حالا
که در علم اصول فقه حق و حقوق منظور از مفاهیم کتابی و
حسابی رافهمیدیم از این به بعد همیشه در مطالعه
هر موضوعی و هر چیزی این دو
مفاهیم را باهم بکار خواهیم بر دچرا که مکمل
همدیگر هستند قران کتاب و
حساب است و حقایق بسیاری در باطن ان مندرج و مرقم شده است
1- وجه کتابی ان از
حروف است که وجه ظاهری ان را بیان
می کند برای فهم ظاهری ان اصول سنه الله و مخصوصا اصل
اول یعنی کلمه التوحید -اصل شناخت کتابی قران است
که معانی حقوقی ان را بیان می کند
2- وجه حسابی
ان از اعداد است که وجه باطنی
ان را بیان می کنید برای فهم باطن ان - اصول
سنه الله مخصوصا رقم - 7 اصل
شناخت حسابی قرا ن است
8 = سوره 14 ایه 24 و ایه
25 وقف اول --تنها ایه ای که کلمه أَصۡلُهَا در ان قرار دارد
در زیر اورده ایم –این کلمه 5 حرف است و نشانه 5 تا بودن اصول
دین است که اصول پنجگانه قانون هستی و
تبیین حقایق باطن قران می باشد
أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا كَلِمَةٗ
طَيِّبَةٗ كَشَجَرَةٖ طَيِّبَةٍ أَصۡلُهَا ثَابِتٞ
وَفَرۡعُهَا فِي ٱلسَّمَآءِ ٢٤
تُؤۡتِيٓ أُكُلَهَا كُلَّ حِينِۢ بِإِذۡنِ رَبِّهَاۗ ....... ٢٥
آیا ندیدی چطور زد خداوند مثلی را ( برای هستی ودین ) کلمه پاکیزه ای که
مانند درخت پاکیزه ای است اصلش (
اصول هستی و دین ) ثابت است و فرعش در آسمان( در تحول است و می دهد خوردنی
هایش را هر زمان به ا ذن پروردگارش )
1 - -حالا اصول دین را در ایه محاسبه می
کنیم
أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا كَلِمَةٗ
طَيِّبَةٗ كَشَجَرَةٖ طَيِّبَةٍ أَصۡلُهَا ثَابِتٞ
وَفَرۡعُهَا فِي ٱلسَّمَآءِ ٢٤
تُؤۡتِيٓ أُكُلَهَا كُلَّ حِينِۢ بِإِذۡنِ رَبِّهَاۗ …… ٢٥
ا - ص - و - ل > ا - ل - د - ی
- ن
13 -1 - 2
- 9 > 13
-9 - 0 - 6 - 2
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند 13 14 16 25 38 47 53 55 جمع
منفرد اینهت
می شوند 63 که قابل
تقسیم بر 7 است که می
شود 9
2 - -و اصول دین در
این ایه سنه الله است یعنی قانون اصلی خداوند در هستی ودر قران
است که دراین ایه مبطن شده است محاسبه
می کنیم
أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا كَلِمَةٗ
طَيِّبَةٗ كَشَجَرَةٖ طَيِّبَةٍ أَصۡلُهَا ثَابِتٞ
وَفَرۡعُهَا فِي ٱلسَّمَآءِ ٢٤
تُؤۡتِيٓ أُكُلَهَا كُلَّ حِينِۢ بِإِذۡنِ رَبِّهَاۗ …… ٢٥
سنه - الله
12 - 38
با سامانه تراکمی می شوند 19 50 که
قابلتقسیم بر 7 است و می شود 716
3-و علم اصول دین = سنه الله در همه افراد محمد و ال
محمد است
سوره 14 ایه 24 و ایه
25 وقف اول
أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا كَلِمَةٗ
طَيِّبَةٗ كَشَجَرَةٖ طَيِّبَةٍ أَصۡلُهَا ثَابِتٞ وَفَرۡعُهَا فِي
ٱلسَّمَآءِ ٢٤
تُؤۡتِيٓ أُكُلَهَا كُلَّ حِينِۢ بِإِذۡنِ رَبِّهَاۗ …… ٢٥
محمد – علی - فاطمه - حسن -
حسین - علی - محمد - جعفر
7 - 16- 26 - 4 - 10 - 16 - 7 - 7
موسی - علی -
محمد - علی - حسن - محمد
11 - 16 - 7 - 16 - 4 -
7
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند 154 که
قابل تقسیم بر 7 است م می شود 22
4- داراندگان علم اصول سنه الله خلفا الراشدین
المهدیین هستند طبق رسم الخط
محمدی قران همزه بعنوان حرف محاسبه
نمی شود
سوره 14 ایه 24 و ایه
25 وقف اول
أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا كَلِمَةٗ
طَيِّبَةٗ كَشَجَرَةٖ طَيِّبَةٍ أَصۡلُهَا ثَابِتٞ وَفَرۡعُهَا فِي
ٱلسَّمَآءِ ٢٤
تُؤۡتِيٓ أُكُلَهَا كُلَّ حِينِۢ بِإِذۡنِ رَبِّهَاۗ …… ٢٥
خلفا -
الراشدین - المهدیین
25 - 49 - 49
با سامانه تراکمی می شوند 25 74 123 که
قابل تقسیم بر 7 است و می شود 176775
5- دارندگان علم اصول سنه الله ایمه المرسلین هستند
سوره 14 ایه 24 و ایه
25 وقف اول
أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا كَلِمَةٗ
طَيِّبَةٗ كَشَجَرَةٖ طَيِّبَةٍ أَصۡلُهَا ثَابِتٞ وَفَرۡعُهَا فِي
ٱلسَّمَآءِ ٢٤
تُؤۡتِيٓ أُكُلَهَا كُلَّ حِينِۢ بِإِذۡنِ رَبِّهَاۗ …… ٢٥
ایمه - المرسلین
56 - 49
با سامانه تصفیفی این اعدا 56 49 قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 708
6- کسی که پیرو علم اصول سنه الله باشد که محمد
و ال محمد تعلیم داده اند –شیعه محمد و ال محمد است
سوره 14 ایه 24 و ایه
25 وقف اول
أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا كَلِمَةٗ
طَيِّبَةٗ كَشَجَرَةٖ طَيِّبَةٍ أَصۡلُهَا ثَابِتٞ وَفَرۡعُهَا فِي
ٱلسَّمَآءِ ٢٤
تُؤۡتِيٓ أُكُلَهَا كُلَّ حِينِۢ بِإِذۡنِ رَبِّهَاۗ …… ٢٥
شیعه - محمد - و -
ال - محمد
16 - 9 - 2 -22 - 9
با سامانه تراکمی می
شوند 16 25 27 49 58 که
جمع منفرد انها می شود 49 که قابل
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند 1 0 7 20 29 38 47 که
جمع منفرد انها می شوند 42 که قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 6
9= سنه
الله گفتیم که همان اصول دین می باشد که قوانین عام هستی پدیده
هاست و در درون هر پدیده ای حضور دارند
مقدمه -سوره
33 ایه 62 با سوره 48 ایه 23 مکمل همدیگر هستند با سامانه ای ان
را ثابت می کنیم
ایه 62 –ایه 23
با سامانه تراکمی می شوند 62 85 که
جمع منفرد انها می شوند 21 که قابل تقسمیم بر 7 است و می شود 3
1 – سنه الله= اصول دین است
سوره 33 ایه 62
سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۖ
وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا ٦٢
سوره 48 ایه 23
سُنَّةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلُۖ وَلَن
تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا ٢٣
سوره 33 ایه 62 <> سوره 48
ایه 23
ا - ص – و- ل > ا
- ل - د- ی- ن <> ا
- ص - و – ل > ا - ل- د - ی- ن
5- 0 - 2 -10 >5
-10 -2 -3 -5 <> 4- 0 -1- 10
>4 - 10 - 3- 2 – 4
با سامانه تصفیفی این اعداد به همین ترتیب
5- 0 - 2 -10 >5
-10 - 2 -3 -5 <> 4- 0 -1- 10 >4
- 10 - 3- 2 – 4
قابل تقسیم بر 7 است و می شود 604434444350458644315
2- حالا قوانین پنجگانه
اصول سنه الله که را در این ایه
مبطن است محاسبه می کنیم
سوره 33 ایه 62
سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۖ
وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا ٦٢
سوره 48 ایه 23
سُنَّةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلُۖ وَلَن
تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا ٢٣
التوحید - البعثه - الامامه - العداله - المعاد
48 - 41 - 59 - 71
- 51
با سامانه تراکمی می
شوند 48 89 148 219 270 که
جمع منفرد انها می شوند 63 که قابل
تقسیم بر 7 است و می شود8
3- علم اصول سنه
الله در محمد و ال محمد است
سوره 33 ایه 62
سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۖ
وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا ٦٢
سوره 48 ایه 23
سُنَّةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلُۖ وَلَن
تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا ٢٣
محمد - و - ال - محمد
9 -3 -29 - 9
با سامانه تصفیفی این اعداد 9 -3 -29 - 9 قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 13277
در نتیجه علم اصول سنه الله در هستی و
در قران می باشد .و گفته می شود که السنه تفسر القران و تبینه همان اصول
سنه الله می باشد که میزان حاکم بر عقل وعلم و حق است
4 – علم اصول سنه الله در 14 مطهرون است
سوره 33 ایه 62
سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۖ
وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا ٦٢
سوره 48 ایه 23
سُنَّةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلُۖ وَلَن
تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا ٢٣
محمد – علی - فاطمه - حسن -
حسین - علی - محمد - جعفر
9 - 25- 20 - 13 - 18 - 25 - 9 - 3
موسی - علی -
محمد - علی - حسن - محمد
14 - 25 - 9 - 25 - 13 -
9
با سامانه تجمیعی این اعداد 217 می
شود که قابل تقسیم بر 7 است و می شود 31
5– علم اصول سنه الله در 12 امام است
سوره 33 ایه 62
سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۖ
وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا ٦٢
سوره 48 ایه 23
سُنَّةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلُۖ وَلَن
تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا ٢٣
علی - حسن -
حسین - علی - محمد - جعفر
25- 13 - 18 - 25 - 9 - 3
موسی - علی -
محمد - علی - حسن - محمد
14 - 25 - 9 - 25 - 13 -
9
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند
25 38 56 81 90 93 107 132 141 166 179 188 که
جمع منفرد انها می شوند 126 که
قابل تقسیم بر 7 است و میشود 15
6- 12 امام همان خلفا
الراشدین المهدیین هستند
سوره 33 ایه 62
سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۖ
وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا ٦٢
سوره 48 ایه 23
سُنَّةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلُۖ وَلَن
تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا ٢٣
خلفا -
الراشدین - المهدیین >
خلفا - الراشدین - المهدیین
17 - 30 -
33 >15 - 28 - 30
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند 17 47 80 95 123 153 که
جمع منفرد انها می شند 56 که قابل تقسیم بر 7 است و می شود 8
7 – هم اکنون علم اصول
سنه الله در امام مهدی است
سوره 33 ایه 62
سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۖ
وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا ٦٢
سوره 48 ایه 23
سُنَّةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلُۖ وَلَن
تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا ٢٣
ا - ل -
م - ه - د - ی
9 - 20 -2- 8 -5
- 5
با سامانه تجمیعی تین اعداد می شوند 49 که قابل تقسیم بر 7 است
که می شود 7
8 – شیعه –مذهب سنه الله است
سوره 33 ایه 62
سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۖ
وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا ٦٢
سوره 48 ایه 23
سُنَّةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلُۖ وَلَن
تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا ٢٣
ا - ل - ش -
ی - ع - ه
9 -20 - 0 - 5 -
0 -8
با سامانه تجمیعیاین اعداد می شوندد42 که قابل تقسیم 7 است و می شود 6
9- پیرو ان اصول
سنه الله شیعه محمد و ال محمد هستند
سوره 33 ایه 62
سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۖ
وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا ٦٢
سوره 48 ایه 23
سُنَّةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلُۖ وَلَن
تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا ٢٣
شیعه - محمد - و - ال - محمد
13 - 9 - 3
- 29 - 9
با سامانه تجمیعی این اعداد
میشوند 63که قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 9
10- حزب الله شیعه سنه
الله و جماعت محمدو ال محمد است
سو سوره 33 ایه 62
سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۖ
وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا ٦٢
سوره 48 ایه 23
سُنَّةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلُۖ وَلَن
تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا ٢٣
ره 33 ایه 62 > سوره 48 ایه
23
حزب
- الله > حزب - الله
4 - 28 > 4 - 28
با سامانه تراکمی می
شوند 4 32 36 64 که جمع
منفرد انها می شوند 28 که قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 4
10= امتحان درستی اصول
سنه الله در هستی و در قران کریم
اگر این اصول همان سنه الله باشد
باید الله صحت ان را تایید کند بر پایه سامانه تعیینی با
معاین قرار دادن
کلمه -الله
- بر اصول سنت الله و ارقام بدست امده را یکبار دیگر
بر 7 تقسیم می کنیم
اگرنتیجه بدون کسری بود پس صد در صد اصول سنت الله
= توحید بعثت امامت عدالت و معاد است
1-حالا کلمه
الله را بر اصول
سنت الله معاین قرار می دهیم
کلمه الله از سه حرف = ا- ل
– ه - تشکیل شده است تا ببینیم در هر کدام از
این اصول چند حرف از کلمه الله
وجود دارد سپس نتیجه را بدست می اوریم
التوحید
- البعثه -
الامامه -
العداله - المعاد
2حرف - 3 حرف - 5حرف - 5حرف - 3حرف
با سامانه تصفیفی این اعداد را به همان ترتیب که نوشته شده 35532 است اگر بر 7 تقسیم کنیم جواب عدد صحیح 5076 می شود بنا بر می بینیم که دقیقا این اصول پنجگانه همان سنه الله ا ست
2-
اصول سنه الله مورد تصدیق خود کلمه اصلها نیز
می باشد
تنها
کلمه ای که در مورد اصول در قران امده است کلمه اصلها است حالا
کلمه اصلها را
نیز معاین بر اصول سنه الله قرار می دهیم تا
ببینیم ایا تصدیق می شود
اصلها رامعاین
بر اصول دین قرار می دهیم
التوحید
- البعثه -
الامامه -
العداله - المعا
2حرف - 3 حرف - 5حرف - 5حرف - 3حرف
با
سامانه تصفیفی این اعداد را به همان ترتیب که نوشته
شده 35532 است اگر
بر 7 تقسیم کنیم
جواب عدد صحیح 5076 می
شود بنا بر می بینیم که دقیقا سنه
الله = التوحید
البعثه الامامه العداله و المعاد است که اصولعلمی شناخت
هستی و ایات قران و امر های واقع اجتماعی می باشد
3-حالا
بر پایه اصول علمی شناخت حسابی 7=
التوحید امتحان می کنیم که ایا حقیقتا اصول سنه الله همان
اصولی است که محمد و ال محمد گفته اند - اگر اصول
علمی شناخت حسابی 7 = التوحید ان
را تایید کند ما به توسط اصول علمی شناخت حسابی
7 خود قران به اصول سنه الله قران دست یافته ایم که از
تحریف شدن معانی و قوانین حقوقی
قران جلوگیری می کند
اصول سنه الله را
همراه با تعداد حروف هر کلمه می نویسیم
التوحید –
البعثه – الامامه – العداله - المعاد
7
-
6 -
7 -
7 - 6
با سامانه تصفیفی
این عددها را صف می کنیم می شود 67767حال
اگر ان را بر 7 تقسیم
میکنیم جواب با شگفتی علمی تمام عدد صحیح 9681 می
شود
حال اگر اصول
سنه الله را بر عکس کنیم باز حقانیتش تصدیق می شود
المعاد
– العداله – الامامه – البعثه- التوحید
6 -
7 -
7
-6 - 7
عددها را صف می کنیم
می شود 76776اگر
بر 7 تقسیم کنیم
جواب عدد صحیح 1096
می شود
سبحان
الله .... ایا قران غیر این را می گوید انا
لله و انا الیه راجعون قران خود با ایاتش
اصولش خود را تایید می کند و اصولش ایاتش را تایید می کند اصول و
فروع هوهویه می شوند بنا براین دین اسلام = سامانه - کاملی است
بعضی از مسلمین می گویند امامت و عدالت از اصول سنه الله نیست حالا این 2 اصل را به اصول علمی شناخت حسابی 7 و کتابی التوحید قران عرضه می کنیم تا ببینیم ایا جواب می دهد
الامامه
– العداله
7-
7
با سامانه تصفیفی حال 77 را بر 7 تقسیم می کنیم جواب 11 می شود که صحیح و حق است واز اصول هستند
اگر بر عکس هم کنیم جواب خود همان در می ایددر نتیجه امامت و عدالت دو اصلی هستند که محتوای عملی همه اصول دین است و بدون این دو اصل نه انسان امام خود نیست و نه عملش عدل نخواهد بود
در نتیجه اصول پنجگانه سنه الله یعنی= توحید – بعثت – امامت - عدالت -و معاد با مقدار عددی نهائی خود که 67767 می باشد شناخت حقایق تاویلی و تبیینی حقوقی قران است امروز ما بر پایه اولین اصل یعنی التوحید= 7 قران را تاویل و تبیین می کنیم اما این مقدارعددی 67767 است که در اینده به عنوان معیاراسان سنجش فهم ما از ایات قرانی بکار خواهد رفت و تمام بر داشت ها و فهم ما با تبدیل شدن به عدد به اصول علمی شناخت حسابی اصول سنه الله سنجیده خواهد شد در نتیجه فهم انسان از قران اسان وصد درصد -و یقینی خواهد شد
4- خیلی
ها شک ایجاد کرده اند که ایا قران کتاب خدا است و محمد رسول او و مبلغ قران
از سوی او ست برای تایید ان به سامانه زیر توجه کنید ایا شگفت
انگیز نیست که
الله -
محمد - القران
4 -
4 - 6
با سامانه تصفیفی این
اعداد 644 را تقسیم بر 7
کنیم جواب 92 و بدون کسری است الله رسولش محمد و کتابش قران است
سوره یس ایه 3
انک - لمن - المرسلین
سوره یس ایه 3
انک - لمن - المرسلین
3
- 3 -
8
با سامانه تصفیفی این اعداد 833 قابل تقسیم بر 7 است مساوی 119 می شود پس بدون کسری پس ایه رسول بودن محمد را تصدیق می کند
5- و ادامه رسالت محمد در ال محمد سفارش پیامبر است و برای اینکه این امر هر گز فراموش نشود بدستور خدا وند صلوات بر محمد و ال محمد در تشهد نماز واجب شد و بدون ان نماز باطل است و محمد و ال محمد کما ابراهیم و ال ابراهیم شدند و این صلوات دادن اجماع همه مسلمانان است ایا می دانید که ان را اصول علمی شناخت حسابی 7 تایید می کند یاد اوری کنیم که در رسم الخط الهی قران کلمه ابرهیم بدون الف است
با سامانه تصفیفی این اعداد 833 قابل تقسیم بر 7 است مساوی 119 می شود پس بدون کسری پس ایه رسول بودن محمد را تصدیق می کند
5- و ادامه رسالت محمد در ال محمد سفارش پیامبر است و برای اینکه این امر هر گز فراموش نشود بدستور خدا وند صلوات بر محمد و ال محمد در تشهد نماز واجب شد و بدون ان نماز باطل است و محمد و ال محمد کما ابراهیم و ال ابراهیم شدند و این صلوات دادن اجماع همه مسلمانان است ایا می دانید که ان را اصول علمی شناخت حسابی 7 تایید می کند یاد اوری کنیم که در رسم الخط الهی قران کلمه ابرهیم بدون الف است
اللهم-صل-علی-محمد-و-ال-محمد-کما-صلیت-علی-ابرهیم-و-ال-ابرهیم
-انک- حمید - مجید
5 - 2 - 3 - 4 -1-
2 - 4- 3 -
4 - 3 - 6 - 1- 2 -6 - 3 -
4 - 4
با سامانه
تصفیفی این اعداد
5 - 2 -3 - 4 - 1-
2 - 4- 3 -
4 - 3 - 6 - 1- 2 -6 -
3 - 4 - 4
که قابل تقسیم بر 7 است
و می شود 6337451919173475
در نتیحه اصول سنه الله - علم شناخت کتابی و
حسابی قران برای شناخت ایات
ترقیم شده در باطن قران است
11= قران کتاب مرقوم است
قران کتابی است که در وجه حسابی
ان ارقامی در باطن ان ترمیز شده است مثلا نامهای محمد و ال
محمد که در قران ترقیم و ترمیز شده است تعداد حروف هر
کلمه در ایه ای ترقیم شده است با یافتن ان ارقام و
عمل بر پایه اصو ل علمی شناخت حسابی 7 -
ارقام ترمیز شده تبیین می شوند
1-سوره 83 ایه 9 و
ایه 20 متن مشترک دارند
کلمه القران را بر ان عرضه می کنیم
اگر قران کتاب مرقوم باشد حتما کلمه القران
درباطن این ایه ترقیم شده است
-سوره 83 ایه 9 و
ایه 20 متن مشترک دارند
کتب مرقوم
ا - ل - ق - ر - آ
- ن
0 - 0 - 1 - 1
- 0 -0
با سامانه تراکمی این
اعداد می شوند 0 0 1 2 0 0 که قابل تقسیم بر
7 است و می شود 300
2- اصول سنه
الله قانون تبیین ترقیم قران است
-سوره 83 ایه 9 و
ایه 20 متن مشترک دارند
کتب مرقوم
التوحید -
البعثه - الامامه - العداله -
المعاد
2 - 1 - 4 - 0 - 2
با سامانه تراکمی این
اعداد می شوند 2 3 7 0 9 که جمع منفرد
انها می شوند 21 که قابل تقسیم بر 7 است و می
شود 3
اصول سنه الله - اصول
علمی شناحت حسابی 7 = التوحید خود بر خود
هم حاکم است و حقانیت قران در درون خودش است و خود را هم
تصدیق و اثبات می کند قران کتاب تبیانا لکل
شی است خود
را هم تبیین می کند قانون وقتی علمی و حق است که بر خود هم حاکم باشد نتیجه =اصول شناخت حسابی 7
= التوحید قران تایید و تصدیق کرد که قران دارای ترقیم است
و اصول ان همان اصول سنه الله است و
در داخل هر پدیده ای جضوردارد و محکمات قران
است که متشابهات = تشابه حق و باطل بر ان تاویل می شود و
معانی حقوقی خود را که همان احکام است بدست
می دهد در قران در هیچ ایه ای هیچ حکمی وجود ندارد مگر
اینکه ایه بر محکمات عرضه شود و محکمات - حکم دهد که ایه
چه معنی حقوقی را بیان می کند و در نتیجه احکام از
درون محکمات بوجود می اید
3-علم کتاب
مرقوم در چه کسانی بوده است
جواب روشن است در کسانی
یا کسی که ان را به ما تعلیم داده است محمد و ال محمد از ابتدای اسلام
گفتند که اصول سنه الله = اصول دین 5 اصل دارد و
امروز امام زنده کار برد اصول علمی شناخت حسابی 7
= التوحید بما القاء کرده است
کتب مرقوم
محمد - و - ال -
محمد
4 - 0 - 0 - 4
با سامانه تصفیفی این اعداد 4 0 0 4 قابل
تقسیم بر 7 است و
می شود 572
4- علم کتاب مرقوم یعنی
ترقیم قران در 14 نفر مطهرون است
سوره 83 ایه 9 و
ایه 20 متن مشترک دارند
کتب مرقوم
محمد – علی - فاطمه - حسن -
حسین - علی - محمد - جعفر
4 - 0- 2 - 0 - 0 - 0 - 4 - 1
موسی - علی -
محمد - علی - حسن - محمد
2 - 0 - 4 - 0 - 0 -
4
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند 21 که قابل تقسیم بر 7 است و
می شود 3
5- علم کتاب مرقوم
بعد از پیامبر در خلفا الراشدین المهدیین است طبق
رسم الخط الهی قران - همزه
بعنوان حرف محاسبه نمی شود
سوره 83 ایه 9 و
ایه 20 متن مشترک دارند
کتب مرقوم
خلفا -
الراشدین - المهدیین
0 - 1 - 2
با سامانه تصفیفی ین
اعداد0 1 2 قابل تقسیم بر 7 است و
می شود 30
6 - و امروز علم
ترقیم قران در المهدی محمد ابن الحسن است
سوره 83 ایه 9 و
ایه 20 متن مشترک دارند
کتب مرقوم
المهدی - محمد - ابن -
الحسن
2 - 4 -
0 - 0
با سامانه تصفیفی این
اعداد 2 4 0 0 قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 6
7- کسانی که مومن به
علم ترقیم قران باشند که در محمد و ال محمد است شیعه محمد و
ال محمد هستند
سوره 83 ایه 9 و
ایه 20 متن مشترک دارند
کتب مرقوم
شیعه -
محمد - و - ال -
محمد
0 - 4 -
0 - 0 - 4
با سامانه تصفیفی این اعداد 0 4 0 0 4 قابل
تقسیم بر 7 است ومی شود 572
8- و بالاخره علم اسرار حروف مرقم در قران
کتاب مرقوم قرار دارد
سوره 83 ایه 9 و
ایه 20 متن مشترک دارند
کتب مرقوم
علم - اسرار - الحروف
- المرقم
2 - 2 - 2 -
6
با سامانه تراکمی این اعداد می
شوند 2 4 6 12 که قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 1806
11=
قران کتابی است که در باطن ایات معانی ترقیم شده دارد و برای شناخت ان دارای
رمزی است
ایا قران رمز
دارد برای فهم ان ابتداء کلمه القران را بر تنها
ایه ای که کلمه رمز در ان ذکر شده
است عرضه می کنیم اگر قران رمز داشته باشد کلمه القران در این ایه مبطن و
مندرج وترقیم ترمیز شده است
1- سوره 3
ایه 41
قَالَ رَبِّ ٱجۡعَل
لِّيٓ ءَايَةٗۖ قَالَ ءَايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ ٱلنَّاسَ
ثَلَٰثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمۡزٗاۗ ٤١
ا - ل - ق - ر
- ا - ن
14 -
9 - 2 - 2- 14 - 1
با سامانه تجمیعی این
اعداد می شوند 35قابل تقسیم بر
7 است و می شود 5
اصول علمی شناخت
حقایق کتابی = التوحید و حسابی = 7 قران
تصدیق کرد که قران رمز دارد
2- این رموز چیست ؟
وجود نامهای خود اصول سنه الله و محمد و ال محمد و نام مذهب الهی موجود
د ر قران وووو ..... همه به روش
ترقیمی در قران ترمیزشده است که اصول سنه الله
به عنوان علم شناخت رموز قران انها را تبیین می کند
سوره 3 ایه
41 وقف اخر
قَالَ رَبِّ ٱجۡعَل لِّيٓ
ءَايَةٗۖ قَالَ ءَايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ ٱلنَّاسَ ثَلَٰثَةَ
أَيَّامٍ إِلَّا
رَمۡزٗاۗ ٤١
التوحید -
البعثه - الامامه - العداله -
المعاد
29 - 29 - 92 - 29 - 41
با سامانه تراکمی می شوند29 58 107 136 167جمع
منفرد انها می شود56 قابل
تقسیم بر 7 است و می شود8
اصول شناخت کتابی
و حسابی = التوحید - 7 خود بر خود هم
حاکم است و حقانیت قران در درون خودش است و خود را هم تصدیق
و اثبات می کند قران کتاب تبیانا لکل
شی است خود را هم تبیین می کند قانون
3- تعلیم
دهندگان اصول شناخب رموز قران در همین ایه ترمیز شده
اند
- سوره 3
ایه 41
قَالَ رَبِّ ٱجۡعَل
لِّيٓ ءَايَةٗۖ قَالَ ءَايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ ٱلنَّاسَ
ثَلَٰثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمۡزٗاۗ
محمد - و - ال -
محمد
6 -
0- 23 - 6
با سامانهتراکمی این اعداد می شوند 6 7 30 36 که قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 51868
4- سوره 3 ایه
41
قَالَ رَبِّ ٱجۡعَل
لِّيٓ ءَايَةٗۖ قَالَ ءَايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ ٱلنَّاسَ
ثَلَٰثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمۡزٗاۗ
اثنا -
عشر - اماما
29 - 3 - 48
با سامانه تراکمی می
شوند 29 32 80 که قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 114747
5- و
اکنون علم شناخت ترقیم و ترمیز قران در امام
زمان محمد ابن الحسن است
سوره 3 ایه
41
قَالَ رَبِّ ٱجۡعَل
لِّيٓ ءَايَةٗۖ قَالَ ءَايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ ٱلنَّاسَ
ثَلَٰثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمۡزٗاۗ
محمد -
ابن - الحسن
6 - 16 - 25
با سامانه تراکمی می شوند 6 22 47 که
جمع منفرد انها می شوند 21 که
قابل تقسیم بر 7 است و می شود 3
6- و مذهب معتقدان به
وجود ترقیم و ترمیز ایات قران و نتایج ان شیعه
محمد و ال محمد هستند
سوره 3 ایه
41
قَالَ رَبِّ ٱجۡعَل
لِّيٓ ءَايَةٗۖ قَالَ ءَايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ ٱلنَّاسَ
ثَلَٰثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمۡزٗاۗ
شیعه – محمد -
و - ال - محمد
7 - 6 - 0 - 23 - 6
با سامانه تجمیعی این اعداد می
شوند 42 که قابل
تقسیم بر 7 است ومی شود 6
7 - و
نام کامل مذهب الهی در
قران که دراین ایه ترقیم ترمیزشده است شیعه سنه
الله و جماعه محمد و ال محمد است
سوره 3 ایه
41
قَالَ رَبِّ ٱجۡعَل
لِّيٓ ءَايَةٗۖ قَالَ ءَايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ ٱلنَّاسَ
ثَلَٰثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمۡزٗاۗ
شیعه – سنه - الله -
و - جماعه -
محمد - و - ال -محمد
7 - 4 - 34
- 0 - 21 - 6 - 0
– 23 - 6
با سامانه تصفیفی این اعداد7 - 4 - 34
- 0 - 21 - 6 - 0
– 23 - 6
قابل تقسیم بر
7 است و می شود 89008871921
8- حزب
الله مومن به ترقیم و ترمیز قران است
سوره 3 ایه
41
قَالَ رَبِّ ٱجۡعَل
لِّيٓ ءَايَةٗۖ قَالَ ءَايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ ٱلنَّاسَ
ثَلَٰثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمۡزٗاۗ
حزب - الله
2 - 33
با سامه تجمیعی این اعداد
می شوند 35 که قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 5
9 - سوره 3
ایه 41رمزی که در این ايه است منئور کتاب الجفر كه
رموز قران را دارد
قَالَ رَبِّ ٱجۡعَل
لِّيٓ ءَايَةٗۖ قَالَ ءَايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ ٱلنَّاسَ
ثَلَٰثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمۡزٗاۗ
كتب > الجفر
2-2-1 > 14-9-1-0-2
-------------------------------------------
مجموع 5 > 26
با سامانهتراکمی این اعداد می شوند
5 31 که قابل تقسیم بر 7 است و می
شود 45
10- و این رمز اشاره به
اولین رمز رقمی قران است که امام مهدی
تعلیم داده است
سوره 3 ایه
41
قَالَ رَبِّ ٱجۡعَل
لِّيٓ ءَايَةٗۖ قَالَ ءَايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ ٱلنَّاسَ
ثَلَٰثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمۡزٗاۗ
رمز -
الرقمی
6 - 34
با سامانه تراکمی
این اعداد می شوند 6 40 که قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 58
11- وان رمز
السبعه =7 است
سوره 3 ایه
41
قَالَ رَبِّ ٱجۡعَل
لِّيٓ ءَايَةٗۖ قَالَ ءَايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ ٱلنَّاسَ
ثَلَٰثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمۡزٗاۗ
ا - ل - س -
ب - ع - ه
14 - 9 -1 - 1-1 -
2
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند 28 که قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 4
12- اصول کتاب جفر همان اصول پنجگانه سنه
الله است که در کتب الجفر ترقیم شده است
کتب الجفر
التوحید -
البعثه – الامامه – العداله - المعاد
3 - 3 - 4 - 4 - 4
با سامانه تصفیفی این اعداد 3 - 3 - 4 - 4 - 4 قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 4919
13- کتاب الجفر حاوی علم اسرار
الحروف المرقم و رمز الرقمی السبعه زیر است
کتب الجفر
علم - اسرار - الحروف -
المرقم - و - رمز - الرقمی - السبعه
1- 3 - 3 - 3 - 0 - 1 - 3 - 3
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند
1 4 7 10 13 0 11 14 17 که جمع منفرد انها می شوند 28
که قابل تقسیم بر 7 است و می
شود 4
14 - کتاب الجفر در امام
المهدی است
کتب الجفر
المهدی
1- 1 – 0-0-0- 0
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند 1 2 0000
که قابل تقسیم بر 7 است و می شود 3
15- . امام مهدی همان محمد ابن
الحسن است
کتب الجفر
محمد - ابن الحسن
0 - 2 - 2
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند 0 2 4 که قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 60
12= ذلک الکتب – اصول سنه
الله است که شکی در ان نیست که
انسان را نجات می دهد
سوره 2 ایه 2 وقف اول
ذَٰلِكَ ٱلۡكِتَٰبُ لَا
رَيۡبَۛ فِيهِۛ ...... ٢
التوحید -
البعثه – الامامه – العداله - المعاد
6 - 6 - 8 - 8 - 6
با سامانه تراکمی این اعداد می
شوند 6 12 20 28 34 که
جمع منفرد انها می شوند 28 که قابل تقسیم بر 7 است
و می شود 4
علم ذلک الکتاب در
محمد و ال محمد است
سوره 2 ایه 2 وقف اول
ذَٰلِكَ ٱلۡكِتَٰبُ لَا
رَيۡبَۛ فِيهِۛ ...... ٢
م -
ح - م - د > و > ا - ل
> م - ح - م - د
0 - 0 -
0 -0 > 0 > 2 - 2 > 0 - 0 -
0 – 0
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند 0 0 0 0 2 4 0 0 0 0 که
قابل تقسیم بر 7
است و می شود 60000
و اکنون علم ذالک الکتاب ئزد امام
زمان است
سوره 2 ایه 2 وقف اول
ذَٰلِكَ ٱلۡكِتَٰبُ لَا
رَيۡبَۛ فِيهِۛ ...... ٢
م -ح - م - د >
ا - ب - ن >
ا - ل - ح - س - ن
0 – 0- 0- 0
> 2 - 2 - 0 > 2 - 3 - 0 - 0
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند 0 0 0 0 2 4 0 6 9 0 0 0 که
جمع منفرد انها می شوند 21 که قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 3
و این اصول مذهب شیعه
سنه الله و جماعت محمد و ال محمد است
سوره 2 ایه 2 وقف اول
ذَٰلِكَ ٱلۡكِتَٰبُ لَا
رَيۡبَۛ فِيهِۛ ...... ٢
ا - ل - ش - ی - ع - ه
2 - 3
- 0 - 0 - 0 - 0
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند 2 5 0000که جمع
منفرد انها می شود 7 قابل تقسیم بر 7 است
و می شود 1
13=
ذالک الکتاب همان کتاب مکنون است
1- سوره 56 ایات 78
- 79
فِي كِتَٰبٖ مَّكۡنُونٖ ٧٨
لَّا يَمَسُّهُۥٓ إِلَّا ٱلۡمُطَهَّرُونَ ٧٩
التوحید - البعثه - الامامه - العداله - المعاد
12 - 10 - 23 - 16 - 14
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند 12 22 45 61 75 که
جمع منفرد انها می شوند 35 که قابل تقسیم ب 7
است و می شود 5
بنابراین اصول شناخت حسابی 7 قران تایید می کند که
محمد و ال محمد در این ایه گنجانده شده است است . انها دارای کتاب مکنون
هستند و کتاب مکنون را فقط مطهرون مس = درک می کنند و در بالا ثابت شد که
محمد و آل محمد همان مطهرون هستند
2 - سوره 56 ایات
78 – 79-در محمد و ال محمد است
فِي كِتَٰبٖ مَّكۡنُونٖ ٧٨
لَّا يَمَسُّهُۥٓ إِلَّا ٱلۡمُطَهَّرُونَ ٧٩
محمد - و
- ال - محمد
6 - 2 - 7 - 6
با سامانه تجمیعی این اعداد ی شوند 21 که قابل تقسیم ب 7 است
و می شود 3
3-هم اکنون علم کتاب مکنون در در دست امام
مهدی است
سوره 56 ایات 78 - 79
فِي كِتَٰبٖ مَّكۡنُونٖ ٧٨
لَّا يَمَسُّهُۥٓ إِلَّا ٱلۡمُطَهَّرُونَ ٧٩
ا - ل - م - ه -
د - ی
4 - 3 - 3
-2 - 0 – 2
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند 14 که
قابل تقسیم بر 7 است و می شود 7
4 - سوره 56 ایات 78 –
79 - مطهرون چند نفر هستند
فِي كِتَٰبٖ مَّكۡنُونٖ ٧٨
لَّا يَمَسُّهُۥٓ إِلَّا ٱلۡمُطَهَّرُونَ ٧٩
اربعه - عشر - مطهرا
7 -
1 - 9
با سامانه تصفیفی این اعداد 7 -
1 - 9 قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 131
5- سوره 56 ایات 78 – 79و شیعه کسی است که از 14 مطهرون پیروی
می کند
فِي كِتَٰبٖ مَّكۡنُونٖ ٧٨
لَّا يَمَسُّهُۥٓ إِلَّا ٱلۡمُطَهَّرُونَ ٧٩
ا - ل - ش -
ی - ع - ه
4 - 3 - 0 -2 - 0 - 2
با سامانه تجمیعی این اعداد می سوند 14 که قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 2
14= اما مطهرون چه کسانی هستند ایه تطهیر انها را با نامهایشان
معرفی می کند و چه اصولی در
اختیار دارند که انها - بوسیله اصول شناختشان می توانند حق
و باطل صد در صد بشناسند و صد در صد در موضع حق قرار
بگیرند و به حق عمل کنند و خود را معصوم از خطا کنند ایا ما هم می
توانیم با اقتدا ء بر انها و با وسیله ای همان
اصول که انها با ان اندشیه بیان و عمل می کنند ما هم انیشه
بیان وعمل کنیم هر چند نه صد در صد البته نسبتا می توانیم در مجموع در موضع حق
قرار بگیریم ایا محمد و ال محمد به همین دلیل سفینه نجات نیستند
1 - سوره 33 ایه 33 در باطن ایه
تطهیر - محمد و ال محمد ترقیم و ترمیز شده است
وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ
ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰۖ وَأَقِمۡنَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتِينَ ٱلزَّكَوٰةَ
وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ إِنَّمَا يُرِيدُ
ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ
تَطۡهِيرٗا ٣٣
محمد - و -
ال - محمد
9 - 12 - 34
– 9
با سامانه تصفیفی این اعداد 9 -
12 34 – 9 قابل تقسیم بر 7 است و می
شود 133447
2 - سوره 33 ایه 33 اصول شناخت سنه
الله در محمد و ال محمد است
وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ
ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰۖ وَأَقِمۡنَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتِينَ ٱلزَّكَوٰةَ
وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ
لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ
تَطۡهِيرٗا ٣٣
التوحید - البعثه - الامامه - العداله - المعاد
64 -
52 -87 - 82 - 58
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند 343 که قابل تقسیم بر 7
است و می شود 49
3- سوره 33 ایه 33 و مطهرون 14
نفر محمد و ال محمد هستند
وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ
ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰۖ وَأَقِمۡنَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتِينَ ٱلزَّكَوٰةَ
وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ
لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ
تَطۡهِيرٗا ٣٣
محمد - علی- فاطمه- حسن -حسین
- علی - محمد
9 - 30
- 36 - 10 - 21 - 30 -
9
جعفر - موسی - علی – محمد -
علی - حسن - محمد
15 - 29 - 30 - 9 - 30
- 10 - 9
با سامانه تصفیفی این اعداد
9 - 30
- 36 - 10 - 21 - 30 -
9 - 15 - 29 - 30 - 9 - 30
- 10 - 9
قابل تقسیم بر7 است و می
شود 130044186130847173005187
4 - سوره 33 ایه 33
وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ
ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰۖ وَأَقِمۡنَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتِينَ ٱلزَّكَوٰةَ
وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ إِنَّمَا يُرِيدُ
ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ
تَطۡهِيرٗا ٣٣
ایمه المرسلین همان مطهرون -محمد و ال
محمد هستند
ایمه - المرسلین
43 - 83
با سامانه تجمیعی می شوند 126 که
قابل تقسیم بر 7 است و می شود 18
5- سوره 33 ایه 33
وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ
ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰۖ وَأَقِمۡنَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتِينَ ٱلزَّكَوٰةَ
وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ
عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ
تَطۡهِيرٗا ٣٣
و خلفا الراشدین
المهدیین همان مطهرون می باشند
خلفا -
الراشدین - المهدیین
35 - 79 - 80
با سامانه تراکمی می شوند 25 114 194 که جمع منفرد انها می
شوند 28 که قابل تقسیم بر 7 است و می شود 4
6- سوره 33 ایه 33
وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ
ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰۖ وَأَقِمۡنَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتِينَ ٱلزَّكَوٰةَ
وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ إِنَّمَا يُرِيدُ
ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ
تَطۡهِيرٗا ٣٣
اخرین نفر از خلفا الراشدین المهدیین از محمد
و ال محمد - المهدی است
ا - ل - م - ه - د - ی
17 – 17 – 4- 11 – 1 -11
با سامانه تصفیفی این
اعداد 17 – 17 – 4- 11
– 1 -11 قابل تقسیم بر
7 است و می شود 158734531
7 - سوره 33 ایه 33
وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ
ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰۖ وَأَقِمۡنَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتِينَ ٱلزَّكَوٰةَ
وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ
عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ
تَطۡهِيرٗا ٣٣
و پیروان اهل البیت الله - شیعه هستند
ا - ل - ش - ی - ع - ه
17 - 17 - 0 - 11
- 2 - 11
با سامانه تراکمی این اعداد می ند 17 34 0 45 47 59 که جمع منفرد انها می
شوند 49 که قابل تقسیم بر 7 است و می شود 7
8 - سوره 33 ایه 33
وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ
ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰۖ وَأَقِمۡنَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتِينَ ٱلزَّكَوٰةَ
وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ إِنَّمَا يُرِيدُ
ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ
تَطۡهِيرٗا ٣٣
بلاخره حزب الله اهل
بیت الله هستند
حزب - الله
6 - 62
با سامانه تراکمی می شوند 6 68 که
قابل تقسیم بر 7 است و می شود 98
حالا وقت ان است که وقف اخر این ایه را
جداگانه محاسبه کنیم که مختص در شان محمد و آل محمد است
9 - إِنَّمَا يُرِيدُ
ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا
٣٣
ترجمه: جز اين نيست كه ميخواهد خدا - تا ببرد از شما
پليدي را اي اهل البيت (اهل بیت الله )و پاك كندشما را پاك كردني
بر پایه اصول شناخت حسابی 7 قران خواهید دید
که نام محمد و ال محمد در این ایه
توزیع شده است ودر ان ترقیم و ترمیز شده است
إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ
ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا ٣٣
محمد - و - ال
- محمد
7 -
1 - 13 -
7
بر پایه سامانه تجمیعی می شود 28
که بر 7 قابل قسمت است
ومساوی 4 می
شود
10 - إِنَّمَا يُرِيدُ
ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا
٣٣
اربعه - عشر -
معصوما
19 - 5 - 15
با سامانه تراکمی می شوند 19 24 39 که جمع منفرد انها می
شوند 28 که قابل تقسیم بر 7 استذو
می شود 4
11 - می
بینید که ایه در باطن خود - محمد و ال محمد را نهفته و
مستتر دارد
شرح- حالا برای اینکه کاملا مطمئن شویم
که محمد آل محمد همان 14 نفری هستند که
این ایه در شان و مقامشان نازل شده است و پیامبر
انها را معرفی کرده است و ایه سبعا
من المثانی انها را تصدیق
کرد ایه تطهیر را با سامانه تعیینی شمارشی - بر
نامهای محمد و ال محمد معاین قرار می
دهیم وبر پایه مفتاح رقمی 7 قران حساب
می کنیم خواهیم دید که نامهای 14 مطهر ون به عنوان اهل البیت مورد تایید و
تصدیق ایه تطهیر قرار می گیرد و تعیین می کند که این 14
نفر همان اهل البیت هستند
إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ
ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا
٣٣
محمد - علی- فاطمه- حسن -حسین
- علی - محمد
3 - 3- 4 - 2- 3
- 3- 3
جعفر - موسی - علی – محمد -
علی -حسن - محمد
3 - 4- 3 - 3 -
3 - 2 - 3
با سامانه تجمیعی این اعداد را جمع می کنیم
می شود 42 که قابل قسمت بر 7 است و می شود 6
در نتیجه رمز
رقمی 7 از
باطن این ایه نامهای محمد و ال محمد را اشکار کرد ودر
باطن این ایه 14 مطهر محمد
و ال محمد را خداوند مستتر کرده است
سبحان الله سبحان
الله ........ سبحان الله
12 - إِنَّمَا يُرِيدُ
ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا
٣٣
ایمه المرسلین از مطهرون محمد و ال محمد هستند
ایمه - المرسلین
21 - 35
با سامانه تصفیفی این اعداد 21 - 35 قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 503
اخرین فرد از از ایمه المرسلین -امام المهدی است که در
ایه تطهیر ترقیم و ترمیز شده است
13 - إِنَّمَا يُرِيدُ
ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا
٣٣
ا - ل - م - ه - د - ی
7- 6- 3- 5- 1- 6
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند 28 که قابل تقسیم بر 7 است و
می شود 4
14- إِنَّمَا يُرِيدُ
ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا
٣٣
و مومنین به 14 معصوم شیعه هستند
ا - ل - ش - ی - ع - ه
7 - 6 - 0 - 6 - 1 - 5
با سامانه تراکمی می شوند 7 11 0 16 17 22 که
جمع منفرد انها می شوند
28 که قابل تقسیم بر 7 است و می
شود 4
15 - شیعه مومن به محمد ال
محمد هست که تنها مذهب الهی حق در قران است
إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ
عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا
٣٣
شیعه - محمد - و -
ال - محمد
12 - 7 - 1 - 13 -
7
با سامانه تصفیفی این اعداد 12 - 7 - 1 - 13 -
7 قابل تقسیم بر 7 است و می شود 10118816
16- نام کامل مذهب محمد و ال
محمد 14 مطهرون در ایه ترقیم شده است
إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ
ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا
٣٣
شیعه - سنه - الله - و - جماعه - محمد - و - ال - محمد
12 - 7 - 23 - 1- 16 - 7 - 1 - 13- 7
با سامانهتراکمی این اعداد می شوند 12 19 42 43 59 66 67 80 87
که قابل تقسیم بر 7 است و می
شود 125438237991917416
16- إِنَّمَا يُرِيدُ
ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا
٣٣
ح - ز
- ب > ا
- ل - ل - ه
0 - 0 - 2 > 7 -
6 - 6 - 5
با سامانه تصفیفی این اعداد به همین ترتیب 0 - 0 - 2 > 7 -
6 - 6 - 5 قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 809600
15= اصول سنه الله وسیله شناخت حق
وحقوق انسان و پیروی از ان است
ما بوسیله - محمد و ال محمد اصول سنه الله
را تعلیم گرفته ایم تا نقشه راه بازگشت به
خداوند را در همه ابعاد سیاسی اجتماعی اقتصادی و
فرهنگی شناخت داشته باشیم
وسیله - سوره 5 ایه 35 و سوره 17 ایه 57
موضوع محاسبه وسیله بودن محمد و ال محمد و اصول
دین است برای محاسبه انها که در سوره های متفاوت
هستند ضرورت دارد شماره های سوره ها و یا ایات مکمل
هم بوده باشد در این موضوعات شماره سوره
ها مکمل هستند اول مکمل بودن انها را با سامانه ای از شماره های سوره
ها اثبات می کنیم
شماره سوره 5 - ایه
35 با شماره سوره 17 ایه 57
با سامانه تصفیفی این اعدا د 5 35 17 57 قابل تقسیم بر 7 است و می شود 816765
با ثابت شدن مکمل بودن انها در موضوع وسیله دو ایه را بطور مجزای متعاون محاسب
می کنیم
1 - حالا به محاسبه موضوع اصول سنه الله را به عنوان وسیله عقل در تفکر
علمی و شناخت حق بکار می رود می پردازیم
1 - سوره 5 ایه 35 اصول سنه الله
بوسیله تقرب الی الله است
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ
وَٱبۡتَغُوٓاْ إِلَيۡهِ ٱلۡوَسِيلَةَ وَجَٰهِدُواْ فِي
سَبِيلِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ ٣٥
ای آنان که ایمان آوردید تقوی داشته باشید ( حفظ کنید اصول شناخت حق )
خداوند را و بجوئید به سوی او وسیله را ( اصول شناخت حق را ) و جهاد کنید در
جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه ) او شاید شما
رستگار شوید .
سوره 17 ایه 57
٥٦ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ
يَبۡتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ ٱلۡوَسِيلَةَ أَيُّهُمۡ
أَقۡرَبُ وَيَرۡجُونَ رَحۡمَتَهُۥ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُۥٓۚ إِنَّ
عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحۡذُورٗا ٥٧
انها – انانند که می خوانند (خدا را ) و می جویند
بسوی پروردگارشان وسیله را که کدامش نزدیکتر است ( در هدایت ) و امید
دارند رحمتش ر و می ترسند عذابش را همانا پرور گارت بود هشدار داده شده
(در پرستش )
التوحید - البعثه - الامامه - العداله - المعاد
سوره 5 ایه 35 > 43 - 32 - 59 - 54 - 40
سوره 17ایه 57 > 40 - 31 - 54 - 43 - 37
---------------------------------------------------------------------------------------
مجموع ادو ایه می شود > 83 - 63 - 113 - 97 - 77
با سامانه تصفسفس این اعداد 83 - 63 - 113 - 97 - 77 که قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 11133833769
بنا بر این اصول شناخت
حسابی 7 =التوحید تصدیق کرد که اصول دین
وسیله تفکر عقل علمی و حق است و
وسیله هدایت انسان الی الله ونیز وسیله تبیین
برابری حقوقی و ازادی و استقلال انسان ست
2 - ما بوسیله محمد و ال محمد اصول سنه الله
را تعلیم گرفتیم
سوره 5 ایه 35
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ
وَٱبۡتَغُوٓاْ إِلَيۡهِ ٱلۡوَسِيلَةَ وَجَٰهِدُواْ فِي
سَبِيلِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ ٣٥
سوره 17 ایه 57
٥٦ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ
يَبۡتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ ٱلۡوَسِيلَةَ أَيُّهُمۡ
أَقۡرَبُ وَيَرۡجُونَ رَحۡمَتَهُۥ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُۥٓۚ إِنَّ
عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحۡذُورٗا
محمد
- و - ال - محمد
سوره 5 ایه 35 > 6
- 8 - 23 - 6
سوره 17ایه 57 > 11
- 9 - 17- 11
------------------------------------------------
مجموع ایه > 17- 17
- 40- 17
که با سامانه تجمیعی می شوند 91 که
قابلتقسیم بر 7 است و می شود 13
3- ائمه ال محمد همان ایمه
المرسلین هستند
سوره 5 ایه 35
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ
وَٱبۡتَغُوٓاْ إِلَيۡهِ ٱلۡوَسِيلَةَ وَجَٰهِدُواْ فِي
سَبِيلِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ ٣٥
سوره 17 ایه 57
٥٦ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ
يَبۡتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ ٱلۡوَسِيلَةَ أَيُّهُمۡ
أَقۡرَبُ وَيَرۡجُونَ رَحۡمَتَهُۥ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُۥٓۚ إِنَّ
عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحۡذُورٗا
ایمه - المرسلین
58 - 96
با سامانه تجمیعی می شوند 154 که قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 22
4- دوازده
امام که بوسیله انها شناخت از مذهب حق را یافته
ایم که راه حرکت رجوع به الله را نشان می د هند
سوره 5 ایه 35
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ
وَٱبۡتَغُوٓاْ إِلَيۡهِ ٱلۡوَسِيلَةَ وَجَٰهِدُواْ فِي
سَبِيلِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ ٣٥
سوره 17 ایه 57
٥٦ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ
يَبۡتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ ٱلۡوَسِيلَةَ أَيُّهُمۡ أَقۡرَبُ وَيَرۡجُونَ
رَحۡمَتَهُۥ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُۥٓۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحۡذُورٗا
اثنا - عشر -
اماما
60 - 10 - 77
لبا سامانه تجمیعی می شوند 147 که
قابل تقسیم بر 7 است و می شود 21
و اصول سنه الله که بوسیله محمد و ال محمد تعلیم
داده شده است گیره نجات انسان است
5- نفر اخرین و زنده از ایمه المهدی است
سوره 5 ایه 35
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ
وَٱبۡتَغُوٓاْ إِلَيۡهِ ٱلۡوَسِيلَةَ وَجَٰهِدُواْ فِي
سَبِيلِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ ٣٥
سوره 17 ایه 57
٥٦ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ
يَبۡتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ ٱلۡوَسِيلَةَ أَيُّهُمۡ
أَقۡرَبُ وَيَرۡجُونَ رَحۡمَتَهُۥ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُۥٓۚ إِنَّ
عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحۡذُورٗا
سوره 5 ایه 35 > سوره 17 ایه 57
المهدی > المهدی
39 > 36
با سامانه تراکمی می شوند 39 75 که
قابل تقسیم بر 7 است و می شود 1077
6- نام کامل امام زمان در ایه
ترقیم و ترمیز شده است
سوره 5 ایه 35
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ
وَٱبۡتَغُوٓاْ إِلَيۡهِ ٱلۡوَسِيلَةَ وَجَٰهِدُواْ فِي
سَبِيلِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ ٣٥
سوره 17 ایه 57
٥٦ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ
يَبۡتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ ٱلۡوَسِيلَةَ أَيُّهُمۡ أَقۡرَبُ وَيَرۡجُونَ
رَحۡمَتَهُۥ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُۥٓۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحۡذُورٗا
المهدی - محمد - ابن - الحسن
75 - 17 - 43 - 56
با سامانه تراکمی می شوند 75 92 135 197 که
جمع منفرد انها می شوند 42 که قابل تقسیم بر
7 است و می شود 6
7- و بالاخره کسانی که بوسیله محمد و ال محمد وسیله
شناخت یعنی اصول سنه الله را = مذهب را تعلیم
گرفته اند شیعه نام دارند
سوره 5 ایه 35
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ
وَٱبۡتَغُوٓاْ إِلَيۡهِ ٱلۡوَسِيلَةَ وَجَٰهِدُواْ فِي
سَبِيلِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ ٣٥
سوره 17 ایه 57
٥٦ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ
يَبۡتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ ٱلۡوَسِيلَةَ أَيُّهُمۡ
أَقۡرَبُ وَيَرۡجُونَ رَحۡمَتَهُۥ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُۥٓۚ إِنَّ
عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحۡذُور
سوره 5 ایه 35 > سوره 17 ایه 57
الشیعه > الشیعه
37 > 34
با سامانه تصفیفی این اعداد37 > 34 قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 491
8- حزب الله شیه محمد و ال محمد است که
بوسیله اصول سنه الله مذهب حق را پیروی می کنند
سوره 5 ایه 35
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ
وَٱبۡتَغُوٓاْ إِلَيۡهِ ٱلۡوَسِيلَةَ وَجَٰهِدُواْ فِي
سَبِيلِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ ٣٥
سوره 17 ایه 57
٥٦ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ
يَبۡتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ ٱلۡوَسِيلَةَ أَيُّهُمۡ
أَقۡرَبُ وَيَرۡجُونَ رَحۡمَتَهُۥ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُۥٓۚ إِنَّ
عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحۡذُور
حزب > الله
11 > 66
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند 77 که
قابل تقسیم بر 7 است و می شود 11
16=
حبل الله
حبل الله- اصول سنه
الله است که در مذهب شیعه - سنه الله و جماعت
محمد و ال محمد - بوسیله انها تعلیم داده شد تا وسیله نجات
انسان است
سوره 3 ایه 103وقف اول با سوره 50 ايه 16 مكمل
همدیگرند
با سامانه ای از شماره ایات مکمل بودن انها را ثابت می کنیم
ایه 103 - ایه 16
با سامانه تجمیعی این اعدادمی شوند 119
که قابل تقسیم بر 7 است و می شود 17
حالا این دو ایه را باهم محاسبه می کنیم
سوره 3 ایه 103 وقف اول
وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِيعٗا وَلَا
تَفَرَّقُواْۚ....... ١٠٣
و مصون کنید (خودتان را) بسبب ریسمان خدا (اصول راهنمای
حق ) همگی - و متفرق نشوید
سوره 50 ايه 16 وقف ىوم
وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ
١٦
1-اصول سنه الله حبل الله است
سوره 3 ایه 103 وقف اول
وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِيعٗا وَلَا
تَفَرَّقُواْۚ....... ١٠٣
و مصون کنید (خودتان را) بسبب ریسمان خدا (اصول راهنمای
حق ) همگی - و متفرق نشوید
سوره 50 ايه 16 وقف ىوم
وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ١٦
التوحید - البعثه - الامامه - العداله - المعاد
31 - 24 - 42 - 38 - 31
با سامانه تراكمي اين اعداد مي شوند 31 55 97 135 166 كه
جمع منفرد انها مي شوند 63 كه
قابل تقسيم بر 7 است و مي شوى 9
2- اصول حبل الله در محمد و ال
محمد است
سوره 3 ایه 103 وقف اول
وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِيعٗا وَلَا
تَفَرَّقُواْۚ....... ١٠٣
و مصون کنید (خودتان را) بسبب ریسمان خدا (اصول راهنمای
حق ) همگی - و متفرق نشوید
سوره 50 ايه 16 وقف ىوم
وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ١٦
محمد - و - ال -
محمد
10 - 6 - 16 -10
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند 42
که قابل تقسیم بر 7 است و می شود 6
3- اصول حبل الله در ایمه المرسلین است
سوره 3 ایه 103 وقف اول
وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِيعٗا وَلَا
تَفَرَّقُواْۚ....... ١٠٣
و مصون کنید (خودتان را) بسبب ریسمان خدا (اصول راهنمای
حق ) همگی - و متفرق نشوید
سوره 50 ايه 16 وقف ىوم
وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ١٦
ایمه - المرسلین
18 - 38
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند 56 که
قابل تقسیم بر 7 است و می شود 8
4-نفر دوازدهم از ایمه المرسلین امام محمد
ابن الحسن است
سوره 3 ایه 103 وقف اول
وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِيعٗا وَلَا
تَفَرَّقُواْۚ....... ١٠٣
و مصون کنید (خودتان را) بسبب ریسمان خدا (اصول راهنمای
حق ) همگی - و متفرق نشوید
سوره 50 ايه 16 وقف ىوم
وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ١٦
محمد - ابن - الحسن
10 - 16 - 22
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند 10 26 48 که
جمع دمنفرد انها می شوند 21 که قابل تقسیم بر 7 است و می
شود 3
5- مذهبی که ایمه ان دارندگان حبل الله
هستند شیعه هستند
سوره 3 ایه 103 وقف اول
وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِيعٗا وَلَا
تَفَرَّقُواْۚ....... ١٠٣
و مصون کنید (خودتان را) بسبب ریسمان خدا (اصول راهنمای
حق ) همگی - و متفرق نشوید
سوره 50 ايه 16 وقف ىوم
وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ١٦
شیعه - محمد - و - ال - محمد
7 - 10 - 6 - 16 - 10
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند 49 که قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 7
6-و نام کامل این مذهب الهی و قرانی در
حبل الله ترقیم است با این مذهب است که انسان به وسیله
حبل الله معصوم از گناه می شود
سوره 3 ایه 103 وقف اول
وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِيعٗا وَلَا
تَفَرَّقُواْۚ....... ١٠٣
و مصون کنید (خودتان را) بسبب ریسمان خدا (اصول راهنمای
حق ) همگی - و متفرق نشوید
سوره 50 ايه 16 وقف ىوم
وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ١٦
شیعه - سنه - الله - و - جماعه - محمد - و - ال - محمد
7 - 5 - 21 -
6 - 17 - 10 - 6
- 16 - 10
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند 98 که
قابل تقسیم بر 7 است و می شود 14
7- مذهب شیعه سنه الله و جماعت
محمد و المحمد حرب الله هستند
سوره 3 ایه 103 وقف اول
وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِيعٗا وَلَا
تَفَرَّقُواْۚ....... ١٠٣
و مصون کنید (خودتان را) بسبب ریسمان خدا (اصول راهنمای
حق ) همگی - و متفرق نشوید
سوره 50 ايه 16 وقف ىوم
وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ١٦
حزب - الله
7 - 21
با سامانه تصفیفی این اعداد 7 21 قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 31
حبل الله همان عروه الوثقی الهی است
17 = الْعُرْوَةِ
الْوُثْقَىَ = گیره استوار
نجات
وسیله ای که محمد و ال محمد به ما تعلیم داده
اند گیره
استوار ی است که انسان را
نجات می دهد از اینرو پیامبر فرمود محمد و ال محمد سفینه نجات هستند
1 - سوره 2 ایه 256 وقف دوم تا
اخر ایه
قَد تَّبَيَّنَ ٱلرُّشۡدُ مِنَ ٱلۡغَيِّۚ فَمَن يَكۡفُرۡ
بِٱلطَّٰغُوتِ وَيُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱسۡتَمۡسَكَ بِٱلۡعُرۡوَةِ
ٱلۡوُثۡقَىٰ لَا ٱنفِصَامَ لَهَاۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
٢٥٦
حالا اصول سنه الله را در این ایه محاسبه می کنیم
التوحید - البعثه - الامامه - العداله - المعاد
42 - 36 - 66 - 58 -
49
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند 42 که قابل تقسیم بر 7 است و می شود 6
2 - سوره 2 ایه 256
وقف دوم تا اخر ایه
قَد تَّبَيَّنَ ٱلرُّشۡدُ مِنَ ٱلۡغَيِّۚ فَمَن يَكۡفُرۡ
بِٱلطَّٰغُوتِ وَيُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱسۡتَمۡسَكَ بِٱلۡعُرۡوَةِ
ٱلۡوُثۡقَىٰ لَٱنفِصَامَ لَهَاۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ٢٥٦
محمد - و - ال - محمد
17 - 6 -
24 - 17
با سامانه تراکمی می شوند 17 23 47 64 که
قابل تقسیم بر 7 است و می شود 9210331
14 = اصول یسر = یعنی اصولی
که فهم قران را اسان می کند که در محمد و ال محمد تعلیم داده اند
1-اصول یسر همان اصول دین است
سوره 54 ایه 17
وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن
مُّدَّكِرٖ
اصول - الدین
9 - 12
با سامانه تجمیعی می شوند 21 که قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 3
2-اصول یسر همان اصول پنجگانه سنه
الله است
سوره 54 ایه 17
وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن
مُّدَّكِرٖ ١٧
التوحید - البعثه - الامامه - العداله - المعاد
12 - 9 - 15 - 17 - 11
با سامانه تصفیفی این
اعدا قابل تقسیم بر 7 است ومی
شود 15959416
3- اصول یسر را محمد و ال محمد
تعلیم دادند
سوره 54 ایه 17
وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن
مُّدَّكِرٖ ١٧
محمد - و -
ال - محمد
4 - 1 - 8 - 4
با سامانه تراکمی می شوند 4 5 13 17
که جمع منفرد انها می شوند 21 که قابل تقسیم بر
7 است و می شود 3
4- اصول یسر در خلفا الراشدین المهدیین است
سوره 54 ایه 17
وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن
مُّدَّكِرٖ١٧
خلفا - الراشدین - المهدیین
9 - 19 - 16
با سامانه تراکمی می شوند 9 28 44 که
قابل تقسی بر 7 است و می شود 6327
5- و اصول یسر در خلفا اثنا عشر
امام است
سوره 54 ایه 17
وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن
مُّدَّكِرٖ١٧
اثنا - عشر - اما ما
9 - 4 - 12
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند 9 13 24 که
جمع منفرد انها می شود 21 که
قابل تقسیم بر 7 است و می شود 3
6 - و اکنون اصول یسر در امام
مهدی است که بمرور زمان کار برد ان را به انسان القاء خواهد کرد و
اکنون در کشف نامهای محمد و ال محمد بکار ی بریم
سوره 54 ایه 17
وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن
مُّدَّكِرٖ١٧
ا - ل - م - ه - د - ی
3 - 5 - 2 - 1 - 2
- 1
با سامانه تجمیعی می شوند14که
قابل تقسیم بر 7 است و می شود2
7 – شیعه با کار بردن اصول یسر قران
را اسان و صحیح می فهمد
سوره 54 ایه 17
وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن
مُّدَّكِرٖ١٧
ا - ل - ش - ی -
ع - ه
3 - 5 - 0
- 1 - 0 - 1
با سمتنه تاکمی می شوند 3 8 0 9 0 10 که
جمع منفرد انها می شوند 21که قابل تقسیم بر 7 است
و می شود 3
8-و پیرو کامل شیعه سنه
الله و ........ است
شیعه - سنه - الله -
و - جماعه - محمد - و - ال -
محمد
2 - 2 - 14 -
1 - 6 - 4 -
1 - 8 - 4
با سامانه تصفیفی این اعداد 2 2 14 1 6 4 1 8 4 قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 687801636
9 - و دارندگان اصول یسر حزب الله
می شوند
سوره 54 ایه 17
وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن
مُّدَّكِرٖ١٧
حزب -الله
0 - 14
با سامانه تصفیفی انین اعدا د 0 - 14 قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 20
در نتیجه اصول سنه الله بعنوان اصول شناخت حسابی 7 = التوحید تایید می کند
که اصول اسان کننده فهم قران در دست محمد و ال
محمد است و ما باید از ایشان تعلیم بگیر یم و به ان تمسک
کنیم و ان مسک قران است که علی ابن ابی طالب و بقیه ایمه از او - و همه
از از پیامبر تعلیم گرفتند و حفظ و بیان
کردند و ان ذلک الکتاب است
که شکی در او نیست
18= اصول
الدین در کل قران ترقیم شده اند
1-اصول سنه الله قانون
هستی و محکمات قران در تاویل ایات که در یافتن معنی حقوقی ایات بکار می
رود در کل
قران ان را محاسبه می کنیم که فهم قران منوط به حاکم کردن ان بر ایات
است
التوحید - البعثه - الامامه - العداله - المعاد
153723 - 120260
- 256725 - 124102 - 166542
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند
821352 که
قابل تقسیم بر 7 است و می شود 117336
2- کل قران در شان و مقام
محمد ص نازل شده است و
با سامانه ای بر اصول شناخت حسابی 7 = التوحید بر
امده از سبعا من المثانی تعداد هر کدام حروف
کلمه محمد را نوشته و محاسبه
می کنیم
م - ح - م - د
26735 - 4140 - 26735 - 5991
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند
26735 30875 57610 63601 این اعداد قابل
تقسیم برکلید قران یعنی
7 = التوحید است و می
شود 9085939443298218105
در نتیجه اصول شناخت حسابی 7= التوحید قران تایید و
تصدیق کرد که کل قران در شان محمد رسول الله نازل شده است
3- حالا کل قران را در شان رسالت محمد و
آل محمد محاسبه می شود تا ببینید که قران تماما
در شان محمد و ال محمد نازل شده است کل قران را از (
با ء ) بسم الله تا ( سین )الناس را محاسبه می کنیم
که نام محمد و ال محمد در ان
توزیع و ترقیم و مندرج شده است
محمد - و - آل - محمد
63601 - 25676 - 90757
- 63601
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند 243635که قابل تقسیم بر 7 است و می شود 34805
4- پنج تن اهل المباهله
را در کل قران محاسبه خواهیم کرد
محمد - علی - فاطمه - حسن - حسین
63601 - 65253 - 106604 - 37418
- 63164
با سامان تراکمی این اعداد می شوند
63601 -
128854 - 235458 - 272876 - 336040 که جمع منفرد انها
می شوند 119 که قابل
تقسیم بر 7 است و
می شود 17
5- حالا 9 تن الذریه را که در زمان نزول قران هنوز بدنیا
نیامده بودند محاسبه می کنیم
علی - محمد - جعفر - موسی - علی
65253 - 63601 - 33872 - 84167 -
65253
- محمد - علی - حسن -
محمد
-63601 - 65253-
37418 -63601
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند
65253 - 128854 - 162726 - 246893 - 312146 -
375747 - 441000 - 478418 - 542019
که جمع منفرد این اعداد می شوند 217 که قابل تقسیم بر 7 است و می شود 31
6- نامهای 12 امام را در
کل قران ترقیم شده است محاسبه می کنیم
علی - حسن - حسین - علی - محمد - جعفر
65253 -37418 - 63146 - 65253 - 63601 -33872
موسی - علی - محمد - علی - حسن -
محمد
84167 -65253 - 63601 - 65253 - 37418
- 63601
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند 707854که قابل تقسیم بر 7 است و
می شود 101122
7- دوازده امام همان خلفا الراشدین المهدیین هستند
رسالتشان ارشاد و هدایت با تعلیم 7000 بطون قران است
که هم اکنون با تعلیم رمز اول یعنی 7
= التوحید 500 بطن قران اشکار خواهد شد
خلفا - الراشدین - المهدیین
102001 - 216944 - 219437
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند 102001 318945 538382 که
جمع منفرد انها می شوند 63 که
قابل تقسیم بر 7 است و می شود 9
8- خلفا الراشدین المهدیین همان
ایمه المرسلین هستند رسولانی که خاتم
انها امام مهدی است
ایمه - المرسلین
122330 - 2210013
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند 343343که قابل تقسیم بر 7 است
و می شود 49049
9- سوم - حالا وقت ان است که همه 14 نفر محمد
و ال محمد = المطهرون را که قران ناطق هستند در کل قران
محاسبه کنیم
محمد - علی - فاطمه - حسن - حسین
63601 - 65253 - 106604 - 37418
- 63164
علی - محمد - جعفر - موسی - علی
65253 - 63601 - 33872 -
84167 - 65253
- محمد - علی - حسن -
محمد
- 63601
-65253 - 37418 -63601
با سامانه تجمیعی است اعداد می شوند 878059 که قابل تقسیم بر 7 است و می شود 1255437
10- حالا نام المهدی را در کل
قران محاسبه می کنیم که اخریمن فرد از 14 معصوم می
باشد که تا ثابت شود که رسول میثاق انبیاء المهدی است که
رسالت را خاتمه خواهد داد یعنی در زمان او همه 7000 بطون
قران را انسانها تعلیم گرفته اند و هم ا
ا - ل - م - ه - د - ی
52655 - 38102 -
26735 - 17194 - 5991 -25746
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند
52655 90757 117492 134686 140677 166423
که قابل تقسیم بر مقلید مفتاح رقمی 7 =
التوحید قران هستندو می شود
237747343824478123024989867964665
11-ممکن است تشکیک شود المهدی کیست در
اینجا نام کامل او را در کل قران محاسبه
می کنیم . مهدی شریک القران است و اوست که قران را صد درصد
و در تمام بطون خود در معانی حقوقی عملی خواهد
کرد و او محمد ابن الحسن = قران ناطق است
محمد - ابن - الحسن
63601- 91414
- 128175
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند 63601 155015 283190 که
جمع منفرد انها می شود 56 که قابل
تقسیم بر 7 است و می شود 8
12-و در نتیجه کل قران -
مذهب الشیعه - یعنی مذهب همه انبیاء و مرسیلین را تایید
و تصدیق می کند
ا - ل - ش - ی - ع - ه
52655 - 38102 - 2224 - 25746 - 9405 -17194
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند
52655 90757 92881 118627 128032 145226
که جمع منفرد انها می شود 140 که قابل تقسیم بر مقلید
مفتاح رقمی 7 = التوحید قران است و
می شود 20
13 – شيعه چه
کسانی هستند انهائی پیرو محمد و ال محمد کما ابراهیم و ال ابراهیم
هستند
شیعه - محمد - و - ال - محمد
47766 - 63601 - 25676 - 95757 - 63601
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند 191401 که
قابل تقسیم بر 7 است و می شود
27343
14 – وحالا نام کامل مذهب حق و قرانی و الهی
را که مذهب محمد و ال محمد است محاسبه می کنیم
شیعه - سنه - الله - و - جماعه - محمد - و - ال - محمد
47766 -50562 -146053-25676 -56651- 63601 - 25676 -90757-63601
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند
47766-98328-244381 -270057- 326708-390309
-415985 -506742 -570343
جمع منفرد انها می شوند 231 که
قابل تقسیم بر 7 است و می شود 33
14- انبیاء و المرسلین که ابراهیم و ال ابراهیم کما محمد
و ال محمد همه در دین و مله حنیف =
اسلام شیعه و حزب الله با نوع مدیریت الشوری
و البیعه یعنی اختیار و انتخاب مردم یعنی حق و حقوق انسان
ازاد و مستقل می باشند
حزب - الله
17230 - 146053
با سامانه تصفیفی این اعداد 17230 - 146053 قابل
تقسیم بر 7 است و می شود
163283
15 - و بالاخره المهدی همان قران
ناطق زنده خداوند است که
هر دو بقیه الله هستند یکی
صامت
و دیگری ناطق است
خداوند دو ثقل گرانها برای بشر گذاشته
است کتاب الله = قران صامت و المهدی
= قران ناطق و
هر دو در یک ایه ترمیز و ترقیم کرده است محاسبه
می کنیم
سوره 11 ایه 86
بَقِيَّتُ ٱللَّهِ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُم
مُّؤۡمِنِينَۚ وَمَآ أَنَا۠ عَلَيۡكُم بِحَفِيظٖ ٨٦
ا -
ل - م - ه -
د - ی
5 - 4 - 6 -
1 - 0 - 5
اگر این اعداد را با سامانه تجمیعی عمل کنیم 21 می
شود که بر 7 قابل
تقسیم است و می شود 3
سوره 11 ایه 86
بَقِيَّتُ ٱللَّهِ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُم
مُّؤۡمِنِينَۚ وَمَآ أَنَا۠ عَلَيۡكُم بِحَفِيظٖ ٨٦
ا - ل - ق - ر - ا -
ن
5 - 4 - 1
- 1- 5- 5
با سامانه تجمیعی این اعادا می شود 21 که
قابل تقسیم بر 7 است
و می شد 3
طبق
تعلیمان امام مهدی در زمان غیبت ولایت از
ان عموم مردم است و
مقام اولی الامری = حکومت کنندگان = امامت شورائی است
و هیچ فردی نباید مساوی معصوم و در جای
معصوم قرار گیرد
سوره 5 ایات 55 و 56 –
ولایت مطلقه از ان خداست
ولایت حخاص از ان رسول الله یعنی
همه محمد و ال محمد که رسل الله هستند
و ولایت عام از
ان همه مردم است که در شورا با (اختیار استصواب ) و بیعت (انتخاب احسن )می کنند یعنی ولایت
مردم از راه شورا و بیعت اعمال می شود هم در
انتخاب مجلس او هم در انتخاب اولی الامر به این
ترتیب حاکمیت ولایت مردم اعمال می شود
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ
ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُمۡ رَٰكِعُونَ ٥٥
وَمَن يَتَوَلَّ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَٱلَّذِينَ
ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزۡبَ ٱللَّهِ هُمُ ٱلۡغَٰلِبُونَ ٥٦
الشوری - و -
البیعه
65 - 20
- 54
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند 65 85 139 که
قابل تقسیم بر 7 است و می شود 199795
سوره 9 ايه 71
وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ
بَعۡضٖۚ يَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ
ٱلۡمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَيُطِيعُونَ
ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ أُوْلَٰٓئِكَ سَيَرۡحَمُهُمُ ٱللَّهُۗ إِنَّ ٱللَّهَ
عَزِيزٌ حَكِيمٞ ٧١
الشوری - و -
البیعه
79 22 - 60
با سامانه تجمیعی این اعداد می شوند 161 که قابل تقسیم بر
7 است و می شود 23
اولیاء الله که در درجه
اول محمد و ال محمد هستند فقط با شورا و بیعت مردم مقام اولی
الامر ی یعنی حکومت را بدست می گیرند همچنانکه تاریخ گزارش می دهدمحمد
و ال محمد چنین کردندو چون حقوق مردم را رعایت
می کردند و خوف و حزنی هرگز از اخرت خود نداشتند
سوره 10 ایه 62
أَلَآ إِنَّ أَوۡلِيَآءَ ٱللَّهِ لَا خَوۡفٌ
عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ ٦٢
الشوری - و - البیعه
22 - 4 - 22
با سامانه تراکمی این اعداد می
شوند 22 26 48 که
قابل تقسیم بر 7 است و می شود 68946
قران چگونه
کتابی است ؟
قران کتابا متشابها مثانی از پدیده
ها و امر های واقع مستمر تکرار شونده تقابل
حق و باطل است
بنا
براین وظیفه علم اصول فقه حق و
حقوق کتابی تبیین حق از باطل است
سوره 29 ايه 33 القران هو کتابا
متشابها مثانی ( تشابه الحق و الباطل )
ٱللَّهُ نَزَّلَ أَحۡسَنَ ٱلۡحَدِيثِ كِتَٰبٗا مُّتَشَٰبِهٗا مَّثَانِيَ تَقۡشَعِرُّ مِنۡهُ جُلُودُ ٱلَّذِينَ يَخۡشَوۡنَ رَبَّهُمۡ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمۡ وَقُلُوبُهُمۡ
إِلَىٰ ذِكۡرِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ هُدَى ٱللَّهِ يَهۡدِي بِهِۦ مَن يَشَآءُۚ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنۡ هَادٍ ٢٣
خداوند است که نازل کرد نیکوترین حدیث را کتابی که متشابه دوتائی ( تبیین حق و باطل ) است می لرزد
از او پوستهای آنانکه می هراسند پروردگارشان را سپس نرم می شود پوستهایشان و
دلهایشان بسوی ذکر خداوند – آن است هدایت خداوند که هدایت می کند بسبب او کسی را
که می خواهد – و هرکس را گمراه کند -خداوند پس نیست برای او از هدایت کننده ای
الحق - و - الباطل
38 - 6 - 73
با سامانه تراکمی این اعداد می شوند 38 44 117 که
جمع منفرد انها می شوند 28 که
قابل تقسیم بر 7 است و
می شود 4
در زیر تقابل صفات 14 گانه حق و باطل
را می آوریم که از ایات قران استنباط شده اند
تقابل های حق و باطل
1-حق - هستی وواقعیت دارد
باطل - نیستی و خیال است
2-حق -اصول سالمی دارد
باطل - اصول سالمش را آفت زده است
3-حق - اعمال توانائی در حدود است
باطل - اعمال زور و تجاوز است
4-حق - ذاتی و داشتنی است
باطل – سلب كردنی و غصب است
5-حق - شفاف و مبین است
باطل - مبهم و کدراست
6-حق - تناغم وسیله و هدف است
باطل - تناقض وسیله و هدف است
7-حق - همه مکانی و همه زمانی است
باطل – همینجا و اکنون است
8- حق - بازکننده راه آینده است
باطل- سدکننده راه آینده است
9-حق -عمرش بی نهایت است
باطل - عمرش صفر است
10-حق - تکلیف عمل به حقوق انسان است
باطل - تحميل عمل به بطلان انسان است
11- حق- عمومی یعنی مصلحت است
باطل - انحصاری یعنی مفسدت است
12-حق - ابلاغ وانذار وبشارت است
باطل - کتمان وتوهم وتحریف است
13-حق - اختیار وهدایت است
باطل - اجبار وضلالت است
14-حق - فوز ونعمت است
باطل - خسارت ونکبت است
و
فهرستی از تقابل ميان حق و باطل را در زندگی
جمعی می آوریم که در فهم معانی
قرآن ما را یاری می دهدو این تقابل حق و
باطل برپایه علم
اصول فقه حق و
حقوق از خود قران استخراج شده است .
بعد سياسي
1 ـ باطل: جانبدار موازنه شرك
و رابطه زور با كشورهاي ديگر است وقتي قوي است ميخواهد بر اينو آن مسلط
شود وقتي ضعيف است ميخواهد تحت حمايت اين و آن قرار گيرد اين سياست به
سودگروههاي حاكم بر زيان توده مردم است.
حق: جانبدار موازنه توحيدي و
رابطه به قدر توانائي و لياقت و خواهان از بين بردن روابط مسلط وزير سلطه
است يعني نه مسلط شدن و نه زير سلطه رفتن كه موافق رابطه توحيدي است.
2 ـ باطل: جانبدار تراكم و
تكاثر اختيارات در شخص رهبر به مثابه مظهر زور حاكم است.
حق: اين اختيارات را غصب ميشناسد
و سرنگون كردن آن را واجب عيني ميداند سرنگون كردنسامانه ای كه هم به
زور دروني و هم به زور خارجي وابسته است. سرنگوني حكومت دست نشانده برايحق
شعار اساسي است.
3 ـ باطل: جانبدار استبداد سياسي
ـ كه در آن گروهبنديهاي حاكم درسلسه مراتب ردهبندي ميشوند و موافق جائي
كه در اين سلسه مراتب دارند به مردم زور ميگويند.
حق: مخالف اين استبداد سياسي و
مخالف ردهبندي سياسي جامعه بر پايه زور است.
4 ـ باطل: خود را قيم جامعه ميشناسد
و رهبر را مصدر بقاء نظام و مخالف مشاركت مردم درسرنوشت خويش و اصل شور و
انسان سالاري است.
حق: شوري و شركت انسان را در امور
خويش اصل ميداند و مصدر حقانیت همه
مقامات و نظام رااز خود مردم به عنوان خلیفه الله ميداند.
5 ـ باطل: وظيفه نظامي يعني
جنگ و يا دفاع در برابر مهاجمات نظامي را وظيفه خود ميداند و برايمردم در
اين باره نه چیزی تنها قائل نيست بلكه به قول سلطان محمود غزنوي اقدام
مردم را به دفاع از خوددر برابر حمله خارجي را دور از وظيفه آنها ميداند و
بابت اين عمل بايد جريمه بدهند.
حق: شركت عمومي را در دفاع از
خود واجب ميشمارد و موافق آن نيست كه قشون از جامعه جداگردد
6 ـ باطل:موافق ايجاد مرزهاي
گوناگون نژادي ـ قومي ـ ملي و گروهي و... است. تا بدانها تراكم و
تكاثراختيارات و انواع رابطه شرك و تضاد را بسود خود
ممكن گرداند
حق: همه مرزهايي را كه زور در
ميان گذاشته است برسميت نميشناسد و آنها را نفي ميكند
7 ـ باطل: نيروهاي فعال جامعه
را بزور تبديل ميكند و درآمدهاي ملي را خرج آنها ميكند قشون ومخارج آن را
از جامعه تأمين ميكند و رشد آن را بجاي رشد انسان و جامعه مينشاند.
حق: انسان و رشد او در نتيجه رشد
جامعه را هدف قرار ميدهد و قشون را در حد دفاع سامانميدهد.
در نتيجه:
8 ـ باطل: هيچ حقوق ثابتي را
براي احدي برسميت نميشناسد مجموع تكاليف فرد را در جامعهمنزلت ميگويد و
اساس را بر چاپلوسي ميگذارد.
حق: اصل چاپلوسي را نفي و موافق
رابطه توحيدي كه همان رابطه انسان با خداست رعايت اصللياقت را واجب ميشمرد.
9 ـ باطل: قضاوت را ابزار،
اعمال استبدادی و سلب ازادهاي خدا دادی ميكند و اختيار قضاوت را در دست
اولی امر غیر منتخب یا منصوبان او قرار ميدهد.
حق: مخالف حاكميت اولي امرغیر
منتخب بر قوه قضائيه است و ميخواهد كه
مردم خود قاضي القضات را انتخابكنند و قاضي را آزاد و مستقل ميداند و قاضي
بايد از تعرضات مقامداران مصون باشد.
10 ـ باطل: آدمي را در رابطه
با مظهر اولی الامر انحصاری غیر منتخب تعريف ميكند و آدميان را براساسوظيفهاي
كه در قبال مقام دارند طبقهبندي ميكند.
حق: آدمي را در رابطه با خدا
تعريف ميكند و آدميان را دارای اختیار و انتخاب و حق وتکلیف ميداند و آن
طبقهبنديرا شرك ميداند و بدان طبقهبندي سياسي جامعه را نفي ميكند.
در بعد اجتماعي
1 ـ باطل: وابستگي به مقام
مطلقه را اصل و لياقت و استقلال و آزادي افراد را فرع ميشناسد از
اينرو جاي هر گروهرا در سلسله مراتب اجتماعي پيوندهاي افقي و عمودي آن
گروه قرار ميدهد.
حق: اصل را بر خلیفه الهی هر
فرد و رعايت اصل شورا و استقلال و آزادي را واجب ميشمارد.
2 ـ باطل: پاسدار اصول مادي
طبقهبندي اجتماعي است و جامعه را براساس وظيفه هر گروهطبقهبندي ميكند.
حق: تنها يك اصل را كه همان
تقوي (يعني تعایش سلمی با دیگران و حفظ حقوق انسان حتی این انسان مشرک باشد )
را ميپذيرد.
3 ـ باطل: نه تنها رهبر و سران
كشور را از نژاد ويژه ميشناسد بلكه تبعيضهاي نژادي و قوي و ايليو طائفهي
و خانداني از شرايط استواري سامانه ای ميداند كه خود را پاسدار آن
تبعيضها ميشمارد.
حق: همه انسانها را فرزند دو آدم
ودو حوا و آنها : را از خاك ميداند و آنها را مانند دانههاي يك شانهبرابر ميداند.
4 ـ باطل: جانبدار پر وپا قرص
شيء جنسي شمردن زن است و زن را وسيله ايجاد و بريدن پيوندها واسباب رفع
نيازهاي آني و روزمره حاكمان و فقط توليد نسل تلقي ميكند
حق: زن و مرد را از يك جنس و هر
دو را يك مجموعه ميشناسد و در راه ايجاد و منزلت انسانيبراي زن مبارزه ميكند
تمامي نمودهاي زور اجتماعي و مطلقالعناني را نامحرم ميشناسد و از
زن دربرابر آنها دفاع ميكند و تأمين امنيّت اجتماعي براي زن را سرلوحه خود
قرار ميدهد و سنگينترينمجازات را براي كساني كه مانع فعاليت آزاد و
مستقل اجتماعي زنان شوند قائل ميشود.
در بعد اقتصادي
1 ـ باطل: مظهر آن يعني پول و
صاحب آن را مالك زمين و زمان و جان مردم
ميشناسد
حق: خدا را مالك ميداند و در نتيجه
و به قاعده تخليف هر انساني را مالك كار خويش ميشناسد وزمين و منابع آن
را مال همه نسلاً بعد از نسل ميداند
2 ـ باطل: جانبدار استبداد اقتصاديبا حاکمیت ربا
است و موافق شمارش در طول
تاريخ بشر همواره 46 روش ربوی
به بكار ميرفته است و می رود
حق: با استبداد اقتصادي يعني
افتادن اختيار انسان و زمين و منابع آن در دست صاحبان مقام مخالف است و تمامي روشهاي چپاول با
رنگ قانوني را حرام ميداند.
3 ـ باطل: در جهت دادن به
فعاليتهاي اقتصادي تراكم و تكاثر و رشد سرمايه داری را معيار و ملاك قرارميدهد
حق: هر توليدي را كه با نابودي
انسانها و منابع طبيعي ملازمه دارد حرام ميداند و منع ميكند.
4 ـ باطل: مصرف محور است وهر
چيز ی را كه توقعات تراكم و تكاثر اختيارات و زورمداري را سازگار باشد رواميداند.
حق: تولید محور است و هر يك از
انها را نسبت به مورد حرام یا مكروه ميداند.
5 ـ باطل: بخش عمدهاي از
مازادهايي توليد اقتصادي نيروي كار را به توليد فراوردههاي اسارت بار
وتخريبي ميگمارد.
حق: با كاربرد سرمايهها در فعاليتهاي
تخريبي و بخصوص با خارج كردنسرمايهها از مدار اقتصادي و انداختنش در
رقابتهاي بر سرمقام مخالف است.
6 ـ باطل: نه تنها خود بخش
مهمي از مازادها را به صورت گنجينه و... از فعاليتهاي توليدي خارجميكند
بلكه همواره متوجه اين معني هست كه مازادها در صورتي كه از ميدان توليدي
خارج نشودموقعيت او را به عنوان انحصاراقتصادي به خطر ميافكند از اينرو
بطور گوناگون سرمايهها و نيرويكار و منابع توليدي را به نيروي فسادكننده
بدل ميكند اگر هم نتواند حداقل خنثي ميكند فقدانقانونمندي پايدار موجب ميگردد
اين رسم عمومي گردد انحصار اقتصادي خود را اصل و مردم وزمين و منابع و
نسلهاي آينده را فرع ميداند و هر وقت موجوديت خوبش را در خطر بيند در
فسادانسان و طبيعت و منابع آن ذرهاي درنگ نميكند.
حق: زمين و منابع آنرا از آن
عموم بشري ميشناسد حق همه نسلهامي شناسد و فساد آن را حرام وانحصاري
اقتصادي را از اسباب فقر و عقب ماندگي و تورم ميداند و حاكميت اقتصاد ربوي در بانكهارا اساس ركود توليد وام الفساد اقتصادي ميشناسند و با آن مبارزه دائمي كرده است و
ميكند.
بعد فرهنگي
1 ـ باطل: جانبدار مبداء كتمان
(سانسور) به عنوان منشأ همه چيز است.
حق: اين مبداء را بطور قاطع نفي ميكند
و بيانگر و خواستار آزادي بيان و قلم و اجتماعات و چاپ ونشر است
باطل: خارج از موازنه شرك
يعني رابطه زور كه در آن انسان يا مطلق فعال و يا مطلق منفعل استرابطهاي
را به رسميت نميشناسند.
حق: بيان موازنه توحيدي و رابطه
انسان و خداست يعني تنها رابطهاي را پايه قرار ميدهد كهبراساس عدم زور
ميتوان بر قرار كرد و براساس اين رابطه
الف: براي انسان جز سعي و كوشش
چيزي را به رسميت نميشناسد و هر موقعيت و امتياز و... كه زورتحصيل شده
باشد غيرقانوني ميشناسد به بيان ديگر تنها يك پايه را قانوني ميداند و آن
پايه نسبيبودن و فعال بودن است.
ب: در امكان آن همه را برابر
ميشناسد و با هر گونه مانع سياسي، اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي كهاين
برابري را مختل كند مبارزه ميكند
ج: از آنجا كه رابطه انسان و
خدا مستقيم است هر انساني را امام و پيش آهنگ تلقي ميكند
2 ـ باطل: عقيده را تابع
نيازهاي مقام ولايت مطلقه انحصاريغیر منتخب ميداند و جز اين نميتواند باشد
زيرامقام مطلقالعناني با وجود حاكميت دین نه تنها تراكم و تكاثر نمييابد بلكه
نطفه نميبندد ازاينروست كه در جريان تاريخ باطل همواره كوشيده است
اختيار تأويل، تفسير، تفقه اجتهاد و فتوايديني را بدست آورد هر وقت اين
فاجعه رخ داده است با پيدايش نيروهاي قيام گر حق جايگاه و بياناصلي خود
را از نو بدست آورده است.
حق: جانبدار حاكميت عقيده بر
اعمال مقامات كشوري و بخصوص بر اولي امراست از اینرو هیچ مقامی مطلق نیست و
ملزم به حدود اسلام است- مقام مطلقه خروج از اسلام است
3 ـ باطل: يكي از صحنههاي
اصلي مبارزه حق و باطل تصدي مصدر قانونگذاري است باطل بر دوامكوشيده است
اختيار قانونگذار را بدست آورد به سخن ديگر كوشيده است به بيثباتي منزلتها
جنبهقانوني بدهد چنان شود كه قول و فعل مقام ولايت مطلقه انحصاري غیر
منتخب جنبه قانون پيدا كند و وي منشأقانون بشود و هر حرفي را زد و هر عملي
را كرد فوراً جنبه قانوني پيدا كند و خود را مافوق قانون اسلام بداند.
حق: جانبدار تعلق قانون براي
خداست و جامعه به عنوان خليفه الله سرنوشت جامعه را خود بدستدارد اولي
امر و قاضي القضات مجري قانون و تابع آن هستند و قانونگذاري بايد بر پايه
اصول ديناسلام بدست نمايندگان واقعي مردم باشد نه مجلسی كه اول تعيين
ميشوند و بعد از مردمبيعت ميطلبند (فلته استصوابی در صدر اسلام همین بود
)
4 ـ باطل: براساس مدار قرار
دادن خود جانبدار شرك عملي، يعني تضاد تك محوري درنتيجه مبلغ جبر و تفويض
است، خود را مطلق فعال، مردم را مطلق منفعل ميداند نشانه ازخودبيگانگي هر
ديني و تبديلش به ابزار زورمداري همين گرايش به جبر و تفويض است چنانكهمسئله
جبر و تفويض با معاويه به قلمرو اسلامي راه جست اين عقيده هر اختياري را
از جامعه سلبميكند و در عمل مقام اولی الامر غیر منتخب را فعال مايشاء ميداند.
حق: با اين جبر و تفويض مخالف
است حق انسان را صاحباختيار نسبي و فعال ميداند و بنابر آن تنها در رابطه
با خدا كه مطلق و فعال است اما مطلقالعناننيست و مطلق منفعل هم وجود
ندارد، انسان را تعريف ميكند و انسانها ميتوانند نسبت يكديگرنسبي (مقدر )و
فعال گردند در نتيجه جامعه از آدمهاي نسبي و فعال تشكيل ميشود انسانهايي
كه آزاد ومستقل هستند.
5 ـ باطل: جانبدار مطلقالعناني
و حاكميت انحصاري مقام غیر منتخب است و دين بازيچه دست آن است
حق: جانبدار ولايت شورای مردم ـ و دين را، قانون زندگي و حركت و
پويايي ميداند.
6 ـ باطل: چون بزور اسلحه و
چماق نميتواند انديشه و عمل را مهار كند محتاج ذهني كردن مأمورمخفي است
طوري كه هر كس در فكر خود آن را احساس كند و از ترس اين مأمور مخفي كه در
مغزخود به مراقبت گمارده است هر انديشه و عملي را مخالف مقام مطلقالعنان
بداند كنار ميگذاردبدينسان ترس از زور به خمير مايه هر انديشه و عملي تبديل
ميگردد.
حق: هر گونه ترس از هر مقامي را
شرك بخدا ميخواند و پيام او يك دعوت رسا به مبارزه با همهروشهايي است كه
بيانگر زورمداري هستند حق انسان را خليفه الهي ميشناسد و ترس از هر پديده
وهر زوري را خلع از مرتبه خليفه الهي و هيچ شدن است پس ميگوئيم تبديل
شدن بوسيله و ابزارفساد در دست زورمداران تلقي ميشود و بر دوام به انسان
يادآور ميشود برده ترس خويش مشو ـمبارزه با پرستش شخصيت همين است و اين
جهاد اكبر است.
7 ـ باطل: بحكم مطلقالعناني
انديشه و عمل آدميان را در مدار بستهاي محبوس ميكند در اينمدار، هر ماديتي
تنها به نمودهاي ذهني زور تبديل ميشود و اين نمودها ناگزير به نمودهاي
ماديتبديل ميشود و.
در اين مدار بسته و بسته به
روي هر معنويتي، هر نيازي تا مادي نشود در فهم نميگنجد و تا بهصورت
فرآورده و كالا و يا اعمال زور و ارتكاب انواع فجور مصرف نشود ارضاء نميگردد
در اين مداربسته ـ جز تبديل همه نيازها به زور فسادكننده هيچ گريز گاهي
باقي نميماند در اين مدار انسانهاهيچ زمينه فكر و عملي جز براي فساد ندارند
و در اين فسادگري يكديگر كه ابعاد آن زمان به زمانبزرگتر ميشود نابرابريها
در جامعه زيادتر ميشود و در اين مدار بسته حل، هر تضادي در گروهنابرابري
بزرگتر است و اين بزرگتر شدن نابرابريها مدار مرگ هر معنويتي و هر ارزش است.
حق: جانبدار يك مدار باز است در
اين مدار انسان از پايبند فجور بدر ميآيد و هر ماديتي بهمعنويتي تبديل ميشود
كه بيانگر ارزشهاي الهي (اصول دين علم اصول فقه حق و حقوق) هستند در اين
مدار تماميمحدوديتهاي سير به كمال از پيش پاي فكر و عمل آدمي برداشته ميشوند
در اين مدار هيچ ماديتيبه ذهنيتي فسادگر بنابراين به زور تبديل نميگردد
در اين مدار انسان از توليد و مصرف كالاهايي كهفسادانگيز است بينياز ميشود
و از اينجا امكان از بين رفتن ندرت (فقر) و نابرابري مادي بوجودميآيد، در
اين مدار انسان خود ميشود آزاد و سازنده، مستقل و برابر، مستقيم و كمال جو
ميشود ومعنويت از دست رفته خويش را بدست ميآورد.
8 ـ باطل: و اين همه تضادها
ميان حق و باطل در نفي ارزشهاي يكديگر تجلي ميكند باطل زور را درتمام
نمودهايش ارزش ميكند.
حق: همه ارزشهايزور را ضد
ارزش ميشناسد و قدرت در مجراي قدر الهي يعني تاصول سنه الله را ارزشميداند
1 ـ باطل: رهبر را به عنوان
زور مطلق ميشمارد و مقام مطلقه
انحصاري غیر منتخب از جانب خداميداند
حق: آن رهبر را به عنوان طاغوت
ميشمارد.
2 ـ باطل: پول را ارزش برين ميكند
و آن را هدف خود قرار ميدهد
حق: پول را وسيله ميشناسد و آن
را در رشد انسان به كار ميبرد
3 ـ باطل: خدمتگذاري به مظهر
مقام مطلقه انحصاري غیر منتخب را ارزش ميكند
حق: آن را حرام و عبادت غير خدا
ميداند.
4 ـ باطل: ميزان نزديكي هر كس
را به مقام مطلقه را ، معيار شأن و مرتبت و ارزش انسانميداند
حق: دوري از آن را و ضديت با آن
را ارزش ميكند
5 ـ باطل: اطاعت كوركورانه از
مقام ولايت مطلقه انحصاريغیر منتخب را
ارزش ميكند
حق: اطاعت از آن را ايمان به
طاغوت و كفر به خدا ميداند و مبارزه با او را جهاد افضل مينامد وقيام بر
عليه او را والاترين ارزشها ميشمارد و آن را تقديس ميكند.
6 ـ باطل: حرب یعنی جنگ تجاوز
كارانه و غلبه و سلطه بر ديگران را ارزش ميكند و براي آن حماسههايآتشين
ميسازد
حق: اين جنگ را تبهكارانه مينامد
و آن را مفسد في الارض ميداندو صله را ارزش برین می داند
و...... و........و بر پاية اصول
پنجگانه دين اسلام كه علم اصول انديشه
و عمل انسان است ارزشهاي الهي را تاافق بينهايت معنويت بر وي انسان ميگشايد.
خلاصه ای از
تقابل حق و باطل در صفات اولی الامری= حکومت کنندگان
1 ـ باطل:: سلطه جوئي بر جامعه
را از راه اعمال زور و خشونت و گره هاي فشار ارزش ميداند
حق: آن را
ضد ارزش ميشمارد و توحيد با يكديگر با جستجوي يك هويت جمعي و كاملتر را از
راهامر به معروف و نهي از منكر بدون اکراه را ارزش برين و جهان مشمول ميشوند.
2 ـ باطل: اصالت فرد (یاجوج )و
تفرد فعاليت و حركتهاي رقابتي را در محدوده، زور و براي دستيابي به
مقامات بدان ارزش ميدهد و يا ايجاد
مجموعه انحصار طلب (ماجوج )را ارزش ميكند.
حق: هر دوي آنها را ضد ارزش ميداند
و شورا را ارزش برين ميشمارد و مبارزه با زور را ارزشدائمي ميداند و حركتها
و مناسبتها را براي عموم مردم ميداند انحصار چه فردي و چه گروهي رانفي
ميكند.
3 ـ باطل: رياستطلبي را كه از
راه زد و بند بدست ميآيد ارزش كرده و مقام مطلق العنان را فوقارزش ميشمارد
حق: امامت
شورائی در زمان غیبت را ارزش ميداند و
همه را مسئول و همه را امام تلقي ميكند واين است آنجلوهگاه توحيد آن
جامعهاي كه قرآن نويد داده است .
4 ـ باطل: ستمگري را ارزش ميداند
و هر كس ستمكارتر باشد او را قاطعتر ميشمارد
حق: ستم كاري را ضد ارزش و آن
را نه قاطعيت بلكه قاتليت ميداند و عدالت را ميزان، موازين ديگرميداند
توحيد، بعثت، امامت در عدالت تجلي ميكنند و اين سخن امام علي(ع) را بياد
ميآورد خصمستمگران و يار مظلومان باشد.
5 ـ باطل: جستجوي سرنوشتهاي
فردي را كه در آن اختيارات مطلقه و مرگناپذير گردد راارزش ميداند
حق: جائي كه
اختيارات مطلقه و مرگناپذير گردد جهنم مينامد ـ جهنمي كه هيزمش خود آدميان
وطعمه آتش انسانيتشان است در عوض حق، سرانجامی را ارزش ميكند که در
آن انسان به طور قطعي از همهعوامل انحرافكننده رها شده باشد و اصول پنج
گانه دین را ارزشهاي الهي بطور قطع
حاكم شده باشد و آنبهشت جاويدان است.
سبحان الله - سبحان الله - و لله الحمد والسلام