليه وعلى اله ) : علم عليا" ألف حرف كل حرف منها يفتح ألف حرف والإلف حرف كل حرف منها ألف حرف
همان رسول الله تعلیم داد علی
ع را 1000
حرف هر حرف از او باز می کند 1000
حرف و 1000 حرف هر حرفی از او 1000
حرف است
5- قران کتابی است که در باطن خود معانی و احکام باطن دارد
در بحار الا نوار ج2
ص 71 و در کتاب بصائر الدرجات شیخ الصفار
. امام صادق –ع-
می فرماید
إن أمرنا هو الحق، وحق الحق، وهو الظاهر، وباطن الظاهر، وباطن
الباطن ( التوحید
) وهو السر( البعثه ) وسر السر( الامامه ) وسر المستتر (العداله ) وسر مقنع بالسر( المعاد ).
ترجمه -
همانا امر ما اوست که حق است و
حق - حق
است و او ظاهر است . و باطن
ظاهر است .
و باطن باطن (التوحید ) است
. و او سر (البعثه ) است و سر – سر (الامامه ) است
و سر - مستتر (العداله ) است
. و سر - پوشیده در سر(المعاد ) است
کتاب نصّ النصوص
الآملي: ص72
قال رسول الله
ص - إنّ للقرآن ظهراً
وبطناً، ولبطنه بطناً إلى سبعـة
أبطن وفـي رواية إلى سبعين
بطناً وفي رواية أُخرى
سبعين ألف بطن
ترجمه
گفت رسول خدا همانا برای
قران ظاهری است و باطنی و
برای باطنش - باطنی هست تا 7 باطن در روایت دیگر
تا 70 باطن و در روایت دیگر تا 70000 باطن
هفت سامانه عددی مطابق رمز رقمی 7 = التوحید اصل اول اصول دین - حقایق باطن ایات قران
کریم را شکار می کند دراین سامانه
ها در هر تقسیمی باید جواب عدد
صحیح و باقی مانده صفر شو د
سامانه ها عبارتند از
1=سامانه تجمیعی در محاسبه
ها نمونه از ایات قران
برای هر کلمه به تعداد حروفش -
زیر ان عدد می گذاریم پس از تبدیل
کلمات به عدد و جمع کردن انها تقسیم بر رمز رقمی 7 =التوحید قران می شود مثل ایه زیر
لَكُمۡ -
دِينُكُمۡ - وَ -
لِيَ -
دِينِ
3 - 5
- 1 - 2
- 3
مجموع همه این اعداد می شوند 14 که قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 2
در نتیجه رمز رقمی 7=
التوحید قران ایه را تصدیق کرد
2=سامانه تصفیفی
برای هر کلمه به تعداد حروفش -
عدد زیر ان می گذاریم اعدا د بدست امده را همانطور که صف بندی شده است بر رمز رقمی =التوحید
7 قران تقسیم می کنیم مثل
بسم -
الله -
الرحمن - الرحیم
3-
4-
-
6- -
6-
عدد 6643 تقسیم بر 7
باید کرد که می شود 949
در نتیجه رمز رقمی 7=
التوحید قران ایه را تصدیق کرد
3=سامانه ترا
کمی اعداد با عبور از صفر
تعداد حروف کلمات را زیر انها می
نویسیم این اعداد را
تراکم با عبور از صفرمی کنیم یعنی روی صفر
اعدا د را تراکم نمی کنیم بعد از
تراکم کردن دو حالت پیش می اید یا به همین ترتیب که اعداد تراکم شده قابل
تقسیم بر 7 است یا جمع منفرد این اعدادقابل تقسیم بر 7 می شود مثل
1-
تعداد حروف هر کلمه را زیران می نویسیم
و - لا
- انتم - عبدون
- ما - اعبد
1 - 2
- 4 - 5 -
2 - 4
2-تراکم
با عبور از صفر می کنیم در ایه هیچ کلمه ای
صفر نیست و لازم نشده است
و - لا - انتم-
عبدون - ما - اعبد
1 - 3
- 7 -
12 - 14
- 18
3- این اعداد را بصورت منفر د می نویسیم و
همه را باهم جمع می کنیم
1 + 3 +
7 + 2+ 1 + 4+ 1 + 8 +1 = 28
جمع این عدد می شود 28 که قابل تقسیم بر رمز رقمی 7 قران
است وجواب می شود 4
در نتیجه رمز رقمی 7=
التوحید قران ایه را تصدیق کرد
چهار سامانه بعدی در تحلیل نهائی
به سه سامانه بالا تبدیل می شوند تا نتیجه معلوم شود
4- سامانه ترتیبی -در سامانه ترتیبی
می توان ایه را با شماره سوره و شماره ایه و تعداد کلمات ایه و تعداد حروف
ایه محاسبه کرد
مثلا سوره 1
ایه 1 را محاسبه می کنیم
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ ١
سوره - ایه
- کلمات - حروف
1 1 4 19
با سامانه تصفیفی این اعداد 1 1 4
19 قابل تقسیم بر 7
است و می شود 2773
در نتیجه رمز رقمی 7=
التوحید قران ایه را تصدیق کرد
5=سامانه توزیعی - برای محاسبه
اشخاص و موضوعات
یافتن تعداد حروف توزیع شده
از کلمه شخص یا موضوع را – در ایه محاسبه
می کنیم
مثلا کلمات
-محمد و ال محمد در
ایه زیر توزیع شده است برای پی بردن به ان باید حروف هر کدام از
کلمات محمد و ال محمد را در ایه مورد نظر شمارش
کنیم و سپس محاسبه کنیم
ذَٰلِكَ ٱلۡكِتَٰبُ لَا
رَيۡبَۛ فِيهِۛ هُدٗى لِّلۡمُتَّقِينَ ٢
محمد - و - ال - محمد
1-0-1-1=3 >
0 >
2-5= 7 >1-0-1-1=
3
با سامانه تصفیفی 3
0 7 3 قابل
قسمت بر 7 است
و می شود 529
رمز رقمی 7
=التوحید وجود نام محمد ال
محمد را در باطن ایه تصدیق کرد
6- سامانه توصیلی - درمحاسبه اشخاص و موضوعات وقتی با سامانه توصیلی محاسبه می کنیم که ایات پشت سر هم باشند مثلا محمد و ال محمد را در این دوایه که پشت سرهم هستند محاسبه می کنیم که بصورت متصل بهم ا فقی یاعمودی محاسبه می شوند در اینجا افقی محاسبه شده است
إِيَّاكَ
نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ ٥
ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ ٦
محمد - و - ال - محمد
ایه
5 = 0-0-0-1=1 > 1 > 4-0=4 >
0-0-0-1=1
ایه 6
= 2-0-2-1=5 > 0 > 4-2=6 > 2-0-2-1=5
اگراین اعداد
را بصورت افقی بنویسیم چنین می شود
محمد - و
- ال - محمد > محمد - و
- ال -
محمد
1 - 1 -4 - 1 > 5 -0 - 6 -
5
با سامانه تراکمی با عبور از صفر این اعداد
می شوند
1 - 2 - 6 - 7 > 12 - 0 - 18 - 23
که به همین ترتیب
این اعداد 1 - 2
- 6 - 7 > 12 - 0 - 18 - 23
قابل تقسیم بر 7
است و می شود 3311446803
در نتیجه رمز عددی 7=
التوحید قران وجود نام محمد و ال محمد را دراین دو ایه تصدیق کرد
7= سامانه تکمیلی - در محاسبه
اشخاص و موضوعات در دو
ایه وقتی محاسبه می کنیم که دو ایه مکمل هم باشند یعنی
از شماره دو ایه سامانه ای تشکیل شود که
قابل تقسیم 7 باشد
مثلا ایه 1 و 6
سوره الفاتحه که مکمل هستند
ایه
1 - ایه 6
با سامانه تجمیعی می 7 که قابل تقسیم بر 7 است و می شود 1
در نتیجه
محمد و ال محمد در این دوایه قابل
محاسبه است
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ ١
ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ ٦
محمد
- و - ال -
محمد
ایه 1
= 3-2-3-0=8 > 0
>3-4=7 > 3-2-3-0=8
ایه 6 =
2-0-2-1=5 >0 > 4-2=6 > 2-0-2-1=5
----------------------------------------------------------------------مجموع
هر کلمه در دو ایه 13 -
0 - 13 -
13
با سامانه تراکمی با عبور از صفر این اعداد می
شوند 13 0
26 39 که
قابل تقسیم بر 7 است و می شود 56859
در نتیجه رمز رقمی 7
=التوحید وجود نام محمد ال
محمد را در باطن ایه تصدیق کرد
سبحان الله
سبحان الله سبحان الله
به این ترتیب رمز رقمی 7 =التوحید همه ایات قران را
تصدیق می کند هر ایه ای حداقل باید به وسیله یکی ازسامانه ها تصدیق شود و الا
ایه موافق حق نیست و ایه یا تحریف شده یا اصلا ایه قرانی نیست در واقع
این سامانه های پنجگانه و تقسیم بر التوحید =7 منطق حسابی حقیقت
یابی قران است
6 = کسانی که شیعه محمدو ال محمد که طبق تشهد نماز کما ابراهیم و ال ابراهیم
نباشند رافضی اخر
الزمان می
باشند
در تشهد نماز می خوانیم محمد و ال محمد کما ابراهیم و ال ابراهیم هستند و
آل = کسانی هستند که اصول علم تاویل
را می دانند بنابراین محمد وال
محمد اصول دین را بیان کردند که رسالتشان بود ولی بعضی از
فقهای شیعه ارسطوئی و سنی اموی وقرانیون فارغ الاصول این اصول
راکه اصول قانون هستی و شناخت حق و باطل ومذبذب و
تاویل متشابهات به محکمات است رفض (رد )می
کنند امید واریم عالمان جویای حقیقت به مذهب شیعه قرانی ایمان بیاورند مذهبی که فقط
قران را کتاب صحیح می داند و خود را از
قران اثبات می کند و همه کتب نوشته شده بدست
مردم را قابل نقد وتصحیح بر پایه صول
کتابی و حسابی قران یعنی التوحید =
7 می داند و تنها احادیثی مورد قبول است که مخالف قران نباشد اما اینکه حدیث راچه کسی و از چه مذهبی نوشته
است مهم نیست و قال فلان ....... قال فلان
باطل است و ما - در نوشته هایمان
تنها به احادیثی استناد می کنیم که قران صحت انها را تایید کند ونیز تنها مذهبی که
نامش در قران ذکر شده باشد صحیح
است بقیه مذاهب جعلی هستند
اخرجه احمد ابن حنبل
قال رسول الله - یظهر فی امتی فی اخر زمان
قوم یسمون الرافضه- یر فضون
الاسلام
گفت رسول خداوند ظاهر می شود در امت من در
اخر زمان قومی که نامیده می شوند رافضی – رفض(رد ) می کنند اسلام را( اصول دین
کاشف حقایق قران را )
در باطن همه ایاتی که مشتقاتی از ریشه
سلم و اسلام در انهاست کلمه
الشیعه مندرج و مبطن
و مرقم شده است چون اسلام
باطنش شیعه است کسانی که شیعه سنه الله و
جماعت محمد و ال محمد نباشند کما بنی امیه
در حزب
الرافض هستند و طبق بیان
پیامبر رافضی اخر الزمان می باشند و انها اصول سنه الله= محکمات را در تاویل متشابهات بکار نمی برند و با عقل بدون مقیاس الهی یعنی عقل مطلق شده =بت ایات قران را تحریف می کنند اینها مشرک هستند و
در روابط اجتماعی اصل را بر تضاد و تعدی
بر دیگران می گذارند و هیج وقت
در روابط با دیگری توحید و تقیه
را یعنی حفظ حقوق دیگران را اصل قرار نمی دهند و قران را که کتاب حقوق
بشر است به کتاب بطلان بشر تبدیل می کنند
در سنن أبو داود
قال رسول الله - ألا إني أوتيت
الكتاب ومثله معه، ألا يوشك رجل شبعان على أريكته يقول عليكم
بهذا القرآن فما وجدتم فيه من حلال فأحلوه وما وجدتم فيه من حرام فحرموه.
اگاه باشید
همانا مرا داده شد کتاب و مثلش با
او (اصول دین – سنه الله قانون هستی) اگاه باشید نزدیک می شود
انسانی سیر بر اریکه اش (مقامش ) می گوید بر شما است به این قران (به ظاهرش عمل کنید
)پس انچه یافتید در او از حلالش پس حلال کنیدش و و انچه یافتید در او
از حرامش پس حرام کنیدش (ایات را با
سنت الله تبیین نمی کند و سنت الله را رفض می کند)
7 = مفاهیم تفقیهی
حسابی
در بخش
اول از علم اصول حق و حقوق کتابی
مفاهیم تفقیهی را شرح نوشتاری دادیم در این
بخش که علم
اصول حق و حقوق حسابی است مفاهیم
تفقیهی کتابی را همراه با
مفاهیم حسابی - با علم اسرار حروف
مرقم و رمز رقمی 7 محاسبه می کنیم تا متوجه
شویم که این دو یعنی
فقه کتابی و فقه حسابی مکمل
یکدیگر هستند با محاسبات رقمی مفاهیم
تفقیهی = با
گذر از ظاهر جمله یا ایه به باطن ان از عمق و باطن بیشتری انسان را اگاه می کند این مفاهیم را - به این دلیل تفقیهی می گویند چون
انسان می تواند بوسیله انها از مفاهیم
باطن جمله یا ایه اگاه شود و با محاسبات
رقمی احکام قطعی و یقینی بدست می اید
وما كان المومنون لينفروا كافه فلولا نفر من كل فرقه
منهم طايفه ليتفقهوا في الدين ولينذروا قومهم اذا
رجعوا اليهم لعلهم يحذرون
و نبود ایمان
آورندگان را تا رهسپار شوند همگی ( به تعلم ) پس چرا رهسپار نشود از هر مجموعه ای
از ایشان طائفه ای تا فهمیده
شوند در دین (سامانه حق) و تا اخطار کنند قومشان را آنگاه که مراجعت
کردند به سوی ایشان ( به سوی فهمیدگان ) شاید ایشان حذر کنند ( از گمراهی ) .
ا -
ل - ت -
ف - ق
- ی - ه
14 - 11-
1 - 18
- 3 -
8 - 8
با
سامانه تجمیعی این اعداد می شوند 63 که
قابل تقسیم بر 7 است و می شود 9
رمز
رقمی 7 قران یعنی
علم اصول فقه حسابی تایید و تصدیق
کرد که این ایه راجع به
تفقیه مفاهیم ایات قران کریم است
مفاهیم
تفقیهی = قران کتاب سبعا من
المثانی است یعنی
7 دو تائی که 14 تا می شوند بر پایه علم اصول حق کتابی و حسابی
مفاهیم فقهی حق و حقوق را از عمیق ایات
قران اجتهاد و استنباط کند
سوره
15 ایه 87 اسرار قران در ایه
ترقیم و مستتر است
و لقد اتینک سبعا من
المثانی و القران العظیم
ا سرار > القران
17 > 25
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند
42 قابل تقسیم
بر 7 است و می شود
6
قران
کتابی است که از 28 حرف تکوین یافته
است
1- 14
حرف شمسی است
حروف شمسی در
قران از 14 حرف است که عبارتند از ( ت - ث -
د ذ
- ر - ز - س -
ش ص - ض -
ط -ظ
- ل - ن ) و این حرف
14 که قابل تقسیم بر
7 است و می شود 2
2-
14 حرف قمری است
حرروف قمری
در قران 14 حرف است عبارتند از (ا - ب
- ج - ح - خ -
ع - غ
- ف- ق
- ک - م
- و -
ه - ی ) و این حرف 14 قابل
تقسیم بر 7 است و می شود
2
3-
و 14 حرف از میان انها حروف مقطعه است
الف -تفسير
قرطبى _ هى سرالله فى القرآن و لِله فى كل
كتاب من كتبه سرُ
(او سرخداوند در قرآن است وبرای خداوند درهرکتابی
از کتابهايش سری است)
ب - تفسير زادالمسير ج 1 ص 160 _ قال ابوبكر (رض)
لِله
عزوجل فى كل كتاب سرُ و سرالله فى القرآن اوائل السور
(برای خداوند در
هرکتابی سری است وسر خداوند در قرآن
اول سوره ها است)
در باره حروف مقطعه علماء
تفسیر گفته اند = لو علم الناس تأليفها لعلموا اسم الله الأعظم
( اگر علم مى داشتند انسانها تأليف او راالبته علم مى
يافتند به اسم اعظم خداوند )
بر پايه اصول
دين يعنى قوانين هستى اگر همه حروف مقطعه را جمع كنيم و بعد از حذف تكرار آن جمله
اى بسازيم كه داراى معنى باشد و اين معنى در رابطه با قرآن و آل محمد خواهد بود و
اين جمله در مىآيد.
صرط علي احقن مِسْكُهُ (راهي
علی حفظ کرد مشک او) (مشك _ اصول وضمير او-اشاره به قرآن
است)
تعداد ین حروف 14 تاست
تقسیم بر 7 می شود 2
شرح =اين علم همان اصول سنه الله یعنی
قوانين خلقت لوح محفوظ =
فضاء و كرسي (كل هستي) و العرش(حيات)
است و همان علم اصول حق و حقوق است
4-ابراهیم
و ال ابراهیم در قران 14 نفر هستند
سوره
15 ایه 87 - نام ابراهیم در قران با دو رسم الخط امده است
رسم ابرهیم 51 بار و لفظ ابرهم
12 بار بر طبق قواعد
حساب عدد کوچك سمت چپ و عدد بزرگ سمت راست
نوشته می شود ما هم اعداد مربوط به نام
ابراهیم را به همین ترتیب می
نویسیم و محاسبه می کنیم
و
لقد اتینک سبعا من المثانی
و القران العظیم
ابرهیم و
- ال -
ابرهم
15 -
2 -11 -
12
با
سامانه تصفیفی این اعداد 15 2
11 12 قابل تقسیم
بر 7 است و می شود 173045
5-
کما محمد و ال امحمد هم 14 نفر هستند
حالا در ایه سبعا من المثانی = 14 جستجو
می کنیم که ایا محمد و آل محمد همان 14 نفر هستند بنا براین حروف محمد و ال محمد
را در ان ایه توزیع شده است می یابیم
اگر در این ایه مبطن شده باشند
اثبات می شود که محمد و ال محمد الگوی انسانی
از سبعا من المثانی =14 نفر
می باشند و قران ناطق هستند
و اسرار قران در انهاست
سوره
15 ایه 87
و
لقد اتینک سبعا من المثانی
و القران العظیم
محمد -
و -آل - محمد
7 - 2 - 11
- 7
با سامانه تصفیفی این
عدد 7 - 2 - 11 - 7
بر 7 قابل قسمت است و می شود 10161
سوره
15 ایه 87
و لقد اتینک سبعا من
المثانی و القران العظیم
صرط علی
احقن
مِسْكُهُ
1
- 9 - 13
- 5
با سامانه تجمیعی اگر این
اعداد 28 می شود که بر 7 قابل
قسمت است و می شود 4
در نتیجه کلید رقمی 7
قران تایید و تصدیق می کند که این ایه صحیح و ایه قرانی است و ایه ای که از
حروف مقطعه بدست امده است صد در صد حق است ودر باطن ایه سبعا من
المثانی حضور دارد
7= حالا در ایه ای که از حروف مقطعه بدست امده و
سر قران را اشکار
می کند جستجو می کنیم اگر حقیقتا علم
حروف مقطعه در محمد و ال محمد باشد
باید نام همه 14 نفر افراد محمد و
ال محمد در این ایه ترقیم و مستتر شده
باشد برای این منظور
نامهای همه افراد محمد و ال محمد را می نویسیم و
حروف هر کدام از این نامها را در ایه کشف کرده و محاسبه می کنیم
صرط -
علی - احقن - مسکه
محمد -
علی -
فاطمه - حسن - حسین - علی
- محمد -
3 - 3
- 3 -
3- 4 -
3 - 3
جعفر - موسی
- علی - محمد - علی
- حسن - محمد
2 -
3 - 3 -
3 -
3 - 3
- 3
با سامانه
تجمیعی این اعداد می شوند 42 که قابل تقسیم
بر 7 است و می شود 6
در نتیجه اثبات
شد که علم حروف مقطعه در همه افراد 14 نفر
محمد و ال محمد است
8= ونیر محاسبه می کنیم که اصول دین
در ایه صراط علی
حقن مسکه ترقیم و مستتر شده
است
صرط علی
احقن مسکه
التوحید
- البعثه – الامامه – العداله - المعاد
4 -
4 - 7
- 6 -
5
با سامانه تراکمی می شوند
4 8 15
21 26 که
قابل تقسیم بر 7 است ومی شوند
3744512
در نتیجه محمد و ال محمد = اصول
دین = صراط
علی حقن مسکه = = قران ناطق هستند
9 - و چون می دانیم طبق تشهد نمار محمد و آل محمد کما ابرهیم و ال ابرهم هستند بنا بر این باید با سامانه ای
از این دو ثابت شود که مطابق هم هستد
صرط علی احقن
مسکه
محمد -
و - آل -
محمد >
کما
> ابرهیم - و
- آل - ابرهم
4 -
1 -2 -
4 > 3 >
6 - 1
- 2 - 5
6- رموز قران
هم 14 تاست
رموز
قران کریم من التوحید (ایات تدوینی =
قران وایات تکوینی = طبیعت ) الی الاحد
(الله ) 14 تاست
که بیانگر انا لله و انا الیه راجعون می باشند کار برد های انها را امام مهدی در
اینده تعلیم خواهد کرد امروز فقط کار
برد رمز اول یعنی 7 = التوحید
را تعلیم داده است بقیه رموز هم ارز اصول
پنجگانه دین = سنه الله = میزان حق و محکمات قران که بر کل هستی و ایات قران حاکم است بر خواهد
امد
1-التوحید =7
اصل الاصول هستی و قران می باشد
بقیه اصول بر پایه ان سامان یافته
اند
2- الاحد =5
کلمه الاحد - 5
حرف است چرا؟
چون 5 حروف اصلها
در ذات خداوند واحد الاحد سرمدی یگانه بدون
اجزاء و ترکیب و................. وجود دارد که بقول امام علی ع با نفی صفات عنه می باشد واحد الاحد می شود
1= التوحید = 7 - قانون هستی همه
مخلوقات و ایات قران است
2= الاحد = 5
است از اینرو نام الله در قران در 5 شکل امده است -اگر انها را در مقابل الاحد به
ترتیبی که در قران امده اند بنویسیم
قابل تقسیم بررمز رقمی 7 =
التوحید است
الاحد > الله - لله - بالله -فالله - تالله
5
>4 - 3
- 5 -
5 - 5
این
اعداد 5 4
3 5 5
5 قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 79335
ونیز این
اسمها 2699 بار در قران امده است که تنها بر
خود وبر
1 قابل
تقسیم است تا ثابت شود که خداوند
واحد الاحد است بنا بر این
در ذات خداوند پنج اصل - که با نفی صفات عنه واحد الاحد است در حقیقت 5 اصل
صفاتی هستند برای واحد الاحد وچون صفات با نفی صفات عنه عین
ذات می شود در نتیجه الله واحد
الاحد است و این همان حقیقت نهائی خدا
شناسی است
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر