3=بخش دوم - علم اصول فقه حق و حقوق حسابی قسمت -2




7- و باطن و ظاهر قران  حدا اقل 7 دوتائی یعنی 14 تاست

حلية‌ الاولياء ابي‌ نعيم‌ ج‌ 1 ص‌ 65

عن‌ ابن‌ مسعود قال‌ نزل‌ القران‌ علي‌ سبعه‌ احرف‌ له‌ ظهر و بطن‌ و ان‌ عند علي‌ (ع‌)علم‌ القرآن‌ ظاهره‌ و باطنه‌ 



       علم  باطن    و     ظاهر

1 ـ مطلق(سرمدی)    -   و مقید (مقدر= نسبی )

مطلق =  یعنی سرمد -     فقط الله است جهان هستی بر طبق ایات  قران و کشف انیشتن مقدر=  نسبی =   و  مقید یعنی محدود   است و هیچ موجود  سرمدی  = مطلق  در این جهان وجود ندارد مثلا می گویند حاکمیت مطلقه در حالی حاکمیت مطلقه  فقط بر وجودی تعلق می تواند داشته باشد که او خود مطلق = سرمدی باشد و ان فقط الله  است  یعنی فقط  الله مطلق=  سرمد ی است اما موجودات  مقدر =  نسبی = مقید = محدود  هرگز  نمی توانند حاکمیت مطلقه داشته باشد  حتی این شخص  خود پیامبر باشد  و  اگر هم  تصور شود  با فلسفه ومنطق صوری -  تصور می شود و  مطلق ذهنی  است و عینیت ندارد  به همین دلیل نسبت  به انسان مقام مطلقیت  باطل است در ضمن  موجود مقدر = مقید نمی تواند اختیار مطلق هم  داشته باشد و اینها همه  شرک   است اما در موردلغات و الفاظ   در قران  هیچ  معنی و مفهوم مطلقی   برای مخلوقات در قران   وجود ندارد   بلکه  همانطور که گفته شد اگر هم تصور  شود  بر پایه فلسفه ومنطق  صوری   - تصور شده و  امر ذهنی است  در نتیجه  هیچ حکم  دینی مطلق در رابطه با مخلوقات هم وجود ندارد  مگر اینکه معنی و مفهومی باشد که  متعلق  به خدا باشد بقیه مفاهیم  قرانی همه  مقدر = نسبی = محدود  هستند چون بر موجودات مقدر و نسبی تعلق  دارند و هر امری در جهان مخلوقات مطلق تصور شود  باطل  است و قران امده است  تا  فرق   حق و باطل  را  تبیین کند  تا در تشابه  حق و باطل انسان گمراه نشود حتی  اصول  سنه الله که قانون هستی  است مطلق نیست چون بر جهانی تعلق دارد که مقدر=مقید  و نسبی  است و محدود می باشد اگر جهان هستی و قانون  ان را مطلق تصور کنیم  به  فلسفه ومنطق وحدت وجود و موجود  سقوط می کنیم که انهم شرک  است اما اگر حکمی باشد که بدون استثناء شامل کل اجزای موضوع خود شود  به ان عام می گویند نه مطلق  و در زیر خواهد امد

سوره 15 ایه 21  هر انچه در جهان هست قدری =  نسبی  = محدود و مقید است

وَإِن مِّن شَيۡءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَآئِنُهُۥ وَمَا نُنَزِّلُهُۥٓ إِلَّا بِقَدَرٖ مَّعۡلُومٖ ٢١

التوحید = 19
البعثه   = 17
الامامه =38
العداله  =30
 المعاد =28
       
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند  19   36    74   104    132   که  قابل تقسیم  بر 7 است و

می شود   1887210617


علم  قدر =  اصول  فقه حق و حقوق انسان    در محمد و ال محمد است

وَإِن مِّن شَيۡءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَآئِنُهُۥ وَمَا نُنَزِّلُهُۥٓ إِلَّا بِقَدَرٖ مَّعۡلُومٖ ٢١


محمد   -   و   -  ال   -  محمد

  10   -    3  -   9  -  10 
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند 10    13   22    32 که جمع منفرد انها  می شوند   14 که قابل  تقسیم  بر 7  است و می شود   2


و هم اکنون  علم  قدر =  اصول  فقه حق و حقوق انسان  در   امام زمان است


وَإِن مِّن شَيۡءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَآئِنُهُۥ وَمَا نُنَزِّلُهُۥٓ إِلَّا بِقَدَرٖ مَّعۡلُومٖ ٢١

المهدی  - محمد  - ابن   - الحسن
19        -   10   -   16  -   16
که با سامانه تصفیفی این اعداد  قابل تقسیم  بر  7  است و می شود  2308717



2= عام‌                         وخاص‌

قران کتابی است که در اصول -  قانون کل هستی را ارائه داده است و این قوانین عام  است  و بر همه اجزای  اجزاء هستی هم  حاکم است فقط ممکن است  در هر موردی درجه و مراتب داشته باشد به دلیل این درجه و مراتب هر عامی -  خاص هم دارد که در درجه متعالی تری  است   در  جامعه انسانی هم همینطور  است  ممکن است  حکمی عام  باشد و شامل کل  جامعه  شود و همان حکم ممکن است  در درجه عالی تری در جزئی حاکم باشد که به ان خاص می گویند  مثلا  امامت  = هر موجودی رهبریش در درون خود است    اما  چون در  انبیاء  در درجه عالی تری است نسبت به انها خاص   هستند حتی در رسالت هم عام و خاص وجود دارد  عموم انسانها رسالت تعلیم  نسلهای اینده را بر عهده دارند اما در هر زمان یک  رسول خاص هم وجود دارد  که  معصوم از خطا ست و  رسالت را تعلیم می دهد و بطون قران   را که  دیگران نمی دانند اشکار می کند  حکمت  غیبت  امام مهدی هم در همین  است و او رسول  خاص خداوند در ادامه رسالت است و در غدیر خم  امام علی ع به عنوان رسول الله و نقطه  وصل  پیامبر به رسولان   بعد از پیامبر  از طرف خداوند منصوب شد  قبلا عرض شد که فرق رسول با نبی چیست  بر نبی  وحی کتاب می شود اما بر  رسول - وحی کتاب نمی شود و کتاب  نبی   را که قبل از او بوده است بر جهانیان تعلیم می دهد از اینرو هر نبی - رسول هم هست اما هر رسولی  نبی نیست  در نتیجه   هر حکمی  می تواند خاص و عام  داشته باشد امروز هم در هر رشته  علمی عام و خاص وجود دارد

سوره 3 ايه 74   اصول  لم مختص    همان  علم  اصول  سنه الله  یعنی علم اصول فقه  است
يَخۡتَصُّ بِرَحۡمَتِهِۦ مَن يَشَآءُۗ ........ ٧٤
اختصاص می دهد برحمتش کسی را که می خواهد.
التوحید   - البعثه  -  الامامه  -  العداله   -  المعاد
  6         -    3  -       8  -   3        -   4 
با سامانه تجمیعی این اعداد  می شوند  21  که  قابل تقسیم  بر 7  است و می شود 3
علم  اصول سنه الله  مختص  در محمد و ال محمد  است
يَخۡتَصُّ بِرَحۡمَتِهِۦ مَن يَشَآءُۗ ........ ٧٤
محمد   -  و  -   ال  -  محمد
 5       -   0   -   2  -   5
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند   5   0     7     12  که قابل تقسیم  بر 7  است ومی شود   1815
و هم اکنون این علم  در امام زمان  است
يَخۡتَصُّ بِرَحۡمَتِهِۦ مَن يَشَآءُۗ ........ ٧
ا  -  ل   -    م  -  ه  -   د -   ی

1 -  0 – 2    -   1  - 0   -   2
با سامانه تراکمی این اعداد  می شوند   1  0    3    4   0    6   که  جمع منفرد انها می شوند 14  که  قابل تقسیم بر 7 است  و می شود  2



3ـ غیب            -          وشهود


جهانی که ما در ان زندگی می کنیم جهان مشهود  است  اما اموری در این جهان وجود دارد که از دید انسان غایب  است   این  غیب ها  نسبی  هستند و امکان مشهود شدن انها هست اما غیب مطلق = سرمدی  مربوط  به  عالم الهی  است و کسی نمی تواند  بر ان اگاهی یابد حتی  عالم فرشتگان هم  غیب مقدر = نسبی  است همانطور که پیامبر  جبریل را   دید حضور داشتن در عالم غیب  برای  انسانها هم ممکن است  مثلا  امام مهدی و عیسی در عالم  غیب هستند  -و نیز   همانطور که  می دانیم قران ظاهری دارد و باطنی دارد و این بطون قران تا وقتی که  اشکار  نشده است  نسبت به انسان  غایب  است حتی خود اصول سنه الله هم غایب است انسان فقط با عقل ان را می فهمد و امور غیبی بسیاری در باطن  قران نهفته است و امروز  ما با تعلیمات امام مهدی  از بطون قران   درجه ای اگاه شده ایم و نام های  محمد و ال محمد و مذهب شیعه و  ......از ان برای ما مشهود شده است .و قران 14  رمز دارد  و 70000  بطون دارد  که برای ما غایب هستند و در اینده با تعلیمات امام مهدی  مشهود خواهند شد  در ضمن در قران ما با الفاظ  سر و کار داریم در حالی که مفاهیم  ایات  هم  با  چشم  سر دیده نمی شود و  برای چشم  سر غایب است و این چشم عقل است که انها  را  می بیند و برای عقل مشهود است  



سوره 72 ایات 26
عَٰلِم  ٱلۡغَيۡبِ فَلَا يُظۡهِرُ عَلَىٰ غَيۡبِهِۦٓ  أَحَدًا ٢٦

التوحید  -  14
البعثه   -  14  
الامامه  -  20
العداله   -  21
المعاد   - 16
     

با سامانه  تصفیفی  این اعداد      14  -   14   - 20     -   21    -  16   قابل تقسیم بر 7  است و می شود  231600202


عَٰلِمُ  ٱلۡغَيۡبِ فَلَا يُظۡهِرُ عَلَىٰ غَيۡبِهِۦٓ  أَحَدًا ٢٦

محمد  -  و    -  ال  - محمد
4       -   0  - 8  -    4 
باسامانه تراکمی این اعداد می شوند 4   0    12    16  که جمع منفرد انها می شود  14  که قابل تقسیم  بر 7  است و می شود  2


عَٰلِم ٱلۡغَيۡبِ فَلَا يُظۡهِرُ عَلَىٰ غَيۡبِهِۦٓ  أَحَدًا ٢٦

المهدی - 16
 محمد  - 4
 ابن     - 6
الحسن   -9

     
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند 35  که قابل تقسیم  بر 7  است و می شود 5


4ـ مبین                        ومجمل



مبین یعنی   واضح  و مجمل یعنی مبهم  - بسیاری از چیز ها در جهان قبلا برای بشر مجمل بود ولی امروز  مبین  شده  است مثل وضع حاملگی زن تا وقتی که  بچه بدنیا نیامده بود کسی از ان  هیچ  اگاهی کامل نداشت تنها بطور مجمل می دانستند که بچه ای در شکم مادر است واز  مواصفات بچه بکلی  بی اطلاع بودند  اما با پیشرف علم این امور برای انسان  کاملا مبین  شده  است حتی جنسیت  بچه را هم  قبل از ولادت می فهمند   قران کتابی است که  تماما مطابق با   طبیعت  است طبیعت کتب تکوینی خداوند و  قران کتاب تدوینی خداوند است و در اصول مشترک هستند  بسیاری از ایات  برای  ا نسان هنوز مجمل  است  انچه که از مفاهیم ایات  فهمیده  شده  مبین شده   است    تاوقتی که  بشر نتوانسته است  70000  بطون قران را  بفهمد  برای انسان  بسیاری از ایات مجمل  خواهد ماند  امروز ما با تعلیمات امام مهدی  فهمیده ایم که اصول  سنه الله  از  ان بخش از قران  است که  مبین است و می دانیم که اصول دین  قانون هستی  است و  روح  ایات  قران است  نه تنها خود مبین  است تبیین کننده همه مجملات  قران  هم هست و رمز های چهاردهگانه قران که مبین کننده  همه قران را برای ما خواهند بود از همین اصول سنه الله  بر خواهند امد و امروز بقدر  عقول مردم این زمان  بسیاری از احکام  مبین  شده اند و خواهند شد بنا براین  برای تبیین  ایات قران   - تبیین کننده ای هست و ان اصول  سنه الله  است که همه رطب و یابسی  را   که در قران امده  است  تبیین خواهند کرد





سوره 12 ايه 1

الر تلك ايت الكتب المبين


التوحید  - 13
 البعثه   - 10
  الامامه  - 18
 العداله   - 16
 المعاد    -13


با سامانه تاکمی این اعداد می شوند 13   23   41    59   75   88 که قابلتقسیم  بر 7 است و می شود  126794201759


محمد    - و-    ال   -   محمد
2        -   0 -   8  -     2 

با سامانه تراکمی  این  اعداد می شوند 2  0    10        12   که  قابل تقسیم  بر 7   است  و می شود    17286


ا-   ل   -   م    -   ه   -  د   -   ی
 4 – 4  -    1  - 0   -0  -   2
با سامانه تصفیفی  این عداد    4   4   0   0   2    قابل تقسیم  بر 7  است  و می شود    28592


5ـ ناسخ‌                       ومنسوخ 


در لغت قران ناسخ بر وزن فاعل =  بر دارنده و منسوخ بر ورزن مفعول  =  بر داشته شده است قران کتابی است که علم اصول فقه  را خداوند در ان  مندرج کرده  است و علم اصول فقه بر دارنده  معانی و مفاهیم  از ایات  قران کریم است در نتیجه  علم  اصول فقه  ناسخ  معانی و مفاهیم از ایات قران می باشد  و انچه که از معانی و مفاهیم  از قران بر داشته می شود منسوخ = بر داشته شده نامیده می شود  که مناسب عقول مردم هر  زمان است و با پیشرف عقول مردم بر داشتها هم  از ایات قران کریم  تکامل یا تحول می یابد و چون  علم اصول فقه  میزان  عقل هم  است –  عقل بر پایه میزان خود از ایات معانی و مفاهیم  مناسبتر و کاملتر ی را  برای هر زمان و مکان  بر می دارد و از طرفی دیگر می دانیم که  ناسخ همان محکمات قران  است و با میزان محکمات است که عقل  معانی و مفاهیم =  احکام  کاملتری را از ایات قران بر داشت می کند
در نتیجه  از ایاتی  که قبلا محمد و ال محمد تعلیم داده اند و معانی و مفاهیمی  از انها بر داشت شده است  تا مدتی انها  برای عمل معتبر است تا وقتی که احکام جدیدتر و کاملتری بر پایه علیمات امام مهدی از انها بر داشته شود

و از ایاتی که  قبلا هیچ بر داشتی از انها نشده است و  به تاخیر انداخته شده  است= یعنی  ترک کرده شده است  در اینده از انها هم معانی و مفاهیم بر داشت خواهد شد  چون  بعضی از  ایات را هنوز عقل و علم بشر به ان درجه نرسیده است که بر پایه ناسخ = اصول دین از انها معانی و مفاهیمی  - منسوخ = یعنی برداشت کند

به همین دلیل است  که امروز با تعلیمات امام مهدی ما توانسته ایم  احکام جدیدتر و   متحولتر  و کاملتری  را از قران بر داشت کنیم از جمله وجود نامهای محمد و ال محمد  در ایات قران است که بر پایه  تعلیمات امام مهدی  بر پایه ناسخ  - منسوخ  می شود وشده است


سوره 2 ایه 106 وقف اول با  سوره  45 ايه   29  مكمل هستند
ایه 106   -  ایه 29 
با سامانه تصفیفی   این اعداد     قابل تقسیم بر 7  است و می شود  4158

مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا .........﴿106﴾
هر آنچه برداشت کنیم از آیه ای(حکمی را    )  یا ترک کنیمش (تا مدتی   ) بیآوریم بهتر از او (کاملتر )یا مانند او(  مناسبتری )  را
هَٰذَا كِتَٰبُنَا يَنطِقُ عَلَيۡكُم بِٱلۡحَقِّۚ إِنَّا كُنَّا نَسۡتَنسِخُ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ ٢٩
این است کتابی که سخن می گوید بر شما . همانا  ما بودیم که  نسخه برداری می کردیم انچه را که بودید می کردید

التوحید  -
 البعثه   -  
الامامه    -
 العداله     -
 المعاد   -
32    -    29      -    70     -    45      -   44
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند   32   61   131    176    220  که جمع منفرد انها می شوند  35   که قابل تقسیم  بر 7  است و می شود   5  


مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا .........﴿106
هَٰذَا كِتَٰبُنَا يَنطِقُ عَلَيۡكُم بِٱلۡحَقِّۚ إِنَّا كُنَّا نَسۡتَنسِخُ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ ٢
محمد   -  و  -  ال -  محمد
17    - 3-  19  -   17
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند 56 که قابل تقسیم  بر 7 است و می شود  8
مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا .........﴿106﴾

هَٰذَا كِتَٰبُنَا يَنطِقُ عَلَيۡكُم بِٱلۡحَقِّۚ إِنَّا كُنَّا نَسۡتَنسِخُ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ ٢٩
سوره 2 ایه 106 وقف اول >    سوره  45 ايه  
              المهدی           > المهدی
                  19            >    17  
با سامانهتراکمی ایناعداد می شوند   19      36   که قابل تقسیم  بر 7 است و می شود   517
تفسیر علی ابن ابراهیم ج2 ص451امام باقر فرمود (ع)
الناسخات من المحکمات و المنسوخات من المتشابهات 
ناسخات از محکمات ایت و منسوخات از متشابهات  است


 انما سمیت الشبهه شبهة لانها تشبه الحق..... نهج البلاغه خطبه 38 

قطعا شبهه نامیده شبهه  برای اینکه شبیه  حق  است (انسان باید  این شبهه را رفع کند و حق را از باطل جدا کند )


(بحار الانوار ج 2 ص 91)   قال امام رضا (ع)
من ردّ متشابهات القرآن الى محكماته هدى التى صراط مستقيم
گفت امام رضا(ع)هر کس رد کند متشابهات قرآن را به محکماتش هدایت کرده شد به صراط مستقیم.


6- محکم                     و متشابه  

قران کتابی است که تبیانا لکل شی  است
 ایا قران که تبیین کننده همه چیز است نمی تواند خود را تبیین کند؟   و اگر نتواند  خود را  تبیین کند  خود را نقض کرده است  چیزی که  نتواند خود را تبیین کند  هر گز نمی تواند  هیچ چیز دیگری  را تبیین کند  و کسانی که برای تبیین قران  با استعانت از فلسفه ومنطق  صوری ارسطو -  علم اصول فقه  درست کرده اند که اساس این علم اصول قیاس صوری است دچار اشتباه بزرگی شده اند در این علم اصول - ازاصول  قران در ان   هیچ اثری  نیست  در واقع  قران را کتاب پوچی  کرده اند  و انچه که هم بنام فقه  از قران  برداشت می کنند همه  تحریف  قران  می شود  به همین دلیل است که در عالم  اسلامی  در هیچ کشوری  اسلام بطور صحیح  حاکم نشده است  یعنی بسیاری از  قوانین حقوقی که از قران برداشت کرده اند  - بر خلاف محکمات قران است – اما  قران در تبیین خود محکماتش را که همان علم اصول فقه حق و حقوق است بر ایات حاکم می کند و  حکم می دهد و احکام را استنباط می کند   همه ایات قران  در ظاهر خود متشابهات هستند  یعنی   حق و باطل  را شرح می دهند اما برای اینکه این تشابهات رفع  شود و  حق از باطل  جدا شود  باید ایات بر محکمات تاویل شوند محکمات بر متشابهات  حاکم می شود  و داوری کرده و  حکم می دهد و  فرقان  حق از باطل می  شود و احکام حق و حقوق انسان را  از انها برداشت می کند  و این محکمات همان اصول سنه الله  است که روح  همه ایات قران  است و همه ایات قران نسبت به ظاهرش متشابهات هستند اما  نسبت به باطنش = روحش  محکمات هستند  از  اینرو قران در ظاهرش  کتاب  متشابها مثانی  است و نسبت به باطنش  محکم  است و این محکمات باطنی - تشابهات ظاهری را رفع می کند تا انسان بین حق و باطل  گرفتار نشود و انسان مومن ملكلف به تاویل متشابهات به محکمات است و محکمات انسان را مکلف می کند تا عمل به حق  و  حقوق بر داشته شده از ایات  کند  



از اینرو در تمام ایاتی که کلمه تکلیف  و مشتقاتی  از ان وجود دارد   الحقوق ترقیم  شده  است 
1- سوره  2 ایه  233 وقف دهارم  با  سوره  4  ایه  84  وقف اول مکمل هم هستند 
با سامانه ای از شماره ایات  ان را ثابت می کنیم 
ایه  233  - ایه  84
 با سامانه تراکمی  این اعداد می  شوند   233    317  که قابل تقسیم  بر 7  است  و می شود   45319  

حالا دو ایه را باهم محاسبه می کنیم 

لَا تُكَلَّفُ نَفۡسٌ إِلَّا وُسۡعَهَاۚ ........٢٣٣
فَقَٰتِلۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفۡسَكَۚ .....٨٤

سوره  2 ایه  233   >   سوره  4  ایه  84 
                الحقوق > ا لحقوق
                 8         >   13 
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند  21  که  قابل تقسیم  بر 7  است  و می شود  3

2-سوره  2  ایه  268 وقف اول  با سوره   7  ایه  42 وقف اول  مکمل هستند  
با سامانه ای از شماره ایات  ان را ثابت می کنیم 
ایه 268  -  ایه  42 
با سامانه تراکمی  این اعداد  می شوند 268   328  که  قابل  تقسیم  بر 7 است  و می شود  46898
حالا دو ایه را باهم محاسبه می کنیم 
لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَاۚ ........ ٢٨٦
وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَا نُكَلِّفُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَآ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِۖ ........ ٤٢

سوره  2  ایه  268  >   سوره   7  ایه  42 
                الحقوق > ا لحقوق
                    12  >   30 
با سامانه تجمیعی  این اعداد  می شوند  42  که  قابل تقسیم  بر 7  است و می شود  6

3- سوره  6 ایه 152 وقف سوم  با سوره  65  ایه  7 وقف ىوممکمل هستند
با سامانه ای از شماره ایات  ان را ثابت می کنیم 
ایه 152   -  ایه   7 
با  سامانه تراکمی  این اعداد می شوند  152   159    که  قابل تقسیم  بر 7  است  و می شود  22736 

حالا دو ایه را باهم محاسبه می کنیم 
  سوره  7 ایه 152  >  سوره  65  ایه  7
                الحقوق > ا لحقوق
                      8    >  13
با سامانه تجمیعی این اعداد  می شوند  21  که  قابل تقسیک  بر 7  است  و می شود 3

4- سوره  23  ایه   62  وقف اول  با  سوره   38  ایه    86  مکمل هستند
با سامانه ای از شماره ایات  ان را ثابت می کنیم 
ایه   62    -  ایه   86 
با سامانه تراکمی  این اعداد می شوند   62    148   که جمع منفرد انها می شوند   21  که  قابل تقسیم  بر 7  است  و می شود 
حالا دو ایه رابطور عمودی باهم محاسبه می کنیم 
وَلَا نُكَلِّفُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَاۚ ..... ٦٢
قُلۡ مَآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٖ وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُتَكَلِّفِينَ ٨٦



                                 ا     -  ل  -  ح  -   ق  -   و  -  ق
سوره  23  ایه   62   >    5  -   3  -  0  -  0  -  2  -  0    
سوره   38  ایه    86   >   7  -  5  -  0   -  1  -  1-   1
     ---------------------------------------------------------------             
   مجموع   انها              12   -  8    0  -   1  -   3  -  1
با سامانه تراکمی این اعداد  می شوند   12   20    0   21    24    25 که جمع منفرد انها می شوند   21 که  قابل تقسیم  بر 7  است  و می شود  
                                          
فارق تشابه  بین حق و باطل  علم اصول فقه حق و حقوق   یعنی محکمات  قران  است   که قوانین حقوفی را  استنباط می کند

سوره 3 ایه 7
هُوَ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ مِنۡهُ ءَايَٰتٞ مُّحۡكَمَٰتٌ هُنَّ أُمُّ ٱلۡكِتَٰبِ وَأُخَرُ مُتَشَٰبِهَٰتٞۖ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمۡ زَيۡغٞ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَٰبَهَ مِنۡهُ ٱبۡتِغَآءَ ٱلۡفِتۡنَةِ وَٱبۡتِغَآءَ تَأۡوِيلِهِۦۖ وَمَا يَعۡلَمُ تَأۡوِيلَهُۥٓ إِلَّا ٱللَّهُۗ وَٱلرَّٰسِخُونَ فِي ٱلۡعِلۡمِ يَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِۦ كُلّٞ مِّنۡ عِندِ رَبِّنَاۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّآ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ ٧
 اوست آن که نازل کرد  بر تو کتاب را – از او ( از کتاب ) آیاتی محکمات است – ایشان ( محکمات= داوری کننده ) پایه کتاب است و دیگر ( آیات ) متشابهاتند (تشابه حق و باطل در تنه و شاخه و برگ وگل ومیوه ) پس اما آنان که در قلبهایشان میل ( به انحراف به باطل ) است پس پیروی می کنند آنچه را که متشابه  است (تنه و شاخه و برگ وگل ومیوه بدون اینکه تاویل به محکمات کنند )  از او (از کتاب) به جویای فتنه ( گرفتاری شرک و استبداد ) و جویای تاویلش ( برگرداندن به اصول باطلند ) و علم ندارد به تاویلش ( برگرداندن به اصول محکمات  ) مگر خداوند(بطور مطلق ) و رسوخ کنندگان در علم ( به طورمقدر =  نسبی) می گویند ایمان آوردیم به او ( به کتاب) همگی از نزد پروردگار ما است – متذکر نمی شوند مگر دارندگان خردها.

اصول محکمات قران همان اصول سنه الله  است که قانون هستی   می باشد و همه پدیده ها را خداوند  با این قانون خلق کرده است
سوره 3 ایه 7
هُوَ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ مِنۡهُ ءَايَٰتٞ مُّحۡكَمَٰتٌ هُنَّ أُمُّ ٱلۡكِتَٰبِ وَأُخَرُ مُتَشَٰبِهَٰتٞۖ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمۡ زَيۡغٞ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَٰبَهَ مِنۡهُ ٱبۡتِغَآءَ ٱلۡفِتۡنَةِ وَٱبۡتِغَآءَ تَأۡوِيلِهِۦۖ وَمَا يَعۡلَمُ تَأۡوِيلَهُۥٓ إِلَّا ٱللَّهُۗ وَٱلرَّٰسِخُونَ فِي ٱلۡعِلۡمِ يَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِۦ كُلّٞ مِّنۡ عِندِ رَبِّنَاۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّآ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ ٧

التوحید  -  100
البعثه    -  74
 الامامه    -  167
العداله     -  127
المعاد        -107
با سامانه تراکمی می شوند   100     174      341    468     575    که جمع منفرد انها می شوند  56   که قابل تقسیم  بر 7  است و می شود  8

سوره 3 ایه 7 علم محکمات در محمد و ال محمد است
هُوَ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ مِنۡهُ ءَايَٰتٞ مُّحۡكَمَٰتٌ هُنَّ أُمُّ ٱلۡكِتَٰبِ وَأُخَرُ مُتَشَٰبِهَٰتٞۖ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمۡ زَيۡغٞ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَٰبَهَ مِنۡهُ ٱبۡتِغَآءَ ٱلۡفِتۡنَةِ وَٱبۡتِغَآءَ تَأۡوِيلِهِۦۖ وَمَا يَعۡلَمُ تَأۡوِيلَهُۥٓ إِلَّا ٱللَّهُۗ وَٱلرَّٰسِخُونَ فِي ٱلۡعِلۡمِ يَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِۦ كُلّٞ مِّنۡ عِندِ رَبِّنَاۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّآ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ ٧
محمد   -   و  -   آل -     محمد
32    -   15  -  57 -    32

با سامانه  تصفیفی این اعداد 32    -   15  -  57 -    32   قابل تقسیم بر 7 است و می شود 4653076
سوره 3 ایه 7 و هم اکنون در امام  زمان است  که بخشی از ان را تعلیم داده است و محکمات همان علم اصول فقه حق و حقوق  کتابی و حسابی قران  است که اصول دین اسلام  است

هُوَ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ مِنۡهُ ءَايَٰتٞ مُّحۡكَمَٰتٌ هُنَّ أُمُّ ٱلۡكِتَٰبِ وَأُخَرُ مُتَشَٰبِهَٰتٞۖ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمۡ زَيۡغٞ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَٰبَهَ مِنۡهُ ٱبۡتِغَآءَ ٱلۡفِتۡنَةِ وَٱبۡتِغَآءَ تَأۡوِيلِهِۦۖ وَمَا يَعۡلَمُ تَأۡوِيلَهُۥٓ إِلَّا ٱللَّهُۗ وَٱلرَّٰسِخُونَ فِي ٱلۡعِلۡمِ يَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِۦ كُلّٞ مِّنۡ عِندِ رَبِّنَاۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّآ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ ٧
ا      -  ل  -   م   -  ه   -   د  -   ی
34  - 23  -   15-   12  -  1  -  13
با سامانه تجمیعی  این اعداد می شوند  98 که قابل تقسیم  بر 7  است و می شود  14


7- اصول                     و فروع

اصول  تبيين و تفسير کننده  نه تنها ایات قران است بلکه  قانون هستی  همه مخلوقات هم است و  همه هستی  را تفسیر و تبیین می کند و  اصول دین سنه الله   در هستی است  از اینرو  فروع  قران را  اصول الدین تفسیرو تبيين  می کند چرا که علم اصول فقه  حق و حقوق انسان  اصول پنجگانه  التوحید  البعثه  الامامه العداله  المعاد  است   اصول سنه الله  هم    علم اصول  کتابی  قران است و هم علم اصول حسابی قران  است که در دنباله مطلب  هر دو  را خواهیم  اورد
 سوره 14 ایه 24   و  سوره 59 ایه5  --دو ایه ای هستند  که کلمات أَصۡلهاُ و اصولها  در انها قرار دارد که مکمل همدیگر هستند
سوره 14  - ایه  24   >  سوره  59   -  ایه  5
با سامانه تراکمی می شوند  14   38   97   102  که جمع منفرد انها می شوند 35 که قابل تقسیم بر 7  است  و می شود 5

 کلمات  این ایات  یکی  اصلها = 5 حرف است و دیگری  تصولها = 6 حرف است که با سامانه محاسبه می کنیم 
اصلها 5   حرف >   اصولها 6  حرف

با سامانه تراکمی  این اعداد می شوند  5    11  که جمع منفرد انها می شوند  7 که  قابل تقسیم بر 7 است  و می شود 1

سوره 14 ایه 24   و  سوره 59 ایه5  
أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا كَلِمَةٗ طَيِّبَةٗ  كَشَجَرَةٖ طَيِّبَةٍ أَصۡلُهَا ثَابِتٞ وَفَرۡعُهَا فِي ٱلسَّمَآءِ ٢٤
آیا ندیدی چطور زد خداوند مثلی را ( برای هستی ودین ) کلمه پاکیزه ای که مانند درخت پاکیزه ای است اصلش ( اصول هستی و  دین ) ثابت است و فرعش در آسمان( در حال  تکامل است  )

مَا قَطَعۡتُم مِّن لِّينَةٍ أَوۡ تَرَكۡتُمُوهَا قَآئِمَةً عَلَىٰٓ أُصُولِهَا فَبِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَلِيُخۡزِيَ ٱلۡفَٰسِقِينَ ٥
آنچه را که بریدید از نرمی (گندم – جو – نخود و ...) یا ترک کردید او را که ایستاده بر اصولش (بر پایه هایش  ... ) با اجازه خدا است و تا خوار کند (خدا )متمردان را
                        سوره 14 ایه 24   >  سوره 59 ایه5  
 التوحید –البعثه-  الامامه- العداله –المعاد>  التوحید –البعثه-  الامامه- العداله –المعاد
23     -    30   - 49  -   40  -    30  >  29  -   24  -    49  -   39  -   32
با سامتنه تصفیفی این اعداد  به همین ترتیب 
23     -    30   - 49  -   40  -    30  >  29  -   24  -    49  -   39  -   32
قابل تقسیم  بر 7  تست  و می شود   4627846327577213289

سوره 14 ایه 24   و  سوره 59 ایه5  - علم  اصول فقه حق و حقوق انسان در محمد و ال محمداست
أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا كَلِمَةٗ طَيِّبَةٗ  كَشَجَرَةٖ طَيِّبَةٍ أَصۡلُهَا ثَابِتٞ وَفَرۡعُهَا فِي ٱلسَّمَآءِ ٢٤
مَا قَطَعۡتُم مِّن لِّينَةٍ أَوۡ تَرَكۡتُمُوهَا قَآئِمَةً عَلَىٰٓ أُصُولِهَا فَبِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَلِيُخۡزِيَ ٱلۡفَٰسِقِينَ ٥

                                 محمد   -  و    -   ال   -  محمد
سوره 14 ایه 24          >     8   -  1  -  16    -  8 
سوره 59 ایه5             >  10  -   4   -  16    -   10
---------------------------------------------------------------------------
مجموع هر کلمه در دو ایه >  18   -    5  -   32  -   18 

با سامانه تراکمی تین اعداد می شود   18   23    55    73  که قابل تقسیم  بر 7  است  و می شود 10507474


سوره 14 ایه 24   و  سوره 59 ایه5  - علم  اصول فقه حق و حقوق انسان هم اکنون در امام مهدی  است  
أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا كَلِمَةٗ طَيِّبَةٗ  كَشَجَرَةٖ طَيِّبَةٍ أَصۡلُهَا ثَابِتٞ وَفَرۡعُهَا فِي ٱلسَّمَآءِ ٢٤
مَا قَطَعۡتُم مِّن لِّينَةٍ أَوۡ تَرَكۡتُمُوهَا قَآئِمَةً عَلَىٰٓ أُصُولِهَا فَبِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَلِيُخۡزِيَ ٱلۡفَٰسِقِينَ ٥
                                      المهدی   -  محمد   - ابن   -  الحسن                    
سوره 14 ایه 24            >    31      -   8     -   13  -17
سوره 59 ایه5              >  31          - 10  -     14    - 21
----------------------------------------------------------------------------
مجموع هر کلمه  در دو ایه >   62   -  18   -   27     -    38 
با سامانه تراکمی تین اعداد می شوند 62   80    107   145   که قابلبر 7 تست  و می شود  207296866      

بنا براین اصول ثابت سنه الله  یعنی قانون هستی و اصول قران  در محمد و آل محمد است و به همین دلیل  کما ابراهیم و  ال ابراهیم رسول الله  هستند و کسانی که از محمد و آل محمد پیروی کنند مانند این است که از ابراهیم و ال ابراهیم پیروی می کنند بلکه کمال  دین و مله  ابراهیم و ال ابراهیم  در محمد و آل محمد است و هم اکنون  المهدی کما  المسیح  زنده و غایب است و هدایتگر  انسانها ست